come down to

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• represent something in a fundamental manner; basically amount to; deal with or confront straight to the point; visit (e.g.: "why don't you come down to my house and have a coffee?")

پیشنهاد کاربران

بستگی دارد به
depend mostly on or be influenced most by
برمیگرده به/باینکه. . . ، ختم میشه به/باینکه، خلاصه میشه به/باینکه. . . ، از . . . نشات میگیره، تاثیر میپذیره
در این عبارت، به جای come میتوان از boil استفاده کرد که در نهایت مفهوم مشابهی را میرساند.

success secret of mine comes down to two things: working hard and trusting in God
رمز موفقیت من در دو چیز خلاصه میشود: سخت کوشی و توکل بر خدا

رسیدن به، تنزل یافتن به
to be reduced to something
to amount to no more than something
amount to or be reduced to
بستگی داشتن به
رسیدن به
to be dependent on sth else
to depend on the answer to or outcome of sth
( to amount to sth ( usually the most important or crucial aspect of sth
in this usage, "to" is typically followed by a thing or idea -
پرداختن به
we come down to the pivotal question of what quality management is to be based on
ما به این سوال کلیدی می پردازیم که مدیریت کیفیت باید بر چه اساسی باشد
در نهایت رسین به ، نهایتا ختم شدن به ، منحصر شدن به
All problems come down to money
همه ی مشکلات ختم می شود به پول. ( یعنی مهمترین مشکل ما پول است )
• نهایتاً ختم شدن به، برمیگردد به یا به اینکه، خلاصه میشود به، ازچیزی نشأت میگیرد، تأثیر می پذیرد از چیزی
• ( چیزی یا عقیده ای ) دست به دست و سینه به سینه ما رسیدن
• نهایتاً ختم شدن به، برمیگردد به یا به اینکه، خلاصه میشود به، ازچیزی نشأت میگیرد، تأثیر می پذیرد از چیزی

It all comes down to money in the end
همه چیز نهایتاً به پول ختم می شود

• ( چیزی یا عقیده ای ) دست به دست و سینه به سینه ما رسیدن

The text which has come down to us is only a fragment of the original
متنی که به دست ما رسیده تنها بخشی از نسخه اصلی است

بستگی داشتن به

# It all comes down to money in the end
# My decision will come down to what he recommends
1 - رسیدن به 2 - منحصر شدن به، محدود شدن به 3 - انتقال یافتن به
۱ - در چیزی خلاصه شدن

. Everything comes down to money in the end
. It all comes down to money in the end

۲ - When it cones down to it
در کل، نهایتا،
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما