پیشنهاد‌های امیرعلی افشار (٣٤٩)

بازدید
٥٨٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

تحمل و جنبه ی شوخی را داشتن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به صورت اتفاقی چشمت بیفته به چیزی. We caught a glimpse of a lion when we were coming back home

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

پراکنده پخش و پلا غیر متراکم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چکیدن و چکاندن. لیکن در کاربرد استعاره ای این فعل برای توصیف جمعیتی کم که به آرامی و نم نم به جایی روانه شدن میشه استفاده کرد. People trickled into ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گیج کننده نمیشه معنیش. Confusable به چیزی گفته میشه که احتمال داره شما اشتباه بگیرینش با چیز دیگری. مثلا start و begin خاصیت Confusable دارن با همد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دشواری

پیشنهاد
٠

به چیزی معروف/مشهور/شهره بودن. He was known to be a good swimmer at his time تو زمان خودش به شناگر خوبی بودن مشهور بود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مطابق مد روز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٤

Volatile Middle East خاورمیانه ی بی ثبات 😓

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به قول خواجه عبدالله انصاری👇 ( مُمِّد حیات )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پراکندگی همراه با ایجاد فاصله و جدایی بین دو چیز Dispersal of businesses and people from cities پراکندگی ( فاصله ) بین مردم و مشاغل از شهر ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

۱ ) اتفاقی کاری رو انجام دادن We happened to discover a cave ۲ ) احیاناً ?Do you happen to ( by any chance ) have a pen احیانا یه خودکار نیست خدمتت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خوش مشرب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

کاربرد داشتن بعنوان . . . عمل کردن مثل . . . Serve a purpose به یه دردی خوردن This machine can serve many purposes این ماشین میتونه کاربردهای زیا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مُکَلَّف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

Be teeming with sth پر و مملو از چیزی بودن My grandmother's house is teeming with cats خونه ی مامان بزرگم پر از گربه س Oceans are teeming with livin ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شاپرک - شب پره راحت ترین راه تشخیص این دو از طریق Antennae ( شاخک ) هست. Butterfly ها شاخک باریک با انتهای توپی دارند. Moth ها شاخک های یکنواخت پشم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

Synonym: videlicet وقتی ازچیزی یا گروهی به صورت کلی یاد میشه و در جمله ی بعدی میخواهیم تک به تک اعضای اون گروه رو و یا جزئیات اون چیز رو بیان کنیم در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Namely

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به این توجه کنید که به عنوان فعل هم استفاده داره. - جمع کردن - گروه بندی کردن - دسته بندی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

- هجوم بردن به جایی - ازدحام و شلوغی ( Rush hour ) - شتافتن و با شتاب چیزی را به جایی رساندن 👇 They rushed relief assistance to the area to help ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٠

عقب نشینی کردن ( نظامی ) صرف نظر کردن برداشتن پول از حساب علائم قطع مصرف ماده اعتیاد آور ( خماری )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Own ( فعل ) : دارا بودن - داشتن - مالک بودن Owner ( اسم ) : صاحب Ownership ( اسم ) : مالکیت برخی مواقع به معنی ( خودش خودم و. . . ) و همینطور برای تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Something is secure ینی جاش امنه Feel secure احساس امنیت کردن To secure به چنگ آوردن چیزی با تلاش فراوان To secure بستن چیزی به جایی که حرکت یا فرار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

مشخصا بر اساس شواهد از قرار معلوم اینجور که بوش میاد دوستانی که ظاهرا معنی میکنن apparently میشه ظاهرا ( بر اساس شنیده ها و حدس و گمان ) لیکن eviden ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

- محله - هم محلی ها یا مردم یک محله - انجمن یا جامعه ( مثلا شعرا ، دانشمندان ، اساتید ، فرهنگی . . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به معنی ( مِن جمله ) There is a wide variety of topics in this book, including science, art and so on

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

در نقش صفت : عادی, معمولی ( an average person ) در نقش اسم : میانگین در نقش فعل : به طور میانگین داشتن 👇 Most student average about six hours of ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فصد خون حجامت زالو درمانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

معنیش رو که دوستان گفتن ( همچنین، بعلاوه ) فقط نکته ای که میشه اضافه کرد اینه که میشه در انتهای جمله هم به شکل as well استفاده کرد ازش به جای too. I ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هنرپیشه هر کسی که با اجراش موجبات سرگرمی تماشاچیان رو فراهم کنه. # استندآپ کمدین یا مجری یا خواننده یا بازیگر و . . . #

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فعل ؛ منتفع کردن - فایده رساندن اسم ؛ مزیت - سود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناظم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

ساماندهی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

- اگه اینطوره. - اگه جواب بله هست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

How soon is soon? زمانی میپرسید که میخواید بدونید منظور طرف از soon دقیقا چه مدت زمانیه. به مثال زیر توجه کنید ؛ your order will be ready soon. - ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

الان میگم چیکار کنیم ( یا چیکار کنی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیشتر از چیزهای دیگه دوست داشتن. What I like best about hiking is fresh air چیزی که بیشتر از همه درباره پیاده روی دوست دارم هوای پاک هست. I like pl ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

Incentive به معنی انگیزش انگیزش های خارجی مثل انگیزش های مالی و پاداش هایی که بیشتر جنبه مادی دارن. Motivation هم به معنی انگیزه برای انگیزه های شخص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٥

- ارتکاب ( جرم ، خودکشی و . . . ) - فرستادن به زندان یا بیمارستان. - متعهد شدن برای انجام کاری. - وقف کردن خود ( پول و زمان و انرژی ) برای کاری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

- با توجه به شرایط موجود - با این تفاسیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Plain soda آب گازدار یا آب کربناته. پایه ی ساخت نوشابه ها با اضافه کردن مواد دیگه س.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واگن غذا خوری. رستوران داخل قطار.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

- در محدوده ی - در فاصله ی I was within a firing range of the enemy من در محدوده ی تیر رس دشمن بودم I live within a commuting distance of my work ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Do you remember that you came over to borrow my book 2 weeks ago? یادته ۲ هفته پیش اومده بودی دم درمون ازم کتاب قرض بگیری؟ رفتن به خونه کسی یکی از م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مجرمین جرائم غیرسنگین ( رسمی ) جوجه خلافکار ( خودمونی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

صحنه ای نمایشی و معرکه ( عین تو فیلما )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

معنی اول ؛ نماد یا اختصار چیزی بودن WHO stands for world health organization معنی دوم؛ شرکت کردن یا نامزد شدن انتخاباتی I'll stand for next election

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

. . . Branch out into یعنی یه کار جدید شروع کردیم که قبلا انجامش نمیدادیم. یا بخوام خیلی روون تر بگم من اینجوری معنیش میکنم: زدیم تو کار . . .