تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست به دست کردن مثلاً ظرف غذا در میز شام We usually pass dishes around the table so that everyone can help themselves. The host started to pass ar ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه Elder ( اِلدِر ) هم به عنوان صفت و هم به عنوان اسم به کار می رود و به معنای �بزرگ تر� یا �شخص سالمند� است. we like to show respect for the eld ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعریف و تمجید کردن از چیزی مثلاً تعریف کردن از غذا تمجید کردن ازش ۱. به عنوان اسم ( Noun ) Example: He paid her a nice compliment on her new hairc ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

درآوردن مثلاً کفش ها هم میشه مانند take off It's traditional to remove your shoes when you enter someone's home.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست دادن با کسی Logan says people often shake hands with the host when giving a gift. It is polite to shake hands when you meet someone for the fi ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشان دادن احترام You can bring a gift to dinner to show respect for your host.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

تعظیم کردن یا تعظیم In Singapore it's common to bow slightly when you give the gift to show respect. به عنوان فعل: نشان دادن احترام با خم کردن بدن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رایج In Singapore it's common to bow slightly when you give the gift to show respect.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معمولاً When you're invited to dinner it's traditional to bring a small gift for the host. Typically, people give a box of chocolates, sweets, fruit ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

سنتی * مرسوم When you're invited to dinner it's traditional to bring a small gift for the host.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آداب و رسوم برای یه چیزی مثلاً آداب و رسوم مهمانی یا آداب و رسوم ازدواج It is good etiquette to say "thank you" after receiving a gift. ( این جزو آ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عمدتاً they mainly speak english at home.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نظر فرهنگی t's also one of the most culturally interesting cities I know.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس امنیت کردن Singapore is one of the most expensive cities in the world, but it feels safe and there's lots to do here. I don't feel safe walk ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارتباط یا رابطه در حالت اسم It's quieter than in the city centre, but the transport links are good, so travel to work is easy. Example: There is a ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرام تر - ساکت تر It's quieter than in the city centre, but the transport links are good, so travel to work is easy.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجربه در حالت اسم و تجربه کردن در حالت فعل ۱. به عنوان اسم ( Noun ) در این حالت دو معنای متمایز دارد: الف ) دانش و مهارتی که در طول زمان به دست می ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cow گاو ماده اما برای گاو نر می شود bull

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاو نر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خروس

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

سیر بودن و پر بودن معده Thanks, but I don't have room for seconds. I'm full! We say "I'm full" when we don't want to eat any more food.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرریز برای نوشیدنی رو top - up میگن اما سرریز برای غذا میشه seconds Do you want a top - up? offering more drink *** Would you like seconds? offerin ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس گرسنگی کردن . I don't feel hungry yet because I had a late breakfast. ( هنوز احساس گرسنگی نمی کنم چون صبحانه را دیر خوردم. ) If you feel hung ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

سرریز برای غذا زمانی که تموم شده در بشقابمون We've got some more noodles. Would you like seconds?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شارژ کردن یا پر کردن چیزی که خالی شده Your glass is empty, can I top it up for you?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از خودتون پذیرایی کنید At the dinner table, "help yourself" means that we can start putting food on our plates and we do not have to wait for anyone ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرسنه در حالت صفت I'm hungry I hope you're feeling hungry because dinner's ready!

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای بابا حیف شد این عبارت برخلاف کلمه Shame ( که به معنای خجالت یا شرمندگی است ) ، اصلاً بار منفی یا خجالت آور ندارد؛ بلکه برای بیان این است که شما ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این مخفف یک کلمه فرانسوی هست که دقیقاً در انگلیسی هم فقط مخففش به کار میره The initials "RSVP" are from the French "r�pondez, s'il vous pla�t" ( li ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک مخفف انگلیسی است که دقیقاً به همین شکل در مکالمات به کار میره "RSVP" means the same as "respond to the invitation" Don't forget to RSVP by 20th ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

شرکت کردن در چیزی Both phrases are polite offers made by someone who is willing to contribute something to an event.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمایل داشتن Both phrases are polite offers made by someone who is willing to contribute something to an event.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Count In / Count Out این دو اصطلاح برای اعلام حضور یا انصراف از یک برنامه گروهی به کار می روند. **. Count ( someone ) In 🙋‍♂️ به معنای �حساب کردن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پذیرفتن He says "Count me in!", which is a phrase we can use to accept an invitation.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رو چیزی حساب کردن در چیزی معنای این عبارت این است که نام کسی را در لیست شرکت کنندگان یک برنامه قرار دهید یا او را در یک فعالیت گروهی سهیم بدانید. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

قدردانی کردن I really appreciate the invitation. I really appreciate your help. ( من واقعاً از کمک شما قدردانی می کنم. ) We appreciate everythin ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دعوت Thank you for the invitation.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پست منتشر کردن در شبکه های اجتماعی to post details on social media Don't post the details of the party on social media yet; it's a surprise! ( هنوز ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مکان وقوع یک چیزی مثلاً جشن عروسی یا مهمانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعیین کردن set a date تعیین تاریخ کردن The managers have set a date for the work Christmas party. It's the 19th of December. They are engaged, bu ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعیین تاریخ کردن The managers have set a date for the work Christmas party. It's the 19th of December. They are engaged, but they haven't set a da ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مهمانی برگزار کردن My parents are throwing me a party to celebrate my graduation. We are planning to throw a party for his graduation. ( ما در حال ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیمار * صبور

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقدار کمی م برای اسامی قابل شمارش و هم اسامی غیرقابل شمارش به کار می ره I made some sandwiches. I made some decorations.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

هم برای اسامی قابل شمارش و هم برای اسامی غیرقابل شمارش به کار میره Did you buy any snacks? Did you buy any fruit?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقدار زیادی و هم برای اسامی قابل شمارش و هم اسامی غیرقابل شمارش به کار می ره We have plenty of soft drinks. We have plenty of ice.