تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cow گاو ماده اما برای گاو نر می شود bull

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاو نر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خروس

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سیر بودن و پر بودن معده Thanks, but I don't have room for seconds. I'm full! We say "I'm full" when we don't want to eat any more food.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرریز برای نوشیدنی رو top - up میگن اما سرریز برای غذا میشه seconds Do you want a top - up? offering more drink *** Would you like seconds? offerin ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس گرسنگی کردن . I don't feel hungry yet because I had a late breakfast. ( هنوز احساس گرسنگی نمی کنم چون صبحانه را دیر خوردم. ) If you feel hung ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرریز برای غذا زمانی که تموم شده در بشقابمون We've got some more noodles. Would you like seconds?

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شارژ کردن یا پر کردن چیزی که خالی شده Your glass is empty, can I top it up for you?

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از خودتون پذیرایی کنید At the dinner table, "help yourself" means that we can start putting food on our plates and we do not have to wait for anyone ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرسنه در حالت صفت I'm hungry I hope you're feeling hungry because dinner's ready!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای بابا حیف شد این عبارت برخلاف کلمه Shame ( که به معنای خجالت یا شرمندگی است ) ، اصلاً بار منفی یا خجالت آور ندارد؛ بلکه برای بیان این است که شما ا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد

این مخفف یک کلمه فرانسوی هست که دقیقاً در انگلیسی هم فقط مخففش به کار میره The initials "RSVP" are from the French "r�pondez, s'il vous pla�t" ( li ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک مخفف انگلیسی است که دقیقاً به همین شکل در مکالمات به کار میره "RSVP" means the same as "respond to the invitation" Don't forget to RSVP by 20th ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شرکت کردن در چیزی Both phrases are polite offers made by someone who is willing to contribute something to an event.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمایل داشتن Both phrases are polite offers made by someone who is willing to contribute something to an event.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Count In / Count Out این دو اصطلاح برای اعلام حضور یا انصراف از یک برنامه گروهی به کار می روند. **. Count ( someone ) In 🙋‍♂️ به معنای �حساب کردن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتن He says "Count me in!", which is a phrase we can use to accept an invitation.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رو چیزی حساب کردن در چیزی معنای این عبارت این است که نام کسی را در لیست شرکت کنندگان یک برنامه قرار دهید یا او را در یک فعالیت گروهی سهیم بدانید. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

قدردانی کردن I really appreciate the invitation. I really appreciate your help. ( من واقعاً از کمک شما قدردانی می کنم. ) We appreciate everythin ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دعوت Thank you for the invitation.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پست منتشر کردن در شبکه های اجتماعی to post details on social media Don't post the details of the party on social media yet; it's a surprise! ( هنوز ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

مکان وقوع یک چیزی مثلاً جشن عروسی یا مهمانی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

تعیین کردن set a date تعیین تاریخ کردن The managers have set a date for the work Christmas party. It's the 19th of December. They are engaged, bu ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعیین تاریخ کردن The managers have set a date for the work Christmas party. It's the 19th of December. They are engaged, but they haven't set a da ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهمانی برگزار کردن My parents are throwing me a party to celebrate my graduation. We are planning to throw a party for his graduation. ( ما در حال ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیمار * صبور

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقدار کمی م برای اسامی قابل شمارش و هم اسامی غیرقابل شمارش به کار می ره I made some sandwiches. I made some decorations.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هم برای اسامی قابل شمارش و هم برای اسامی غیرقابل شمارش به کار میره Did you buy any snacks? Did you buy any fruit?

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقدار زیادی و هم برای اسامی قابل شمارش و هم اسامی غیرقابل شمارش به کار می ره We have plenty of soft drinks. We have plenty of ice.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرز مشخص که دو چیز را از هم جدا می کنه Uncountable nouns don't have clear boundaries, which is why we can't count them.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخاوتمند یا بخشنده یا دست و دل باز It was very generous of you to pay for everyone's dinner. ( خیلی بخشندگی کردید که هزینه شام همه را پرداخت کردید. ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

اجتماعی Paola is more sociable than Matteo.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوباره ساختن ، بازسازی کردن ، سیم کشی کردن مجدد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

بالا بردن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صبر

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

قلمرو مشترک

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزاحم شدن I don't want to impose نمیخوام مزاحم بشم

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدام - به صورت ادامه دار

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاجعه ساختن از یک چیزی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی پایان

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احمقیت - حماقت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�ادعا کردن� یا �متهم کردن� ​این کلمه معمولاً در متون حقوقی، خبری یا رسمی به کار می رود و برای بیان یک بیانیه یا اتهام استفاده می شود که هنوز ثابت نش ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

�ظاهراً�، �ادعا می شود که� یا �به گفته او� ​این کلمه برای اشاره به یک بیانیه یا حقیقت استفاده می شود که بدون اثبات یا بدون اینکه گوینده مسئولیت کا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تصاحب کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

An Interrail Pass is a great way to explore different places and see Europe by train.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

call ( فاینال کال ) یک عبارت رایج در فرودگاه ها و ایستگاه های قطار است که به معنای �اعلام نهایی� یا �آخرین فراخوان� می باشد. Final Call: معنی و کار ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Expected at: دلیل استفاده هنگام تأخیر ⏰ عبارت "expected at" به معنای �انتظار می رود در زمان/مکانِ� است و اغلب در اعلامیه های مربوط به حمل و نقل ( فرو ...