تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک میان وعدهٔ سریع / خوراکی کوتاه مدت برای رفع گرسنگی مثال: I had a quick snack before going back to work

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وعدهٔ غذایی اصلی ( معمولاً ناهار یا شام ) مثال: Dinner is the main meal of the day in many cultures.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بدغذا / کسی که خیلی در غذا سخت گیر است و انتخابی غذا می خورد مثال: She’s a fussy eater and won’t try new foods.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صورتحساب را پرداخت کردن / خرج را حساب کردن ( معمولاً به جای دیگران ) مثال: He offered to foot the bill for dinner

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طبق دستورِ غذا عمل کردن / دستور پخت را دقیق دنبال کردن مثال: I always follow the recipe when I bake a cake.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داشتن / رعایت کردن یک رژیم غذایی متعادل و سالم مثال: It’s important to eat a balanced diet to stay healthy.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از شدت گرسنگی در حال جان دادن بودن / خیلی خیلی گرسنه بودن مثال: I’m dying of hunger. Let’s eat now.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غذا را خیلی سریع و با عجله خوردن ( تقریباً قورت دادن )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی خیلی گرسنه بودن / از شدت گرسنگی حال آدم بد شدن مثال: I’m starving hungry. I haven’t eaten all day.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیر بودن / کاملاً سیر شدن ( بعد از غذا )

پیشنهاد
١

بیش از توان یا دانش خود وارد موقعیتی شدن / از عهدهٔ موقعیت برنیامدن توضیح: یعنی در موقعیتی قرار بگیری که دانش، تجربه یا مهارت لازم برای آن را نداری ...

پیشنهاد
٠

درکِ خوبی از چیزی داشتن / تسلطِ خوبی بر چیزی داشتن توضیح: یعنی یک موضوع را به خوبی فهمیده باشی و بتوانی آن را توضیح بدهی یا در عمل از آن استفاده کنی ...

پیشنهاد
٠

گسترش افق های ادبیِ خود / وسعت دادن به دیدگاه ادبی توضیح: یعنی خواندن آثار متنوع ( ژانرها، نویسندگان، فرهنگ ها و دوره های مختلف ) تا درک عمیق تر، سل ...

پیشنهاد
٠

بخشی جدایی ناپذیر از برنامه درسی توضیح: وقتی گفته می شود �an integral part of the syllabus�، منظور این است که یک موضوع، فعالیت یا مبحث به قدری مهم ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازماندهی و مرتب کردن حقایق / جمع آوری و نظم دادن به اطلاعات توضیح: وقتی گفته می شود �to marshal facts�، منظور این است که اطلاعات و حقایق مختلف را ج ...

پیشنهاد
٠

تمایز قائل شدن بین منابع / افتراق منابع توضیح: وقتی گفته می شود �to discriminate between sources�، منظور این است که منابع مختلف را از نظر اعتبار، کی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خوبی درک کردن و هضم کردن دانش / جذب دانش توضیح: وقتی گفته می شود �to assimilate knowledge�، منظور این است که اطلاعات یا مفاهیم جدید را کاملاً بفه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب منابع / تلفیق منابع توضیح: وقتی گفته می شود �to synthesise sources�، منظور این است که اطلاعات، ایده ها یا یافته های مختلف از چند منبع مختلف را ...

پیشنهاد
٠

آموزش مبتنی بر دانش آموز / Student - Centred Education این نوع آموزش یعنی تمرکز اصلی بر یادگیری، نیازها و تجربه های دانش آموز است، نه فقط تدریس معلم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک سال مرخصی گرفتن / یک سال فاصله گرفتن از تحصیل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرکت کردن در امتحان / دادن امتحان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدرسه تک جنسیتی / مدرسه مخصوص پسران یا دختران

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدرسه زبان خصوصی

پیشنهاد
٠

حفظ کردن چیزی / از بر کردن

پیشنهاد
٠

همگام بودن با درس ها / عقب نماندن از درس ها

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازخورد دادن / نظر دادن / ارائه بازخورد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مراسم فارغ التحصیلی

پیشنهاد
٠

از درس ها عقب افتادن / در تحصیل عقب ماندن یعنی نتوانی هم زمان با برنامه درسی جلو بروی و از تکالیف یا مطالب عقب بیفتی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بعد وجودی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کلاس ها شرکت کردن / در کلاس حاضر شدن یعنی در درس ها یا جلسات آموزشی حضور پیدا کردن و در آن ها شرکت فعال داشتن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ساعات کاری انعطاف پذیر برنامه کاری ای که به کارکنان اجازه می دهد زمان شروع و پایان کار خود را انتخاب یا تغییر دهند، به جای اینکه ساعت ها ثابت باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برون سپاری کردن یعنی انجام بخشی از کارها را به یک شرکت یا فرد بیرون از سازمان بسپاری، معمولاً برای کاهش هزینه، صرفه جویی در زمان، یا استفاده از تخصص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نیروی کار مجموعه افرادی که شاغل هستند یا توانایی و آمادگی کار کردن دارند، در یک سازمان، صنعت یا جامعه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کوچک سازی / کاهش دادن اندازه یا نیرو معمولاً به معنی کم کردن تعداد کارکنان یا مقیاس کار برای صرفه جویی یا کارآمدتر شدن است؛ در زندگی شخصی هم یعنی ساد ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازسازی ساختار / تجدید ساختار دادن یعنی ساختار یک سیستم، سازمان یا برنامه را تغییر بدهیم تا کارآمدتر یا منظم تر شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هیچ برنامه ای نداشتن / صفر تا برنامه یعنی نه قرار کاری، نه قرار شخصی، نه برنامه مشخصی برای زمان پیشِ رو.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گوشی ساکت / گوشی بی صدا ( از نظر پیام و تماس ) وقتی موبایل زنگ نمی خورد، پیامی نمی آید، و هیچ نوتیفیکیشنی نداری.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این برای من مهم است / این موضوع برای من اهمیت دارد یعنی این مسئله از نظر احساسی یا شخصی برایت ارزش دارد و بی تفاوت نیستی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس یک نیشِ کوتاه / احساس درد خفیف و ناگهانی / احساس لحظه ایِ یک حس ناخوشایند می تواند هم جسمی باشد ( درد خفیف و لحظه ای ) و هم احساسی ( مثل یک حس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیام پنهان / پیام مخفی معنایی که به طور مستقیم گفته نشده و باید از لحن، زمینه، رفتار یا نشانه ها برداشت شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک روز سخت / یک روز افتضاح / روز پرفشار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اندازه گیری کردن سنجیدن ارزیابی کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برنامه های آموزش روزانه حین کار دوره های آموزشی روز - آزاد دوره های آموزشی یک روزه در هفته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش حقوق افزایش تدریجی حقوق اضافه حقوق

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد انگیزه در افراد انگیزه دادن به افراد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هفته کاری هفته کاری رسمی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساعات کاری ساعات کار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استخدام کردن به کار گرفتن به خدمت گرفتن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استعفا دادن کناره گیری کردن از سمت ترک سمت شغلی

پیشنهاد
٠

کسب تجربه عملی فراوان به دست آوردن تجربه واقعی گسترده اندوختن تجربه میدانی قابل توجه تجربه عملی زیادی کسب کردن