پیشنهاد‌های امیرعلی افشار (٣٤٩)

بازدید
٥٨٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تازه وارد کم تجربه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Make great strides گام های بزرگی برداشتن ( پیشرفت خوبی کردن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با کله بدون فکر و درنگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

صنف ها و طبقات مختلف جامعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عشقِ مسافرت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

- با فراغت بال و آسودگی خیال - به آهستگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیاده روی آرام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسیر راحت و نزدیک برای پیاده رفتن به آنجا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Bear a striking resemblance to

پیشنهاد
١

از نظر ظاهری به کسی رفتن معادل take after someone

پیشنهاد
٠

ایجاد دوستی کردن با دوست پیدا کردن متفاوت است make a friend

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

شفاف سازی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مواد زدن ال اس دی ( نوعی ماده مخدره ) مصرف کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غیر مستقیم فهماندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تعریف کردن جوک crack a joke شکاف و ترک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاری یا چیزی رو مثل گذشته انجام دادن. یا کارها و چیزهای تکراری. مثلا👇 The same old way طبق روال سابق The same old story همون داستان همیشگی و تکرار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روال سابق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

عوض کردن خانه. دوستان change house غلط هست و باید از move house برای تغییر خانه استفاده کنیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

went astray یعنی به بیراهه رفته ( اشتباهی رفته - گم شده )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

تفاوت crawl و creep در crawl چهار دست و پا راه میریم در creep سینه خیز راه میریم جفتشون رو به صورت استعاره ای بعنوان ( سرعت پایین ) هم استفاده میکنن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

تفاوت crawl و creep در crawl چهار دست و پا راه میریم در creep سینه خیز راه میریم جفتشون رو به صورت استعاره ای بعنوان ( سرعت پایین ) هم استفاده میکنن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شدیدا ( افزایش پیدا کردن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سمی مضر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

- بو دادن these fruits smell off - بو حس کردن I smelled ( smelt ) a whiff of perfume - حس کردن چیزی ( استعاری ) مثلا بوی خطر رو حس کردن We smelt d ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

یکی از معانیش هم ( منظور ) هست I got the flavour of his talk although his voice wasn't clear

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عطر ملایم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٣

بوی گند و تعفن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢١

بلا نسبت بلا نسبت ( بوی عن ) دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صفت بد بو Malodour ( اسم ) ؛ بوی بد Body odour بوی تن ، بوی عرق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

صفت هستند Foul - smelling خیلی بد بو Foul - taste خیلی بدمزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوی قوی، تیز و آزار دهنده معمولا برای مواد شیمیایی حاصل از فعالیت کارخانه جات هست و تنفس و اسشمام اون باعث احساس سوزش در گلو میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حاشیه ای غیر اصلی فرعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Narrowly با اختلاف کمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قوس دار - خمیده - پیرامونی نام یکی از عروق قلبی که حالت قوس دار دارد و به پشت قلب کشیده میشود. از واژه circumference که محیط پیرامون دایره هست مشتق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Their attitudes hardened طرز برخوردشون بدتر شد Their attitudes softened طرز برخوردشون بهتر شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شرایط بحرانی سخت و خجالت و آور موقعیتی که حل کردنش و ازون خارج شدن کار سختیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نقطه ی مقابل تیز هست. در مورد اشیاء مثل چاقو و مداد معنی ( کُند ) رو میده و همینطور فاقد لبه های تیز. در مورد انسان معنی ( کند ذهن ) بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

گوشت جر گوشت لجباز ( به راحتی بریده و جویده نمیشه ) در مقابلش گوشت ترد رو داریم >tender meat

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

پر از دست انداز Bump and dent فراز و نشیب Bumpy برای جاده و پرواز استفاده میشه Bumpy flight پرواز نا آرام و متلاطم Bumpy road جاده ناهموار نقطه مقابل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اندکی قرمز شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بلاتکلیف خنثی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مقدار زیادی از دوستان قبلا هم معنی رو گفته بودن من خواستم نکته ای رو یادآور بشم که عبارت با عبارت a big deal یکسان نیست. A big deal به کار مهمی اطل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

یه معنیش هم میشه ؛ فایده و تاثیر داشتن . . . There is no point in هیچ فایده ای در . . . وجود نداره . . . هیچ فایده و تاثیری نداره. There is no poin ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جوشکاری کردن گرداگرد محل اتصال ۲ تا لوله به هم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مورد *اشیاء *و *مشکلات* میشه استفاده کرد. به معنی در مقیاس بزرگ on a large scale A large scale map A large scale problem

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مجاور مثل 👇 Neighbouring country Neighbouring town Neighbouring area

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دور افتاده Far - off Far - flung Faraway Remote

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الگوی تنفسی نا منظم و ناکارآمد نفس نفس زدن give a gasp یا اینکه تنفس های کوتاه و متقاطع داشتن ( در هنگام جان دادن ) Gasping

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در مورد صدا معنی ( مهیب و بسیار بلند ) رو میده. An almighty explosion یک صدای انفجار مهیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Deafening کر کننده با sound و noise استفاده میشه