تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمایل داشتن کاری به نسبت کاری دیگر Phil's brother thinks that Thailand is too hot and he would rather go skiing. Here, "would rather" is used to ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

To snorkel به معنای انجام فعالیت غواصی سطحی است؛ یعنی شنا کردن در سطح آب با استفاده از لوله تنفسی و ماسک برای تماشای دنیای زیر آب. We plan to snork ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

به معنای �موج سواری کردن� است. I want to learn how to surf next summer. ( می خواهم تابستان آینده موج سواری کردن را یاد بگیرم. ) He surfed the big ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غذای محلی به طور خاص به روش ها، مواد لازم و عادات غذایی یک کشور، منطقه، یا رستوران اشاره دارد. این کلمه اغلب برای توصیف غذاهای باکیفیت یا غذاهایی که ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Till = Untill اما till غیررسمی تره We can also use "till" instead of "until". They both have the same meaning, but "till" is more informal and only r ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱. برای بیان زمان ( از آن زمان تاکنون ) - ( Preposition/Adverb ) We can use "since" to indicate the starting point of an action, event or state. ای ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاه ایمنی I always wear a helmet when I ride my electric scooter.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

Explore ( اِکْسْپْلُور ) یک فعل است به معنای �جستجو کردن�، �کشف کردن�، یا �کاوش کردن�. این عمل به معنای بررسی یا تحقیق دقیق و منظم یک منطقه، موضوع، ی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

The tube = the underground مترو لندن The London Underground is also known as the Tube.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مترو لندن I use the Underground every day to get to work.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤

جابه جا شدن - گشتن What's the best way to get around London? Should I use the subway or the bus? ( بهترین راه برای جابه جا شدن در لندن چیست؟ باید از ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیروزی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایگزین کردن We need to replace the old carpet with a new wooden floor. ( ما باید فرش قدیمی را با یک کفپوش چوبی جدید جایگزین کنیم. ) The compan ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان اسم ( Noun: مزاحمت/دردسر ) به وضعیت یا چیزی اشاره می کند که باعث زحمت، مشکل کوچک، یا عدم راحتی می شود. We apologize for any inconvenience ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Announce یک فعل است که به معنای �اعلام کردن�، �خبر دادن� یا �اطلاع رسانی رسمی� یک خبر، رویداد یا قصد است. The president will announce the election ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱. به عنوان اسم ( Noun: عابر پیاده ) The city installed new traffic lights to improve safety for pedestrians. ( شهر برای افزایش ایمنی عابران پیاده ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Who taught you to ride a bike?

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوچرخه نکته: در محاوره روزمره، Bike بسیار رایج تر از Bicycle است، مگر اینکه در بافت های رسمی یا فنی صحبت کنید. یک اسم رسمی تر است که به معنای �دوچر ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوچرخه یک اسم کوتاه شده و رایج تر برای �دوچرخه� است، اما می تواند در محاوره به �موتور سیکلت� ( Motorbike ) نیز اشاره کند. با این حال، در بیشتر موارد، ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�دوچرخه سواری کردن� این کلمه بیشتر در انگلیسی بریتانیایی رایج است، اما در انگلیسی آمریکایی نیز فهمیده می شود و به طور خاص به حرکت با دوچرخه اشاره دار ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

Ride یک فعل است که به معنای �سوار شدن� و �حرکت کردن با� یک وسیله نقلیه ( معمولاً غیر از ماشین که باdriveاست ) یا یک حیوان است. اغلب برای دوچرخه، موتو ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهماندار هواپیما flight attendant

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یک فعل عبارتی بسیار رایج است که دو معنی اصلی دارد: یکی �منتظر ماندن� ( به خصوص در مکالمات تلفنی ) و دیگری �محکم گرفتن� یا �ادامه دادن� ( معمولاً در ش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Pull over ( پول اووِر ) یک فعل عبارتی بسیار رایج است که اغلب در هنگام رانندگی استفاده می شود و به معنای �کنار جاده توقف کردن� یا �به حاشیه جاده رفتن ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک فعل عبارتی است که منحصراً به معنای �به حقیقت پیوستن� یا �محقق شدن� ( معمولاً برای آرزوها، رویاها، پیش بینی ها یا ترس ها ) است. ​ ​I never though ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

تمام شدن چیزی مثلا آردمان دارد تمام میشود ​We can't make any more cookies because we have run out of flour. ​ ( ما نمی توانیم دیگر کلوچه درست کنیم، ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش نام ، آنچه که قبل از اسمی می آید مثلا در عبارت"مهندس کوروش" عنوان "مهندس" یک prefix محسوب میشود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�به طور اتفاقی چیزی را پیدا کردن یا با کسی روبرو شدن� ​I came across a very rare book at the used bookstore yesterday. ​ ( من دیروز به طور اتفاقی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در امتداد جاده در اینجا، "along" به معنای �در امتداد� Drive along the main road until you see the supermarket. ( در امتداد جاده اصلی رانندگی کن ت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مترادف است با beside با این تفاوت که کمتر رسمی است The bus stop is beside the bank. The bus stop is next to the bank.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مترادف است با next to با این تفاوت که رسمی تر است The bus stop is beside the bank. The bus stop is next to the bank.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنار چیزی The bank is beside a hotel. Beside ( بیساید ) یک حرف اضافه ( Preposition ) است که به معنای �در کنارِ�، �نزدیکِ� یا �به بغلِ� یک شخص یا ش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رد شدن از کنار چیزی I go past the bakery on my way to work every morning. ( من هر روز صبح در مسیر کار، از کنار نانوایی رد می شوم. ) Did you see ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

روبروی - طرف مقابل یک چیزی ** �متضاد�، �مخالف� The restaurant is opposite the hotel. The school is opposite the park, so the children can walk saf ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Around: پیرامون - اطراف چیزی - اشاره به حرکت به اطراف و اجتناب از مرکز ( مانند دور زدن پارک ) . * اشاره به فعلی در جهت دور چیزی مثلا رفتن از دور یا ک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با ملایمت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

On the other side of ( آن دِ آذِر ساید آو ) یک عبارت حرف اضافه ای ( Prepositional Phrase ) است که به معنای �در سمت دیگرِ� یا �آن طرفِ� یک مانع، مرز، ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

On the way to ( آن دِ وِی تو ) یک عبارت حرف اضافه ای رایج است که به معنای �در مسیر به سمت�، �در راه. . . �، یا �در جریان سفر به سوی یک مقصد� است. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دور از نظر We hid the presents where they would be out of sight. ( ما هدایا را جایی پنهان کردیم که دور از دید باشند. ) The airplane quickly disa ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Along یک کلمه پرکاربرد است که می تواند هم حرف اضافه و هم قید باشد و مفهوم اصلی آن �در امتداد� یا �همراه با� است. Along: معنی و کاربرد 📏 ۱. حرکت یا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Away ( اَوِی ) یک قید بسیار کاربردی است که نقش های مختلفی دارد؛ از جمله بیان فاصله و جهت حرکت. در اینجا مثال های بیشتری را برای درک بهتر کاربردهای آ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

عبارت "down the street" ( دَون دِ استریت ) برای نشان دادن نزدیکی یک مکان استفاده می شود، با این تأکید که آن مکان در همان خیابان یا در فاصله کمی از ما ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیریه The church organises charity events for the community.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. به عنوان فعل ( Verb ) تلفظ: per - MIT ( پِرمیت ) - استرس روی بخش دوم است. معنی: �اجازه دادن�، �مجاز دانستن� یا �امکان پذیر ساختن�. مثال ها T ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Worship ( وِرشیپ ) یک کلمه است که هم به عنوان فعل و هم به عنوان اسم به کار می رود و معنای اصلی آن �عبادت�، �پرستش� یا �ستایش� است. ۱. به عنوان فعل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبادت place of worship The city is known for its beautiful and historic places of worship. ( این شهر به خاطر عبادتگاه های زیبا و تاریخی اش معروف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پائین There's a pharmacy down the street.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صرف کردن وقت یا اختصاص دادن یا اختصاص یافتن زمان به چیزی When I moved from Chicago to a new town, it took me some time to get used to all the change ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بهتر شدن مثلاً داری یه کاری رو می کنی خوب انجامش نمیدی ولی می گی دارم توش بهتر میشم میگی I'm not very good, but I'm getting better at it.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

خیلی مهمه که این دو تا ساختار با همدیگه اشتباه گرفته نشن Used to Get used to Get used to ( گِت یوزد تو ) یک فعل عبارتی بسیار مهم است که به معنای �ع ...