پیشنهاد‌های محسن نقدی (١,٥٢١)

بازدید
٤,١٩٩
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشنهاد واژه "بِدُنِگ، دُنگدار، دُنگوَر" به جای "سهیم". "سهم" برابر "دُنگ، دانگ" است و "سهیم" برابر "سهم دار، دُنگ دار، دانگ دار". "بِدُنگ" از پیشو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

{ش} ای که {نامِ ستاک=اسم مصدر} ساز است، که در {آموزش، خوانش، رَوِش. . . . } می بیینم، در زبانِ پهلوی به ریختِ {ایشن} بوده است که به روشنی با {tion} د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دخیل به کسی می گویند که در چیزی یا کاری دست دارد و کاره ای هست. پس می توان دست اندر کار را برای این واژه به کار برد دخیل گویش:dakhil ریشه از:عربی بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ما واژه ی{گوثَر} را در پارسی داریم که در برخی گویش های ایران، بکار برده می شود و به چَمِ {مرغوبیت/اصل} است و به روشنی همان {گوهر} است. ما در ریشه یِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برگرفته از {سَنگیدن} است که خود برگرفته از {سَنگ} است. از آنجا که در گذشته {وزن کردن، ارزیابی} بیشتر با {سَنگ} بوده است، کارواژه یِ {سنگیدن} ساخته ش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بررسیِ واژگانِ {سَنج، سنجه، سَختَن، سَنگ. . . . }: ما ریشه یِ {هَچَنگَ/هَچَنَه} را در اوستاییِ کُهَن داشتیم به چَمِ {سنگ، وزن ( جرم ) } که سپس به ریخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چم، چمار. ساختار واژه دوم چمار به این شیوه است/باید از کاربر مهدی کشاورز برای این ساختار واژه سپاسپگزاری کرد، این ساختار برگرفته از دیدگاه ایشان زی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژگان {رشکین، رشکآمیز، رشکیک} از برابر های آن واژه اَند. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

{اُبُهَت} برگرفته از {آب بَها} در پارسی است. این را در نِبیگِ {واژه نامی ریشه شناسیک/اِتیمولوژیکال پارسی، انگلیسی و دیگر زبان های هندو اروپایی} در ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

{سینوسی} ( در گویش روزانه ) به چیزی می گویند که {فراز و نشیب} بسیاری دارد. پس می توان از {پرفراز و نشیب} بکار برد. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

{دینامیک} به چَمِ {پویا/گارا} است و {دینامیکی:پویایی/گارایی} اگرچه {دینامیک} به چَمِ {پویایی شناسی/گارایی شناسی} نیز بکار برده می شود. بِدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میتوان به جای {خالی} گفت {پوچ، تهی}.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بررسی واژگانِ {سَود، سودَن، سَوَ، سوتَ}: امروزه واژه یِ {سود} را داریم که به روشنی، ریختِ کُنیکیِ کارواژه است. شاید بپرسید که ریشه یِ این واژه چیست؟ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ما در زبانِ اوستایی، واژه یِ {سَوَ:سود، بهره، پاداش. . . } را داشتیم. این واژه به روشنی با {سود} در پیوند است که با دیدنِ {د} در پایانِ آن و ساختاری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تعریف کردن برابر گستردن و شناساندن چیزی است. خود واژه "تعریف کردن" برابر شناساندن است ( عرف=شناخته، تعریف دارای ریشه تفعیل و آهنگ تفعیل است پس براب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشنهاد واژه "روبش" به جای "تَعَجُب"، واژه "روبا" به جای "مُتَعَجِب"، واژه "روبان" به جای "عجیب، تعجب بر انگیز" و "روب" به جای "عَجَب" ما در زبان اوس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( این دیدگاه تنها برای فرستادن فرتور ِ پشتوانه دیدگاه پیشین است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جواب برابر پاسخ است ( !! )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عادل به کسی می گویند که عدل ( داد ) را بر پا می کند. پس برابر عادل می شود دادگر. عادل گویش:adel پارسی یا عربی یا انگلیسی:عربی برابر پارسی:دادگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر پارسی "معنی" می باشد. با "مینوی، مینو" هم خانواده است. بدرود!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از دو بخش "آز" که پیشوند است و "مودن" که برابر "سنجش" است ساخته شده است. اینکه پیشوند "آز" چه مینه ( =معنی ) ای دارد هنوز آشکار نیست، ولی پیوند ( =ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

احتمال گویش:ehtemal پارسی یا عربی:عربی برابر پارسی:تراز شایدی، بخت پدیده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میتوان واژه "ایندَم" را به کاربرد. "دَم" بَرابَر "لَحظه" است و "ایندَم" برابر "این لحظه". پس میتوان به جای "حالا" بگوییم "ایندَم". بدرود دوستان، ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر پارسی آن "شادابی" و "خوش اُژ" می باشد. واژه دومی "اُژ" برابر "انرژی، حال" است. پس "خوش اُژ" برابر "پر انرژی ای" می باشد که برابر "طراوت" است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ما واژگان {کیهان/گیهان/جهان} را داریم که همگی برگرفته از ریشه {گَئیثَ} در اوستا به چم {جهان، موجودات جهان، زیست، طبیعت} هستند. {گَئیثَ} را اگر بخواه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در هواشناسی گونه آب و هوایی را نشان می دهد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به جای واژه های "متوسط، مِدیوم" بگوییم "میانه"، به جای واژه های "حداکثر، های" بگوییم "بیشینه" و به جای "حداقل، لُو" بگوییم "کَمینه" این واژگانی که به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مثبت از ثبت می آید و بر آهنگ مُفغَل می باشد. مفعل برابر چیزی است که در آفرینه فعل است. پس مثبت برابر چیزی است که در آفرینه ( در اثر ) ثبت است و در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دیدگاه شماره 2 درباره این واژه: پیشنهاد نخست من مال خیلی پیش میباشد و، به گمانم خیلی درست نیست! امروز میخواهیم از دو واژه در زبان پارسی میانه - پهل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشنهاد واژه های "زریدن، زرنده، زرش، زری": زر در اینجا برابر "با ارزش، زیاد" است و پادسوی کاه که برابر"بی ارزش، کم" و از آن واژه های "کاهش، کاهنده، ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

در پِی نکوهش {محسن نقدی}: پیشنهاد های این کاربر پوچ بوده و بهتر است برود کمی چیز یاد بگیرد سپس بیاید اینجا واژه پیشنهاد دهد! بدرود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مهم به چیز ی می گویند که با ارزش و گرانبها باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لا ای که در پارسی است برابر میان است. ولی لا در عربی برابر "خیر" و "نه" است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شام در پارسی نو، برابر خوراک شب است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ما در گزاره ی {به چه دردی می خورد؟} ، {خوردَن} را برابرِ {مطابقت/همخوانی} داریم. چنانچه ما می گوییم {این دو به هَم می خورند}. بهتر است که از پیشوند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ما {بحث/جدال/deate} را داریم که اگر ساختار {debate} را بررسی کنیم، داریم: 1 - dis:پیشوندی است که در پارسی {گُ/وی} را به جایِ آن داریم. 2 - bate:هَما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تیم به هر گروه و دسته می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جذاب ریشه:جذب آهنگ:فعال=کننده فعل پس می توان گفت جذاب کسی یا چیزی است که "جذب" می کند، جذب برابر گیرش است پس می توان واژه "گیرا، گیرنده" را پیشنهاد د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ترکیب اگر ترکیب کردن باشد می شود آمیختن و آمیزش و پیوند دادن. اگر خود ترکیب باشد می شود درهم، آمیخته، پیوند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دیدگاهِ شماره ی 2: با نِگاه به اینکه "الگوریتم" یک رَوَندِ "به پیش رفتن" دارد، پیشوندی که شایسته است از آن بِکار ببریم "فَر" میباشد. پَس از این "فَر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ما در پارسی کارواژه یِ {واختَن} را به چَمِ {گفتن، صحبت کردن} داریم با بُنِ کنونیِ {واز}. ما در اوستایی پیشوندِ {بی} را به چَمِ {دو} داریم که برای آن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

استدلال برابر دلیل آوردن است. دلیل برابر چرایی، فرنود، چیم، بُنِبَر و گواه است. پس استدلال چرایی آوری، فرنودآوری، چیم آوری، بُنِبَر آوری و گواه آوری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه "پشتوانه" از "پشت" و "وانه" ساخته شده است. "وانه" خود از "وان" و "ه" ساخته شده است. "وان" بن کنونی "وانیدن، وانش" می باشد که در "استوانش" که از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از واژه "وَند" واژگان دیگری همچون "پیوند، آوند، پسوند، پیشوند" ساخته شده اند. میتوانیم از همین واژه، "وَندِش" را نوبسازیم. پس واژگان "پیوندش، آوندش، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پارسی میانه، به کوه گَر می گفتند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

"گاه" واژه پارسی است و "ا" با گویش "اَن" ( تنوین ) را که عربی است نمی توان به آن افزود. به جای آن از "گاهی" بکار ببریم: نادرست:او گاها بسیار خشمگین ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بگمانم همان "توانایی" از دیگر واژه شایسته تر باشد. "نیرو" بگمانم بهتر است در فیزیک بکار برده شود. "زور" هم بگمانم بهتر است به جای "قدرت فیزیکی" بکا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آشکار است که {اندیشیدن} از دو بخشِ {ان} و {دیشیدن} ساخته شده است. در اینجا ما برایِ پیشوندِ {ان} چند زانیک ( =حالت ) داریم: 1 - نفی کننده/نیچ کننده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به جای واژه "کُد" بگوییم "رَد، رَگه". "کُد" را میتوانیم بگوییم "نشان، نشانه" است و این واژه "نشان" برابر "رَد، رگه" است. پس می توان به جای "کُد" که ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

راهنمای وازگان کمتر شنیده شده: بن واژه=مصدر، همانند خواندن، شنیدن، ساختن. . . کنشگر برابر پارسی "فاعل" است. ساختار کنشگر اینگونه است: کنش گر گر پ ...