کافیدن


معنی انگلیسی:
incise

لغت نامه دهخدا

کافیدن. [ دَ ] ( مص ) کاویدن. کندن. شکافتن. تفحص و تجسس نمودن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

پیشنهاد کاربران

اگر در سخن موی کافد همی
به تاریکی اندر ببافد همی
فردوسی
کاوش کردن
شکافتن
پاره کردن
دریدن
بکافد تهیگاه سرو سهی
نباشد مر او را ز درد آگهی
✏ �فردوسی�