پیشنهادهای احرار (٣٣٦)
ناچیز انگاری، پست شماری
یکطرفه. مغرضانه
تبلیغات ، بازاریابی
برخورد عینی کردن ، واقعیات را درنظر داشتن
حیف نان
مانا، سنگین پا، مدید ، مزمن ، بی امان
کنشگر
بسازبفروشی
روزیجو
اشاره اصغر به نسبی بودن کلمه دررابطه با معیارهای اخلاقی حاکم درست است ، وانیلا بدیل خودرا ارائه نداده ، غیراخلاقی ، بی حرمتی را معادلهای مناسبی برای ...
Inputداد outputستد
efficacyمعمولا به معنی رسیدن به نتیجه دلخواه efficiencyرسیدن به چیزی باحداقل منابع
تکرار مکررات
میاحثه
جامع
مقطعی حیاتی
صحنه، گستره ، فضا
نقطه قوت
ازپیامدهای کار کسی رنج بردن
تجدیدنظر
شتروگاو وپلنگ
مشاوران
مناسبت
این کلمه با veracity متفاوت است ، به معنی دقیق است، دروغی مصلحت امیز هم میتواند دقیق باشد اما veracity قابل شک نیست
درداخل ، دررابطه بامردم
طلسم
محسور ، تسخیرشده ، مجذوب ، دل مشغول ،
زیرک
عام المنفعه، خدمت همگانی
گرم گرفتن
درحال شکل گیری
رسیدن
اولیه ، مقدماتی
تن کارشناسی
دراخرین لحظه
کنشگر ، قاطع ، مطالبه گر ، خیزشی
گذران
اشاره
بوی خوش از چیزی نیامدن
همدلی
نقشی مهم یافتن ، از اهمیتی ویژه برخوردارشدن
مسافرآونگی
ژرف بینی ، ادراک
هلاک
اتش بادپا
to make careerبه معنی بازار گرمی کردن هم هست
بی اساس
وقت