پیشنهادهای دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٠٠)
ستاره شناس اخترشناس منجم کسی که از حرکت ستاره ها و اجرام آسمانی به رازهای جهان پی می برد ستاره شمر مرد اخترگرای چنین زد تو را ز اختر نیک رای ✏ �فر ...
خار سپید گر آهو است بر مرد موی سپید تو را ریش و سر گشت چون خنگ بید ✏ �فردوسی�
شکار کنند سوی بچگان برد تا بشکرند بدان نالهٔ زار او ننگرند ✏ �فردوسی�
خورشید تابان به رزم اندرون شیر پاینده ای به بزم اندرون شید تابنده ای ✏ �فردوسی�
1_خم شد پیچید 2_خلید رد شد عبور کرد سپیده چو از تیره شب بردمید میان شب تیره اندر خمید ✏ �فردوسی�
کسی که کمین کرده فردیکه در کمین نشسته طلایه به پیش اندرون چون قباد کمین ور چو گرد تلیمان نژاد ✏ �فردوسی�
محل لشکر جای لشکر ز لشگر گه پهلوان تا دو میل کشیده دو رویه رده ژنده پیل ✏ �فردوسی�
مانند خورشید شبیه خورشید درخشنده و تابان به زرین عمود و به زرین کمر زمین کرده خورشیدگون سر به سر ✏ �فردوسی�
همراهی کردن رفاقت نمودن دوستی کردن با همدیگر بودن آن حکیمی گفت دیدم هم تکی در بیابان زاغ را با لک لکی در عجب ماندم بجستم حال شان تا چه قدر مشترک یا ...
دوست رفیق همراه باهم آن حکیمی گفت دیدم هم تکی در بیابان زاغ را با لک لکی در عجب ماندم بجستم حال شان تا چه قدر مشترک یابم نشان چون شدم نزدیک و من ح ...
ساخته شده پرداخته شده پاک شده برطرف شده کجا گفته بودش یکی پیشبین که پردختگی گردد از تو زمین فردوسی
ساخته شده پرداخته آماده کرده تولیدکرده طلسمی که ضحاک سازیده بود سرش بآسمان برفرازیده بود فردوسی
محافظان رودخانه نگهبانان رودخانه چو آمد به نزدیک اروندرود فرستاد زی رودبانان درود بران رودبان گفت پیروز شاه که کشتی برافگن هم اکنون به راه فردوسی
برافراخته سربلندکرده به آسمان برده طلسمی که ضحاک سازیده بود سرش بآسمان برفرازیده بود فردوسی
مانند اژدها شبیه اژدها لقب ضحاک ماردوش برآمد برین روزگار دراز کشید اژدهافش به تنگی فراز فردوسی
مانند شاه شبیه شاه نگهبان او پای کرده بکش نشسته به بیشه درون شاهفش فردوسی
دربان ها نگهبان ها پاسبانها سربازها محافظان از آن روزبانان مردم کشان گرفته دو مرد جوان را کشان از آن روزبانان ناپاک مرد تنی چند روزی بدو باز خورد ...
دستمزدی بهای کاری حق القدمی فرو شد ناگهان پایت به گنجی ز دست افشاندیش بی پای رنجی ✏ �نظامی�
دستمزدی حق القدمی بهای کاری گرامیش دارید و نوشه خورید چو پرورده شد تن روان پرورید ✏ �فردوسی�
نواختن به کام رساندن برخوردار کردن نوازش نمودن بدان کو به سال از شما کهترست نوازیدن کهتر اندر خورست ✏ �فردوسی�
برگشتن برگردانیدن واپس رفتن باز جای شدن فرستاده بشنید گفتار اوی زمین را ببوسید و برگاشت روی ✏ �فردوسی�
خم کند خمیده کند خماند شما را هم این روزگار نماند برین گونه بس پایدار ✏ �فردوسی�
تیز رای تیز هوش باهوش زرنگ زیرک با ذکاوت گزیدند پس موبدی تیزویر سخن گوی و بینادل و یادگیر ✏ �فردوسی�
پایی جای پایی ببارید چون ژاله ز ابر سیاه پئی را نبد بر زمین جایگاه ✏ �فردوسی�
غر می زد غرغر می کرد غرولند می کرد و پیوتر پترویچ که بار دیگر می لندید همان جا و همان دم به خودش. . . جنایت و مکافات داستایوفسکی ترجمه احمد علیقلی ...
گند و متعفن آغشته به پلیدی حریصانه هوای گندناک غبارآلود شهر آلوده را فرو برد. جنایت و مکافات داستایوفسکی ترجمه احد علیقلیان
مانند کاهلان شبیه تنبل ها . . . . . رفتارش آهسته کم و بیش کاهلانه بود. . . جنایت و مکافات دلستایوفسکی ترحمه احد علیقلیان
چرم قرمز با دری قوسی و آستری از تیماج سرخ جنایت و مکافات داستایوفسکی
مانند سرب سنگین اندکی بعد خوابی عمیق و سرب گون 'همچون وزنه ای سنگین بر او غلبه کرد. جنایت و مکافات داستایوفسکی
ریخته رنجور یکی طاس خون گشته ز سر تا قدم انقاس گون ✏ �نظامی�
گشت جهان از نفسش تنگ تر وز سپر او سپرک رنگ تر ✏ �نظامی�
باد بزن بارگی از شهپر جبریل ساخت بادزن از بال سرافیل ساخت ✏ �نظامی�
با بخت و اقبال افراد خوشبخت آنکه ترازوی سخن سخته کرد بخت وران را به سخن بخته کرد ✏ �نظامی�
نسنجیده وزن نکرده بی حساب چونکه نَسَخته سخن سرسری هست بر گوهریان گوهری ✏ �نظامی�
آنچه به کمر آویزند دارایی گشته دلم بحر گهر ریز تو گوهر جانم کمر آویز تو ✏ �نظامی�
کهنسال تر پیرتر مسن تر اوست در این ده زده آبادتر تازه تر از چرخ و کهن زادتر ✏ �نظامی�
رد کننده درخواست عدم قبول درخواست شیوه غریب است مشو نامجیب گر بنوازیش نباشد غریب ✏ �نظامی�
اسیر دنیا زندانی محبوس جهان من که درین دایرهٔ دهر بند چون گره نقطه شدم شهربند ✏ نظامی
به تک برو حرکت کن تا ز عدم گرد فنا برنخاست می تک و می تاز که میدان تراست ✏ نظامی
کوهپایه دامن کوه موسی از این جام تهی دید دست شیشه به کُهپایه ارنی شکست ✏ نظامی
تازه کار آدم ِ نو زخمه درآمد به پیش تا برَد آن گوی به چوگان خویش ✏ نظامی
بیمار دچار اسهال و استفراغ آدم از آن دانه که شد هیضه دار توبه شدش گل شکر ِ خوشگوار ✏ نظامی
خمیده گرد چرخان گردان چرخ مقوس هدف آه تست چنبر دلوَش رسن چاه تست ✏ �نظامی�
نوعی پودر سفید که از نی خیزران و بامبو بدست آورده و در طب سنتی در درمان جوش و آفت دهانی نوزادان بعلت طبع گرم بوجود می آید استفاده میشود کعبه که سجا ...
1_ بی دندان بودن 2_صرف نظر کردن چشم بریدن طمع نکردن ز آرزوی داشته دندان گذاشت کز دو جهان هیچ به دندان نداشت ✏ �نظامی�
_دندان مصنوعی نصب کردن 2_صرف نظر کردن چشم بریدن طمع نکردن ز آرزوی داشته دندان گذاشت کز دو جهان هیچ به دندان نداشت ✏ نظامی
1_دندان مصنوعی نصب کردن 2_صرف نظر کردن چشم بریدن طمع نکردن ز آرزوی داشته دندان گذاشت کز دو جهان هیچ به دندان نداشت ✏ �نظامی�
بهای نقره ارزش نقره سیم دیت بود مگر سنگ را ؟ کامد و خست آن دهن تنگ را ؟ ✏ نظامی
ساینده لعل براق کننده یاقوت کی شدی این سنگ مفرح گزای گر نشدی دُر شکن و لعل سای ✏ نظامی
زایل کننده شادی برطرف کننده فرح و شادکامی کی شدی این سنگ مفرح گزای گر نشدی دُر شکن و لعل سای ✏ نظامی