bull

/ˈbʊl//bʊl/

معنی: نر، گاو نر، حیوانات نر بزرگ، برج ثور، مثل گاو نر رفتارکردن، بی پروا کار کردن
معانی دیگر: مخفف: بولتن، آگه برگ، آگه بخش، آگه نامه، پیشوند:، نره گاو، گاونر [bullfight]، نره گاو مانند، گاوی [bullhead]، ورزا، (در مورد نهنگ و فیل و آهو و گاومیش و برخی پستانداران بزرگ دیگر) نر، کسی که نسبت به بالا رفتن قیمت سهام خوش بین است (و لذا سهام می خرد)، کسی که سهام یا اوراق بهادار می خرد تا قیمت آن را بدین طریق بالا برده و از فروش آنها سود ببرد، در بالا بردن قیمت سهام کوشیدن، ترقی کردن (قیمت)، (بازار سهام و اوراق بهادار) روبه ترقی (در مقابل رو به تنزل: bear)، (بازار) داغ، (در مورد مرد) گاوتن، تنومند، سترگ، گردن کلفت، ستبر سینه، گنده، چرند، چرت و پرت، یاوه، مزخرف، رجوع شود به: bulldog، (خودمانی) سخن تهی گفتن، چاخان کردن، پوچ گویی کردن، چرت گفتن، (نجوم - با b بزرگ) صورت فلکی (استارگان) ثور، (امریکا - عامیانه) پاسبان، آجان، خال هدف، مهر یا خاتم سربی پاپ، پلمب پاپ، اظهار غیرمنطقی و احمقانه، چرند گویی، فرمان، امر بی پرواکارکردن

بررسی کلمه

پیشوند ( prefix )
(1) تعریف: of or like a bull.

- bullpen
[ترجمه ترگمان] آغل گوسفند
[ترجمه گوگل] کپنهاگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- bulldog
[ترجمه ترگمان] بول گر
[ترجمه گوگل] بولداگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: large.

- bullhorn
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] بوقلمون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- bullfrog
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] گاو نر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
عبارات: take the bull by the horns
(1) تعریف: a sexually mature male of several animal species, such as cattle and elephants.
مشابه: male

(2) تعریف: a large, muscular, or aggressive person.
مشابه: bruiser, cave man, he-man, hunk, powerhouse, tarzan

(3) تعریف: one who believes that prices will rise in a particular market such as the stock market, esp. one who buys on the basis of this expectation. (Cf. bear
مشابه: optimist

(4) تعریف: (cap.) the constellation or astrological sign of Taurus.
مترادف: Taurus

(5) تعریف: (slang) a policeman.
مترادف: cop, policeman
مشابه: officer
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: bulls, bulling, bulled
• : تعریف: to force or shove.
مترادف: push
مشابه: bore, elbow, jostle, press, shove

- She bulled her way through the crowded train.
[ترجمه ترگمان] از میان قطار شلوغ راه خود را باز کرد
[ترجمه گوگل] او راه خود را از طریق قطار شلوغ به راه انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
مشتقات: bull-like (adj.)
(1) تعریف: of the male sex.
مترادف: male
مشابه: masculine, virile

(2) تعریف: of, concerning, or like a bull, esp. in size or strength.
مترادف: bullish
مشابه: beefy, big, brawny, burly, heavyset, hefty, husky, muscular, strapping, strong

(3) تعریف: of or characterized by an increase in the price of something, esp. stocks.
مترادف: bullish
مشابه: confident, favorable

- a bull market
[ترجمه ترگمان] یک بازار گاو
[ترجمه گوگل] یک بازار گاو نر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : تعریف: an official papal document, usu. sealed with a round lead seal.
مشابه: document, excommunication

جمله های نمونه

1. bull one's way
(علیرغم دشواری) پیش رفتن

2. bull through
(علیرغم مخالفت) انجام دادن

3. a bull elephan
فیل نر،نره فیل

4. a bull ladle
یک ملاقه ی بزرگ،چمچه ی بزرگ

5. a bull market
بازار رو به ترقی

6. the bull hooked him
گاو نر به او شاخ زد.

7. the bull tried to horn the spectators
گاو کوشید به تماشاچیان شاخ بزند.

8. a castrated bull
گاو اخته

9. a stock bull
گاو نر تخم کشی

10. shoot the bull
(امریکا - خودمانی) گپ زدن،حرف خودمانی زدن

11. take the bull by the horns
خطر کردن،با مشکلات و مخاطرات مقابله کردن،از خطر نترسیدن

12. strong as a bull
زورمند مثل گاو نر

13. a bear market and a bull market
بازار رو به نزول و بازار رو به ترقی

14. the dogs were worrying the bull constantly
سگ ها دایما گاو را آزار می دادند.

15. the huge track of a bull elephant
ردپای عظیم یک فیل نر

16. the boy was gored by a bull
یک گاو نر به پسر شاخ زد و او را زخمی کرد.

17. through the door came a dark bull of a man
مرد سیه چرده ی گاو تنی از در وارد شد.

18. they graded up the cow with a pure-bred bull
گاو ماده را با گاوی اصیل جفت گیری کردند.

19. what he had to say was a load of bull
حرف های او همه مزخرف بود.

20. Get along with you. It's a cock and bull story.
[ترجمه ترگمان] برو کنار داستان خروس و بول است
[ترجمه گوگل]با شما همراه شوید این داستان خروس و گاو است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. We were chased by a bull while crossing the field.
[ترجمه ترگمان]در حین عبور از زمین توسط یه گاو تعقیب شده بودیم
[ترجمه گوگل]ما در حین عبور از یک گاو تحت تعقیب بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. The bull gored the farmer to death.
[ترجمه ترگمان]گاو نر کشاورز را به قتل رساند
[ترجمه گوگل]گاو به کشاورز ختم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. I had a ploughman's in The Bull.
[ترجمه ترگمان]من یک گاریچی در بول در داشتم
[ترجمه گوگل]من تا به حال یک هواپیما در The Bull داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. He glared at me like a bull at a red rag.
[ترجمه ترگمان]مثل یک گاو نر با پارچه قرمز به من خیره شد
[ترجمه گوگل]او مثل یک گاو نر در یک تکه قرمز به من نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. Maddened with pain, the wounded bull ran at them.
[ترجمه ترگمان]گاو زخمی با درد به آن ها حمله کرد
[ترجمه گوگل]با غم و اندوه با درد، گاو زخمی به آنها حمله کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. Many dogs closed about the bull.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از سگ ها در اطراف گاو نر بسته شده بودند
[ترجمه گوگل]بسیاری از سگ ها در مورد گاو بستگی داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. An ox is a castrated bull.
[ترجمه ترگمان]گاو نر یک گاو نر است
[ترجمه گوگل]گاو یک گاو کشیده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نر (اسم)
buck, male, bull, tom

گاو نر (اسم)
bull, ox

حیوانات نر بزرگ (اسم)
bull

برج ثور (اسم)
bull, taurus

مثل گاو نر رفتارکردن (فعل)
bull

بی پروا کار کردن (فعل)
bull

تخصصی

[علوم دامی] گاو نر ؛ یک گاو نر بالغ اخته نشده

به انگلیسی

• male bovine; male ox; male elephant; police officer; official papal letter; harassment (military); large and strong man; 2nd sign of the zodiac; center of a target
cause or attempt to cause prices to rise (in the stock exchange); push, shove
big and strong like a bull; male
a bull is a male animal of the cow family.
some other male animals, such as male elephants and whales, are also called bulls.

پیشنهاد کاربران

Male cow
گاو نر اخته نشده!
فرقش با ox یا bullock در اخته بودن یا نبودن آنهاست!

در حسابداری bull marketبه بازار پررونق گفته می شود که متضاد bear market به معنی بازار کم رونق است.
پیر و پاتال ها Old Bulls
گاو نر وحشی
گاو نر مترادف ox
ممکنه مخفف bullshit به معنی چرت و پرت هم باشد
ندای تعجب هم هست
bull: گاو نر
cow:گاو ماده
calf: گوساله
milk: شیر گاو
beef: گوشت گاو
veal: گوشت گوساله
sheep: گوسفند
lamb: برّه، گوشت برّه

گاو نر
the child was looking at the bull carefully
کودک داشت به دقت به گاو نگاه می کرد . 🇻🇦🇻🇦
Bull:گاو نر خشمگین، نرّه گاو ( عقیم نشده، به Ox رجوع شود ) ، در مواردی بزرگ مثل Bullfrog:قورباغه ای بزرگ موسوم به وزغ غول آسا، نر حیوانات مختلفی Bull خوانده میشود زوج سمّان بزرگ مثل گوزنهای بزرگ ( Elk, Moose ) و. . . ، به ندرت نر غالب در بین اجتماع حیوانات را نیز گویند.
خودنمایی و خودستایی.
برای یادسپاری بهتر استفاده از کلمات مشابه و خنده دار موثر است البته گاهی می توان با تغییر عمدی در تلفظ، کلمات را شبیه به هم کرد.
مثل بولِ بولِ بول نجس نیست بول اول ( کاسه ) ، بول دوم ( ادرار ) بول سوم ( گاو نر ) و در کل به معنای کاسه ادرار گاو نر نجس نیست.
یا
The boy buys two bulls and a bowl
پسر دو گاو نر و یک کاسه می خرد.
- ( مذهب ) بیان رسمی از طرف پاپ
- مرکز هدفی که به آن شلیک می شود
مردی که با دوست دختر یا زنِ یک مرد دیوث و بی غیرت یا همون cuckold میخوابه


✳ The male, usually black, who has sex with a married woman
The bull fucked her while her cuckold husband watched

✳ A Bull is the giver in the Cuckold dynamic, a bull is typically someone who enjoys being the person fucking someone else’s wife, but It can also be used generally to identify someone who’s kink primarily surrounds a large cock
“god I so loved when that bull rearranged my guts in front of my husband last Tuesday night”

✳ The opposite of Cougar for females!!!

Older male that look good to younger females.
"That nigga right there a Bull!!! He fine for a older nigga.

✳✳✳✳ A dominant male with a large co*k who ‘services’ another mans girlfriend or wife.
My bull came over last night and fucked my wife while I watched! He’s at least 4” bigger than me!
bull ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: گاو نر
تعریف: گاو نر بالغ اخته نشده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما