پیشنهادهای Milad (١,٧٨٣)
Get used to ( گِت یوزد تو ) یک فعل عبارتی بسیار مهم است که به معنای �عادت کردن به� یا �سازگار شدن با� یک موقعیت یا وضعیت جدید است. When I moved fro ...
معطر مثلاً می خوای بگی یک شمع معطر یا دستمال معطر هر چیزی که آغشته به عطر باشه و بوی عطر بده در حالت صفت Smelling scented candles is one of the bes ...
به غیر از In my town now, there isn't a lot to do other than go shopping. No one other than the manager knows the password. ( غیر از مدیر، هیچ ...
تخته اسکیت سواری کردن که یک نوع ورزش هستش که توی آمریکا جوونا و نوجوانا و بچه ها معمولاً تو خیابونا انجام میدن و یک نوع فعل هست I learned how to sk ...
Right in the middle of ( رایت این دِ میدل آو ) یک عبارت تأکیدی است به معنای �درست در وسط�، �دقیقاً در مرکز� یا �در بحبوحه� یک چیز یا یک رویداد. ۱. ...
بازی مثلاً اگر استقلال و پرسپولیس با همدیگر دیدار دارند ما به اون هم بازی می گیم They can see a Cubs or Sox baseball game.
تماشا کردن Would you like to watch a baseball game this weekend?
نمایش هنری مثل تئاتر We can watch a play at the local theatre.
چرخ و فلک در شهربازی The Ferris wheel is usually the most visible ride at the fair. ( چرخ و فلک معمولاً برجسته ترین وسیله بازی در نمایشگاه است. ) ...
در کل در یک جمله اگه بخوای بگی میشه همین نزدیکیا حالا چه از نظر مکانی چه از نظر زمانی ۱. نزدیکی مکانی ( Location ) در این حالت، به معنای �همین نزد ...
ورود در حالت اسم The museum offers free entry on Sundays.
ورزشگاه Many people visit the stadium on weekends to watch football.
ساختار used to یکی از پرکاربردترین ساختارها در انگلیسی است که برای صحبت در مورد چیزی استفاده می شود که: در گذشته یک عادت بود یا حقیقت داشت. اما دی ...
جرعه > “The first gulp from the glass of natural sciences will turn you into an atheist, but at the bottom of the glass God is waiting for you. ” ...
لطفاً این رو اصلاح کنید اینجا خود داروخانه نیست داروخانه میشه pharmacy اما drugstore میشه جایی که وهایی می فروشه که حالت عمومی داره و تخصصی و برای در ...
بسته پستی که باید برید از اداره پست بگیرید یا براتون آنلاین قراره بیاد به یک شیء یا مجموعه ای از اشیاء گفته می شود که بسته بندی شده و آماده ارسال از ...
مرکز خرید بزرگ شبیه پاساژ A "shopping centre" and a "shopping mall" can both be used to refer to a large building containing a variety of shops. Th ...
رد شدن مثلاً از کنار چیزی Do you go past a post office on the way to work? Do you go past the bank on the way to the gym? ( آیا در مسیرت به سمت با ...
Convenience ( کِنوینینْس ) یک اسم است به معنای �راحتی�، �سهولت� یا �آسایش�. این کلمه به وضعیتی اشاره دارد که انجام دادن یک کار را آسان و بدون دردسر م ...
محدوده مثلاً محدوده این مقدار تا این مقدار Range ( رِینج ) یک اسم است به معنای �دامنه�، �طیف� یا �محدوده�. این کلمه برای توصیف مجموعه ای از اقلام، ...
Broad ( براد ) یک صفت به معنای �وسیع�، �گسترده� یا �فراخ� است. این کلمه می تواند هم برای ابعاد فیزیکی و هم برای دامنه مفاهیم یا موضوعات استفاده شود. ...
هایپر مارکت های سر محل معادل بریتانیاییش میشه corner shop Convenience Store ( فروشگاه رفاه/شبانه روزی ) این اصطلاح آمریکایی به فروشگاه های زنجیره ...
بقالی سر محل در انگلیسی بریتانیا Corner Shop ( مغازه محله ) این اصطلاح بریتانیایی به فروشگاه کوچک محلی و اغلب مستقلی اشاره دارد که خواربار و اقلام ...
دکه روزنامه فروشی I bought my ticket and a bottle of water at the station newsstand. ( من بلیتم و یک بطری آب را از کیوسک مطبوعاتی ایستگاه خریدم. ...
Newsagent's ( نیوزاِیجِنتز ) یک اسم است که عمدتاً در انگلیسی بریتانیایی استفاده می شود و به �دکّه روزنامه فروشی� یا �کیوسک مطبوعاتی� اشاره دارد. New ...
داروخانه اما نکته مهم اینجاست که باید دقت داشته باشید که با دو کلمه Drugstore و Chemist's فرق داره Drugstore ( در انگلیسی آمریکایی ) یا Chemist's ( ...
باید دقت داشته باشید که چنین مکانی با داروخانه pharmacy فرق می کنه Chemist's / Drugstore: فروشگاه دارویی و خرده فروشی Chemist's و Drugstore هر دو ب ...
Chemist's / Drugstore: فروشگاه دارویی و خرده فروشی Chemist's و Drugstore هر دو به یک نوع فروشگاه بزرگ و خرده فروشی اشاره دارند که اقلام متنوعی را می ...
مواظب - محتاط - با احتیاط ( در حالت صفت )
خوابیده ( صفت ) "As you can see, this person is asleep, and here you can also see their brain activity during this sleep. "
عبارت my local در انگلیس به معنای مکانی هم هست که شما دائماً به اونجا میرید و یه کاری را انجام می دید مثلاً فروشگاهی که میرید اونجا خرید می کنید در ب ...
۱. به عنوان صفت ( Adjective ) در این حالت، local به معنای �محلی�، �بومی� یا �منطقه ای� است و به چیزی اشاره دارد که مربوط به یک ناحیه یا جامعه خاص اس ...
۱. به عنوان اسم ( Noun ) در این حالت، crowd به معنای �جمعیت�، �انبوه� یا �تجمع زیاد مردم� است. A large crowd gathered to protest the new law. ( ...
Crowded ( کراوِد ) یک صفت است به معنای �شلوغ�، �پُرجمعیت� یا �مملو از افراد یا اشیاء�. The subway train was so crowded during rush hour. ( قطار ...
Neighbour به یک فرد اشاره دارد و معمولاً برای توصیف رابطه یا تعامل با فردی که در نزدیکی شما در یک محله زندگی می کند، استفاده می شود. مثال ها Our ne ...
همسایگی به یک منطقه یا بخش کوچک تر از یک شهر اشاره دارد که مردم در آن زندگی می کنند و اغلب حس اجتماع و آشنایی بین ساکنان وجود دارد. A "neighbourho ...
وحشی مثلاً می خوای بگی یه حیوانی وحشیه A ferocious storm hit the coast last night. ( یک طوفان وحشتناک شب گذشته به ساحل برخورد کرد. ) The tiger ...
جایی که تخفیف داده چیزی رو که ما بخریم I bought this top on sale at 30 percent off.
�باطل کردن� �لغو کردن� یا �پس گرفتن رسمی� یک حکم، تصمیم، امتیاز یا مجوز. The city council decided to revoke the company’s operating license. ( ...
معنای �سرپیچی کردن�، �اطاعت نکردن� یا �نافرمانی کردن� از یک دستور یا قانون است. ( این کلمه متضاد مستقیم Obey است. ) If you disobey the school rule ...
به معنای �اطاعت کردن�، �فرمان بردن� یا �پیروی کردن� از یک قانون، دستور، یا شخص صاحب اختیار است یا تبعیت کردن Children must obey their parents. ( ...
ارغیب کردن - خواستار شدن به کاری یا چیزی The police urged the crowd to remain calm. ( پلیس جمعیت را به آرام ماندن ترغیب کرد. ) We urged him to ...
سرپیچی کردن مثلا از دستورات
۱. ملایمت در رفتار ( Gentle Manner ) وقتی کسی gentle است، رفتار، صدا یا حرکات او مؤدبانه، آرام و مهربان است. این ملایمت در رفتار، حس �آقایی�، �متانت ...
پیاده روی طولانی ( Verb/Noun ) این رایج ترین معنی hike است و به پیاده روی طولانی در طبیعت، کوهستان یا مناطق روستایی اشاره دارد که برای تفریح یا ورزش ...
ضمیمه کردن چیزی به چیزی I will not allow you to annex that to your property, ok? That's enoght
شرط The seller agreed to the deal, but only under two conditions. ( فروشنده با معامله موافقت کرد، اما فقط تحت دو شرط. ) The contract has sever ...
�مشروط� یا �وابسته به شرط�. The job offer is conditional on a successful background check. ( پیشنهاد شغلی مشروط به بررسی موفقیت آمیز پیشینه است. ...