پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٦٢)

بازدید
٣,١٩٥
تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

نشستند خوان و می آراستند کسی کاو سزا بود بنشاستند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

نشانه دوباره به یک تاختن مغربل بکرد اندر انداختن ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

نزدیکان خونی فامیل نسبی ز پیوستهٔ خون به نزدیک اوی ببین تا کدامند صد نامجوی ✏ فردوسی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

نزدیکان خوتی فامیل نسبی ز پیوستهٔ خون به نزدیک اوی ببین تا کدامند صد نامجوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مغرور پر از نخوت با تکبر مرا پیش کاووس بردی دوان یکی بادسر نامور پهلوان ✏ �فردوسی�

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه کرد نزاع نمود لجاجت کرد همان طوس نوذر بدان بستهید کجا: پیش اسپ من اینجا رسید ✏ �فردوسی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

سپر دار مرد جنگی سپرور پیاده ده و دو هزار گزین کرد شاه از در کارزار ✏ �فردوسی�

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

پوشش لباس حجاب به پاسخ سیاوش چو بگشاد لب پری چهره برداشت از رخ قصب ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیاوش چو نزدیک ایوان رسید یکی تخت زرین درفشنده دید ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه کرد نزاع نمود لجاجت کرد همان طوس نوذر بدان بستهید کجا: پیش اسپ من اینجا رسید ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به نخچیر گوران به دشت دغوی ابا باز و یوزانِ نخچیرجوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جنگ جو جنگ طلب جنگاور جنگی مبارز به شبگیر چون من به آوردگاه روم پیش آن ترک آوردخواه ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

ابروها ابروان دو ابرو بفرمود تا رخش را زین کنند سواران بروها پر از چین کنند ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیزه داران پیاده سپردار و نیزه وران شده انجمن لشکری بی کران ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

لباس ترکی جامه ترکان پوشش شبیه ترکها تهمتن یکی جامهٔ تُرکوار بپوشید و آمد دوان تا حصار ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

سپردار و جوشنوران صد هزار شمرده به لشکر گه آمد سوار ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

باج گیر باج خواه خراج ستان ساو گیر مگر شهر و دختر بماند بدوی نباشدش بر سر یکی باژجوی ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

به شهری کجا سست پایان بدند سواران پولادخایان بدند ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برون کرد ببر بیان از برش به خوی اندرون غرقه بد مغفرش سبک دشتبان گوش را برگرفت غریوان و مانده ز رستم شگفت ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

دشت بان نگهبان دشت ناطور دشت نگهبان کشتزار برون کرد ببر بیان از برش به خوی اندرون غرقه بد مغفرش چو در سبزه دید اسپ را دشتوان گشاده زبان سوی او شد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

عصا چوب دستی زن و کودک و مرد با دستوار نیافت از سر تیغ او زینهار ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بگسترد زربفت بر میش سار هوا پر ز بوی از می خوشگوار ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آغاز مکن شروع نکن اگر شاخ بد خیزد از بیخ نیک تو با شاخ تندی میاغاز ریک ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاوش کند بشکافد پاره کند بدرد بکافد تهیگاه سرو سهی نباشد مر او را ز درد آگهی ✏ فردوسی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محل جشن جای سرور به هر سو یکی جشنگه ساختند دل از کین و نفرین بپرداختند ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بخشکید خشک شد شماساس را خواست کاید برون نیامد برون کش بخوشید خون ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نگهبان دژ فرمانده قلعه بدین روی دژدار بد گژدهم دلیران بیدار با او بهم ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دم دنبال به ننگ اندرون سر شود ناپدید به دنب کروخان بباید کشید ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جوشن داران زره پوشان زمین کوه تا کوه جوشن وران برفتند با گرزهای گران ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پر از چین و چروک پرآژنگ شد روی پور پشنگ ز گفتار اغریرث آمدش ننگ ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مانند شیر همانند شیر مثل شیر به دستوریِ شاه من شیروار بجویم ازان انجمن کارزار ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محل درد جای زخم محل آزردگی همان دردگاهش فرو دوختند به دارو همه درد بسپوختند ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

استاد ماهر زبردست بیامد یکی موبدی چرب دست مر آن ماه رخ را به می کرد مست ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکافت باز کرد پاره کرد بکافید بی رنج پهلوی ماه بتابید مر بچه را سر ز راه ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بسای از مصدر سائیدن بساو و برآلای بر خستگیش ببینی همان روز پیوستگیش ✏ �فردوسی�

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاوش کردن شکافتن پاره کردن دریدن بکافد تهیگاه سرو سهی نباشد مر او را ز درد آگهی ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ستیزه کرد جنگید رو در رو شد به کابل که با سام یارد چخید ازان زخم گرزش که یارد چشید ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دوان دوان آمدن بدو آمدن پوئیدن و پوئیدن همه پیش من جنگ جوی آمدند چنان خیره و پوی پوی آمدند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روی زرد چهره به رنگ زعفران کنایه از روی زرد سوی خانه شد دختر دل شده رخان معصفر بزر آژده ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوابانیدن خواباندن سیه مژه بر نرگسان دژم فرو خوابنید و نزد هیچ دم ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چهره گشاده چهره بشاش بر دختر آمد پر از خنده لب گشاده رخ روزگون زیر شب ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آورنده فرستاده آرندهٔ نامه بود مرا پاسخ نامه این جامه بود ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گسیل کردن فرستادن روانه کردن چو بشنید گفتار اخترشناس بخندید و پذرفت ازیشان سپاس ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

او را فرستاد روانه کرد گسیل نمود چو بشنید گفتار اخترشناس بخندید و پذرفت ازیشان سپاس ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

پذیرفت قبول کرد وعده داد پیمان نهاد چو بشنید گفتار اخترشناس بخندید و پذرفت ازیشان سپاس ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بر وزن رهش و خزش به معنی سرنوشت و طالع چو یزدان چنین راند اندر بوش بران بود چرخ روان را روش ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حرکت دهنده به تاخت برنده چمانندهٔ دیزه هنگام گرد چرانندهٔ کرگس اندر نبرد ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دل پری داشتن غمگین بودن سپهبد نویسنده را پیش خواند دل آگنده بودش همه برفشاند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دلش پر بود دل پری داشت سپهبد نویسنده را پیش خواند دل آگنده بودش همه برفشاند ✏ �فردوسی�

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1_سخنور فصیح 2_سخن آشکار سخن غیر پنهان گشاده سخن کس نیارست گفت که نشنید کس نوش با نیش جفت ✏ �فردوسی�