پیشنهادهای محسن نقدی (١,٥٧٢)
می توان از پسوند "ا" بهره ببریم. پسوند ا همانگونه که در گرما، دما، درازا. . . دیده می شود، تراز آن چیز پیش از خودش را نشان می دهد. ما می خواهیم واژه ...
میتوان از واژه های "راهنمایی، راهگشایی، پَرَوی" به جای "هدایت، هدایت کردن" و "راهنما، رهگشا، پَرَوی کننده" به جای "هادی" بکار برد. دو واژه نخستین ب ...
در پاسخ به کاربر /دکتر تهرانی/ ( همین آرش پارسی ! ) : واژه "duchesse" در فرانسوی، مادینه ( =مونث ) واژه "duke" می باشد که برابر "زنی از طبقه بزرگان" ...
به همه پانترک ها: در اوستایی واژه "پَئیری وار" بوده است که "پَئیری" همانند "پَئیتی" که به "پَت" دگرگون شد، به "پَر" و "پَرا" دگرگون شد و سپس به "پیرا ...
درود بر همگی! درباره ی واژه ی {رای} در پارسی، که به چمِ {خرد، تدبیر، اندیشه، عقل، مشورت} می باشد: 1 - در زبان آلمانی واژه ی raten، در زبان هلندی واژه ...
واژه {آجُر} تازی شده ( =معرب ) واژه {آگُر} در پارسی است که خود برگرفته از {آگورو} در پارسی کُهَن است. فرتور را در زیر می بینید: پَسگَشت:رویه 7 از ن ...
ریشه شناسی پسوند "مَند": این پسوند در پارسی از "وَنت" در اوستایی می آید و این پسوند دچار دگرگونی آوایی ( ت/د ) و همچنین ( و/م ) شده است که دگرگونی دو ...
ما واژگان {کیهان/گیهان/جهان} را داریم که همگی برگرفته از ریشه {گَئیثَ} در اوستا به چم {جهان، موجودات جهان، زیست، طبیعت} هستند. {گَئیثَ} را اگر بخواه ...
شاید بپرسید که {آشامیدن} بر آمده از چه ریشه ای و چه پیشوند/پسوند هایی است؟ نیاز است که ساختار این واژه را فروکاویم: 1 - آ:پیشوند است که در {آسودن، آش ...
درود به سرور بزرگوار /مهدی کشاورز/. این از بزرگواری شما است. من که در این تارنما به پای شما و بررسی های شما نمی رسم و هیچ نیستم. سپاس از افزودنی ها ...
{کامه}. بِدرود!
مترادف یکی آرش برابر و یکسان را می دهد یکی هم معنی معنی در پارسی برابر چم، آرش می باشد پس: برای های پارسی مترادف: ۱ - برابر ۲ - یکسان ۳ - هم چم ۴ - ...
واژگان "معنی" و "معنا" واژگان عربی ای هستند که "معرب" هستند. خیلی آشکار است که این واژگان با "meaning" در انگلیسی همریشه است. "ing" ای که به "mean" ...
عینک=عین ک ک در اینجا ک کوچک کننده می باشد. عین هم واژه ای عربی برابر با چشم است. پس عینک=چشمک این برابر، تنها از روی خود واژه بود. فرهنگستان زب ...
درود بر همگی. پیشنهاد واژه "بَرگَشتار، بَرگَشتِمان" به جای "مَرجَع، منبع، منشا، مبدا". این دو واژه از بن کنونی "بَرگَشتَن" با همراه پسوند "ِمان" ی ...
در پاسخ به کاربر /آرش پارسی/: شما هنگامی که دو واژه "فرهنگ" و "فرنگ" را می شنوید، به نگاه کدامشان "محاوره " ای است؟ "فرنگ دیده" همان "فرهنگ دیده" است ...
اسم برابر نام در پارسی است.
برای واژه سازی برای این واژه باید ببینیم که شناسه ( تعریف ) آن چیست. ریاضی روی هم رفته و به شیوه پایه ای دانش شمار ها ( اعداد ) می باشد، درست است ک ...
ای وای بر آن روزی که برخی ها میانِ برخی نژاد ها جدایی بیندازند و دشمنی بیافرینند! پس ای وای بر امروز.
2 دیدگاه درباره ریشه واژه {همَت} و هم خانواده های آن: 1 - برگرفته از {هَم} پارسی است که ریشه ای کهن دارد و در اوستایی نیز به همین ریخت بوده است. 2 - ...
اگر بدانید با گُفتنِ {گیتی/هستی/سپهر/جهان} به جایِ {دنیا}، چه آدم هایِ پلیدی را سرشکسته کردید===لگد در نشیمنگاه آنها زدید، که مایه بدبختی ما همان ها ...
میتوان واژه "گفته، گفتار" را برابر "ادعا" و "گفتن" را برابر "ادعا کردن" گرفت. بدرود!
واژه "زاد"در "همزاد" باید "همزاده" میشد که این چَم ( =معنی ) را برساند، پس چگونه اینگونه شده است که "همزاد" برابر "همزاده" شده است؟ ما در اوستایی واژ ...
"دوستن" بن واژه ای است برابر "دوست داشتن" و از آن واژه "دوستار" ساخته شده است که در اینجا "ار" پسوند ( کنشگر/فاعل ) می سازد. بِدرود!
دیدگاهِ شماره 2، در پیوستِ دیدگاهِ پیشین: یازه ( =منظور ) دیدگاهِ پیش باور های مَن نَبود و بیشتر میخواستم بگویم که {زیبایی} شِناسه ( =تعریف ) ای ندار ...
برگرفته از {سپری کردن} در پارسی است. این واژه سِپَس به عربی راه پِیدا کرده است و به {سَفَر} دِگَرگون شده است. بِدرود!
{کوانتوم} بنا بر ریشه شناسی نِبیگ ها و تارنما هایِ گوناگون، برابر است با {چَند؟چه قدر؟}. آشکار است که {کوانتوم} با {اَند/اَنت:مقدار} در پارسی هَمریش ...
در پاسخ به کاربر /حسین/: آری. این واژه "فلج" از همین واژه گرفته شده است و زبان عربی، بسیاری از واژگانش را از یونانی و پارسی گرفته است برای نمونه "موس ...
( سری بزنید به دیدگاه بنده در زیر واژه معنی ) ما در پارسی واژه "مین" را داریم که برابر و همریشه با واژه "mean" در انگلیسی است. واژه "یعنی" در انگل ...
ما واژه یِ {چیخَ} را در سانسکریت داریم به چَمِ {سیخ} که امروزه به همین ریختِ {سیخ} در آمده است. اگر بخواهیم کارواژه ای برای آن پیشنهاد کنیم، کارواژه ...
می توان از {آبشالود} بکار برد که از {آب} به همراهِ {شالود:شالوده، برابرِ اساس، پایه، بنیاد، زیرین} ساخته شده است ( در اینجا شالوده برابر زیرین، نِهاد ...
واژه ای پارسی است و در زبان های همریشه آن نیز می باشد همانند "no" در انگلیسی و "nein" در آلمانی. بدرود!
تپل بِه گمانم دگرگون شده "توپر" است که کاربر گرامی "فراز پارسی" نیز فرمودند. بِدرود!
"پار، پارا، پرا" پیشوند هایی در زبان پارسی هستند نشان دهنده و برابر "پیش، عقب" و با "pre" در زبان انگلیسی و "pra" در زبان آلمانی همریشه است. این پیش ...
هَمچون {چنگال} که برگرفته از {چَنگَر} است که خود برگرفته از {چَنگرَ} است ( با پسوند {رَ} ) در اینجا هم گویا چنین چیزی به چشم می خورد. {خنجر} برگرفت ...
به جای واژه های "متوسط، مِدیوم" بگوییم "میانه"، به جای واژه های "حداکثر، های" بگوییم "بیشینه" و به جای "حداقل، لُو" بگوییم "کَمینه" این واژگانی که به ...
ما در اوستایی {زَر} را به چَمِ {مسن شدند، سالخورده شدن} داریم که کُنیکی ( مفعولی ) - گذشته آن واژه {زَرتَ} است. پس کارواژه {زَرتَن} ساخته میشود به چ ...
تفاوت گویش:tafavot پارسی یا عربی:عربی برابر پارسی:نابرابری، ناهمسانی
بررسی ساده واژگان "نِوِشتن، نگاشتن" و واژه سازی از آنها. "نوشتن" دارای پیشوند "نِ" می باشد که برابر "به پایین" می باشد. با نگرش ( =توجه ) به مینه ( ...
بکاربردن واژه "دَم" به جای "لحظه، دقیقه، وقت، وهله" و "ایندم" به جای "حال، حالا، فعلا، الان" و "دَمَک" به جای "ثانیه" و "دَموِش، دَمویس" به جای "ساعت ...
داستان و رخداد از برابر های این واژه هستند.
به جای {حاضر} بگوییم {آماده}.
می توان در هواشناسی به جایِ {جریان عَمودی/updraft/downdraft} از {مَکِش} به همراه پیشوند های دیگر بهره جست. updraft:زبرمکش downdraft:زیرمکش جریان عمو ...
{رَه. ا. یی} {ره} از {رستن} {ا} پسوند {یی} هم پسوند است که در اینجا نِشان دهنده ی {بودن} است.
برابر پارسی آن "ارزش دانستن" است. "قَدر" در اینجا برابر "ارزش" است. بدرود!
تام=آزاد اختیار=گزینش تام الاختیار=آزادی در گزینش
می توان به جای "مشخص" از "نمایان، برجسته" و به جای "مشخص کردن" از "نمودن، نماییدن، برجسته کردن" بهره ببریم. "نِمودن" برابر "نشان دادن" است که خود بر ...
عشقِ ما این نبود. ولی خود را در دام انداختیم. به هر روی باید کار را به پایان برسانیم. در آینده هرچه هست زیر و رو می شود و برایتان می فرستاده می شود ...
برابر پارسی واژه "صورتی" که بسیار بسیار از واژه "صورتی" زیبا تر است:"سرخابی" بِدرود!
آشفتگی، آشوب