تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آرزو، آرمان، مقصد والا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احتمال ( ریاضیات )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

احتمالات ( ریاضیات )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

unpretzel your mind افکار درهم تنیده خود را باز کنید، افکار درهم برهم خود را سامان دهید، ذهن خود را مرتب کنید، افکار گیج کننده خود را ساده کنید، ذهن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاری را ( بدون فهمیدن یا درک آن اینکه چرا اصلا باید انجام داد ) انجام دادن ( که منجر به شگفتی یا آزرده شدن می شود ) ، کار عبث یا بیهوده انجام دادن، ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قابل ( توجیه، توضیح، تشریح، روشنگری ) بودن تصمیمی که به هیچ منطقی قابل توجیه نیست :a decision that defies all logic

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سطحی ( سنجیده شده ) ، ناسنجیده، محاسبه نشده حدس کامل محاسبه نشده: wild guess

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ابتدایی، ناشیانه، خام، مستهجن ( در مورد آثار ( ادبی ) )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دارای محتوای فریبنده و یا گمراه کننده ( اخلاقی یا بدخواهانه و شرارت آمیز ) ( مختص آثار منتشرشده اعم از کتب، مقاله یا فیلم )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( انسان ) لاابالی ( بودن ) ، ( شخص ) بدرفتار و بد برخورد ( رویه ) ، ( انسان ) لات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

برخلاف میل باطنی، برخلاف اراده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( نظام ) تحصیل استعداد محور، تحصیل گزینشی ( پذیرش براساس استعداد تحصیلی ) ، آموزش استعداد محور ( در مقابل آموزش عمومی بدون در نظر داشت پایه و پس زمین ...

پیشنهاد
٠

vindicate, absolve, exculpate, acquit, exonerate, clear

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقبیح زدایی کردن، تبرئه کردن، مبرا کردن، رفع اتهام کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقبیح زدایی کردن، تبرئه کردن، مبرا کردن، رفع اتهام کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

تقبیح زدایی کردن، تبرئه کردن، مبرا کردن، رفع اتهام کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حضور داشتن، جریان داشتن، وجود داشتن، دربرداشتن ( در کل اجزا یا قسمت ) نژادپرستی همچنان ( در تمام بخش های ) جامعه ما حضور دارد. :Racism continues to ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

گواهی، مدرک یا سند ( پایان تحصیل در یک رشته مشخص )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

سمبولیک، نمادین، تمثیلی، مثال زدنی، مبتکرانه، خلاقانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اضمحلال، متلاشی، در هم شکستگی، فروریزی، از هم پاشیدگی اضمحلال ذهنی brain collapse

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

همسو بودن، هم نظر بودن، هم عقیده بودن، آشنا بودن ( با نظر یا عقیده کسی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقده عاطفی ( احساسی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

ایده، باور، عمل، عادت، طرز فکر، بار فکری ( که از تجارب یا روابط زندگی قبلی شخصی در او باقی می ماند تا آنجایی که وضعیت جدیدی که به آن مربوط یا مناسب ن ...

پیشنهاد
٠

I've lost my voice زبونم بند اومد: I lost my voice

پیشنهاد
٠

I lost my voice

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Adj & Noun Adj: بدیهی، آشکار، پرواضح، تابلو ( نشانه )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Synpathizer

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sympathizers

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مجموعه ارزش ها، مجموعه هنجارها

پیشنهاد
٠

با آت و آشغال مسدود شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

حداقل سود، کمترین بازدهی ( سود ) ممکن، کف سود ( بازدهی ) او موفق شد تا کف سود ( تجارت، کسب ) خود را به طور چشمگیری تحت تاثیر قرار دهد. :He's been a ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

( n ) : مورد، مثال، نمونه، رویداد، رخداد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

با وجود دشواری {کامیاب شدن، پیروز شدن، ( عملی را ) باموفقیت انجام دادن ( در کاری ) موفق شدن}

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

سهل انگاری کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

بی توجهی، غفلت ( در مسئولیت یا کار محول شده )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

منظم تماس یا ارتباط برقرار کردن ( به منظور تبادل اطلاعات ) ، منظم در تماس یا ارتباط بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

سرزنش کردن یا انتقاد کردن ( بعد از عمل یا کار انجام شده )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( ارائه ) فعالیت های آگاهی رسانی، ارائه خدمات اجتماعی،

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

بالقوه، به کار گرفته نشده، بکر، دست نخورده، محتمل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به مروز زمان تحلیل بردن، به مروز زمان تهی کردن ( به ته رساندن، به اتمام رساندن، تمام کردن )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

منطقی به نظر رسیدن، باورپذیر بودن . His story just doesn't add up

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خلاص شدن از ( شر ) چیزی، انتقال دادن ( کار یا بار به دیگری )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

drop - dead ( adv ) : خیلی ( برای تأکید بر مناظر زیبا یا تماشایی یا انسان زیبارو استفاده می شود )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

پر انرژی، پربازده، نیرومند، قوی، مولد ( قوی، حاصلخیز، پربار )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

الگوریتم تکرار حافظه ( یا ضمیر ناخودآگاه ) ، الگوی تکرار مبتنی بر حافظه، سیستم ( روال، عادات، فعالیت ها، طرز فکرها، اندیشه ها ) حک شده در حافظه ( =به ...

پیشنهاد
٠

کسی رو توی مخمصه انداختن، کسی رو دچار مشکل کردن، چوب لای چرخ کسی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

matter - of - fact ( adj ) 1 ) صریحانه، به طور رک و راست، بی شیله پیله، روراست و صادقانه، ساده و بی آغشته به احساسات و خیال بافی 2 ) واقع بینانه، را ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به ثمر رساندن، به تکامل رساندن، به فرجام رساندن، به اتمام رساندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

محکم، شکست ناپذیر، آسیب ناپذیر، قوی، با ثبات، خدشه ناپذیر استراتژی شکست ناپذیر: bulletproof strategy

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هشیاری کم ( ناکافی ) ، آگاهی کم ( ناکافی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

ادامه دادن ( مسیری یا جهتی ) ( با وجود سختی و دشواری ) ، ول نکردن ( وضع یا موقعیتی ) ، پیش بردن، ( بچسب بهش، ادامه بده، ولش نکنhold on to it )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حذف کردن، بریدن، از بین بردن، محو کردن، از میان برداشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

head - on 1 ) adv, adj: رودررو، شاخ به شاخ، از جلو، به سمت جلو 2 ) adv: به طور سرسختانه ( پیش بردن رویکرد یا راهبردی ) ، به طور مسامحه ناپذیر، بدون ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 ) قفسه عایق یا امن ( به دور از گزند عوامل خارجی ) 2 ) کلبه یا محل امن ( استعاره از جایی که هیچ کس یا هیچ چیزی نمی تواند مزاحم شود ) ، خلوتگاه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در ذهن پروراندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

محاسبه و تحلیل ( به دنبال یافتن پاسخ )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دَر رفتن ( از مشکل، مخمصه، کار سخت یا دشوار )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

در اختیار، تحت فرمان، در قبضه،

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

گیج بودن، سردرگم بودن، با دقت تامل کردن، با دقت فکر کردن، با دقت مورد بررسی قرار دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناسایی و پرداختن به موضوعی، ( شناسایی دقیق، متمرکز شدن و پرداختن به موضوعی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنای، به مفهوم، برابر با، مساوی ( از نظر مفهومی ) با،

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساس گیجی کردن، بهت زده شدن، حواس پرت شدن، فراموش کار شدن، ( بی اعتنا، بی دقت، غافل ) شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( مطابق، موافق ) با ( واقعیت، حقیقت ) ( روزگار ) ، مثل ( واقعیت، حقیقت )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

چرخه باطل، تلاش یا کوشش بی فایده، دور باطل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤

نامیسر، بعد، غیرواقع، باورنکردنی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به قوت خود باقی ماندن، پایدار ماندن، پایداری کردن ( مثلا در> استرس پایدار میماند :strain feels unrelenting )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

پیشرفت نمایان یا قابل توجه ( در مواقع نامطلوب، نامناسب، غیررضایت بخش، بد )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

peppered with: پر بودن از، دارای مقداری زیادی از چیزی بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

رویایی، خیالبافانه،

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

رویایی، خوش باورانه، خیالبافانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

توقف ( در اجرا یا پیشرفت کار یا پروژه ای ) ، تعلل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

متوقف کردن ( به منظور دوباره سازماندهی یا نظم دهی کردن و یا به دلیل تجدید نظر در انجام کار یا پروژه ای )