پیشنهاد‌های امیرعلی افشار (٣٤٩)

بازدید
٥٨٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانه هایی که در دل کوه یا زیر زمین با کندن ایجاد شده اند. این کار به منظور تحمل گرمای زیاد و حشرات در برخی مناطق بد آب و هوا توسط انسان ها صورت گرف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قابل تحمل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بالای بر فراز بر روی بر روی بالاترین نقطه ی یک مکان Atop the world's highest mountain بر فراز مرتفع ترین قله ی جهان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر روی بر فراز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عامل موثر/کمک کننده/دخیل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Economic : اقتصادی - هر چیز درمورد شرایط اقتصاد Economical: مقرون به صرفه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسم؛ اقتصاد - شرایط اقتصادی - صرفه جویی صفت؛ قبل از یک محصول یا خدمت میاد و معنی مقرون به صرفه رو میده مثل 👇 Economy flight - Economy size یعنی شما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Decline Refuse Reject هر سه به معنای عدم پذیرش هستند لیکن بعد از reject ما نمیتونیم فعل بیاریم و فقط اسم میتونیم بیاریم ولی بعد از decline و refuse م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

1 ) در شرایط . . . In the context of war nobody could feel happy 2 ) در متن . . . In the context of this unit 'establish' is used to mean start 3 ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دست بر قضا از قضا وقتی این اصطلاحات استفاده میشه معمولا میشه دو اتفاق یا عمل که همزمان اتفاق میفته رو توصیف کرد، اتفاقاتی که احتمالش هم زیاد نبوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دست بر قضا از قضا وقتی این اصطلاحات استفاده میشه معمولا میشه دو اتفاق یا عمل که همزمان اتفاق میفته رو توصیف کرد، اتفاقاتی که احتمالش هم زیاد نبوده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

دست به دامان شدن متوسل شدن کمک خواستن ( به یا سازمان یا منبع یا شخصی که دارای نفوذ یا وجهه مثبتی هست تا اینکه چیزی رو که میخواهیم را برای ما تایید ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفت exporting به معنای صادراتی یا مربوط به صادرات است. این صفت به فعل export ( صادر کردن ) اشاره دارد و به معنای فرآورده ها یا کالاهایی که به خارج از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Accompaniment ( اسم ) ملازمت و همراهی معمولا در صنعت موسیقی استفاده میشه With a piano accompaniment با همراهی پیانو Companion ( اسم ) همراه - ملازم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

کلمه "advocacy" به معنای حمایت، دفاع یا ترویج یک موضوع، یک گروه یا یک ایده است. در واقع، advocacy به فعالیت هایی اطلاق می شود که برای حمایت از حقوق ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

کلمه "advocacy" به معنای حمایت، دفاع یا ترویج یک موضوع، یک گروه یا یک ایده است. در واقع، advocacy به فعالیت هایی اطلاق می شود که برای حمایت از حقوق ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفت هر چیزی راجع به فضانوردان یا علم فضانوردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیهان نوردی فضا نوردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

Opt for sth ترجیح دادن و انتخاب یک گزینه از بین گزینه های دیگر Opt to do sth ترجیح دادن و انتخاب انجام کاری از بین کارهای دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هر چیزی که بر روی گوش یا درون گوش نصب میشه رو میگن. ممکنه برای هدفون باشه یا عینک یا . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1 ) در خلال انجام کاری بودن ( شروع شده ولی هنوز تمام نشده ) He is in the process of cooking a cake او در حال پختن یه کیکه 2 ) در خلال انجام کاری اتف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

Aggregate ( فعل ) : تجمیع کردن >> یک جا جمع کردن Aggregate ( صفت ) : متراکم - انبوه - روی هم جمع شده $$ نکته : توجه کنید نوشتار یکی هست ولی تلفظ فعل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

A feeds on B در اینجا الف از ب تغذیه میکند به عبارت دیگر ب غذای الف میشود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مشارکت محور به این گونه که وقتی چیزی مثل کلاس یا بحث یا فرآیندی participatory هست با کمک اعضا گردانده میشه و شرکت کننده ها در اون نقش دارن ( نظر مید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر چیزی که مربوط به روند رشد یا بلوغ باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

یک روش رسمی برای بیان محدودیت ها هست Financial constraints محدودیت مالی ( پول نداری ) Medical constraints محدودیت پزشکی ( اونقدر سالم نیستی که یه ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توارث منظور در اینجا >> ویژگی های جسمی و روانی و ظاهری هستند که از طریق ژن ها به نسل بعدی منتقل میشه. Inheritance وراثت ( هم مادی هم ژنتیکی ) Her ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ساختار مجهول دارد یک چیزی به گونه ای تصور میشده یا عقیده ای در باره ی چیزی وجود داشته. مثال 👇 Comets were thought to be a sign of a disaster این تصو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خرت و پرت کارهای کوچیک و متفرقه خورده کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

برتری عددی داشتن. To be outnumbered طرف مقابل بر شما برتری عددی داره A outnumbers B اینجا الف بر ب برتری عددی داره و میتونی نسبت رو هم بیان کنیم با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Tittle contender مدعی عنوان قهرمانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در همین حین، . . . . در اول جمله میاد و همزمانی کاری که در ادامه جمله میاد رو با کاری که در جمله ی قبلی اشاره شده بیان میکنه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسافران هواپیما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Coincidence

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در کنارش wardrobe رو هم بیاموزید. جارختی کمد لباس رختکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آشکار اون دوستمونم که غیرجاه طلبانه معنی کرده فک کنم با ambitious ( جاه طلبانه ) اشتباه گرفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متناظراً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

Convention همون کنوانسیون که میگن تو اخبار به معنی ( گردهمایی ، همایش، جلسه ) فعلش هم convene هست به معنی ؛ گرد هم آمدن - تشکیل جلسه دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

1 ) از طریق - با عبور از I will go to Tehran via Qazvin من از مسیر قزوین ( یا با عبور از قزوین ) به تهران خواهم رفت. 2 ) به وسیله ی - با استفاده از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

To be an expert on سر رشته داشتن در . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

۱ ) - که به وسیله آن ۲ ) - به این خاطر که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Domesticated

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

به منظور | با امید } دستیابی به هدفی خاص با هدف |

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

وقتی یک ویژگی مثبت یک ویژگی منفی رو جبران میکنه ازین قالب استفاده ( ویژگی منفی ) makes up for ( ویژگی مثبت ) مثلا؛ his wealth makes up for his ug ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ساکن مقیم اگر در شهری شما یک خانه دائمی داشته باشید یا بیشتر از ۱۸۴ روز در سال رو در اون شهر سپری کنید شما resident یا ساکن اون شهرید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Resident ساکن مقیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

محل اقامت Domicile - habitation

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرستار دوره دیده پرستاری که دوره ای رو به صورت تخصصی گذرونده و در اون زمینه میتونه از وظایف پزشک کارهایی رو انجام بده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بدنه ساختار اصلی شاکله ( که دیگر اجزاء و جزئیات یک شی روی آن سوار میشوند و یک سازه یا وسیله رو میسازند )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- مرکز ، کانون فعالیت - مرکز یک چرخ - قطب ( اقتصادی ، توریستی ، تفریحی ، کشاورزی و. . . ) - رابط شبکه محلی