• : تعریف: any of the arteries, veins, or capillaries through which the blood circulates. • مشابه: vein, vessel
جمله های نمونه
1. The rupture of a blood vessel usually cause the mark of a bruise.
[ترجمه گوگل]پارگی رگ خونی معمولاً باعث ایجاد علامت کبودی می شود [ترجمه ترگمان]پارگی عروق خونی معمولا باعث کبودی میشه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. He almost broke a blood vessel from laughing so hard.
[ترجمه گوگل]از شدت خنده نزدیک بود یک رگ خونی بشکند [ترجمه ترگمان] اون تقریبا داشت یه رگ خونی رو از خنده روده بر می کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. He burst a blood vessel in a fit of coughing.
[ترجمه گوگل]او به دلیل سرفه یک رگ خونی ترکید [ترجمه ترگمان]او با سرفه شدیدی یک کشتی خونی را منفجر کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Mum almost burst a blood vessel when I told her what happened.
[ترجمه Reihana77] مامانم از شدت عصبانیت نزدیک بود، سکته کند وقتی که بهش گفتم که چه اتفاقی افتاده.
|
[ترجمه گوگل]وقتی به او گفتم چه اتفاقی افتاده، نزدیک بود یک رگ خونی مامان بشکند [ترجمه ترگمان]وقتی به او گفتم که چه اتفاقی افتاده است، مامان نزدیک بود یک رگ خونی منفجر کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. The doctor burst a blood vessel.
[ترجمه گوگل]دکتر رگ خونی را ترکاند [ترجمه ترگمان] دکتر یه رگ خونی ترکید [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. A stroke is often caused when a blood vessel in the brain ruptures.
[ترجمه گوگل]سکته مغزی اغلب زمانی ایجاد می شود که یک رگ خونی در مغز پاره شود [ترجمه ترگمان]یک ضربه اغلب باعث می شود که یک رگ خونی در مغز بریده شود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. If a blood vessel in your leg were to rupture, the leg would just swell up.
[ترجمه گوگل]اگر یک رگ خونی در پای شما پاره شود، ساق پا متورم می شود [ترجمه ترگمان]اگر یک کشتی خونی در پای شما قطع شود، پا ورم خواهد کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. If the plaque blocks a blood vessel, a heart attack or stroke can occur.
[ترجمه گوگل]اگر پلاک رگ خونی را مسدود کند، حمله قلبی یا سکته مغزی رخ می دهد [ترجمه ترگمان]اگر پلاک یک رگ خونی را مسدود می کند، حمله قلبی یا سکته می تواند رخ دهد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. A blood vessel ruptured.
[ترجمه گوگل]یک رگ خونی پاره شد [ترجمه ترگمان] یه رگ خونی پاره شده [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. The doctor said a blood vessel in the right lung had burst.
[ترجمه گوگل]دکتر گفت رگ خونی در ریه راست ترکیده است [ترجمه ترگمان]دکتر گفت که یه رگ خونی در ریه سمت راست منفجر شده [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Don't be so angry ! You'll burst a blood vessel.
[ترجمه گوگل]اینقدر عصبانی نباش! شما یک رگ خونی می ترکید [ترجمه ترگمان]این قدر عصبانی نباش! تو یک رگ خونی را منفجر خواهی کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. Aiming at the bad performance of existing retinal blood vessel segmentation methods for small and low contrast vessels, a new segmentation method based on transition region extraction is proposed.
[ترجمه گوگل]با هدف عملکرد بد روشهای تقسیمبندی رگهای خونی شبکیه موجود برای عروق کوچک و کم کنتراست، یک روش بخشبندی جدید مبتنی بر استخراج ناحیه انتقالی پیشنهاد شدهاست [ترجمه ترگمان]با بررسی عملکرد بد روش های قطعه بندی بدنه خون موجود برای کشتی های کوچک و کم کنتراست، یک روش قطعه بندی جدید براساس استخراج منطقه گذار پیشنهاد شده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. When the intima of a blood vessel is disrupted, as happens after a cut or the rupture of an atherosclerotic plaque, subendothelial collagen and von Willebrand factor are exposed to circulating blood.
[ترجمه گوگل]هنگامی که انتیما یک رگ خونی مختل می شود، همانطور که پس از بریدگی یا پارگی پلاک آترواسکلروتیک اتفاق می افتد، کلاژن ساب اندوتلیال و فاکتور فون ویلبراند در معرض خون در گردش قرار می گیرند [ترجمه ترگمان]هنگامی که the یک رگ خونی مختل می شود، همان طور که بعد از برش یا پارگی یک پلاک atherosclerotic رخ می دهد، subendothelial کلاژن و factor ون Willebrand در معرض جریان خون قرار می گیرند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. He was well beaten and in a later race broke a blood vessel.
[ترجمه گوگل]او به خوبی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در یک مسابقه بعدی یک رگ خونی شکست [ترجمه ترگمان]او به خوبی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و در یک مسابقه بعدی یک رگ خونی را شکست [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
مترادف ها
رگ (اسم)
vessel, streak, blood vessel, vena
تخصصی
[بهداشت] رگ
انگلیسی به انگلیسی
• tube or duct of the body containing or circulating blood (artery, vein or capillary) blood vessels are the narrow tubes through which your blood flows.
پیشنهاد کاربران
رگ خونی 📌 تفاوت و نکات مهم • Blood vessel به ساختارهای لوله ای در بدن گفته می شود که خون را در سراسر بدن جابه جا می کنند. رگ های خونی شامل شریان ها، وریدها و مویرگ ها هستند و نقش مهمی در انتقال اکسیژن، مواد غذایی، هورمون ها و مواد زائد دارند ... [مشاهده متن کامل]
• با artery تفاوت دارد. Artery یا شریان رگی است که خون را از قلب به سمت اندام ها منتقل می کند، اما blood vessel اصطلاحی کلی است که همه انواع رگ های خونی را شامل می شود • با vein تفاوت دارد. Vein یا ورید رگی است که خون را از اندام ها به سمت قلب بازمی گرداند، اما blood vessel شامل وریدها، شریان ها و مویرگ ها است • با capillary تفاوت دارد. Capillary یا مویرگ رگ های بسیار کوچکی هستند که تبادل اکسیژن، مواد غذایی و مواد زائد بین خون و بافت ها در آن ها انجام می شود، اما blood vessel اصطلاح عمومی تری است • این اصطلاح در پزشکی، فیزیولوژی، زیست شناسی، علوم اعصاب و علوم سلامت برای توصیف ساختارهای انتقال دهنده خون در بدن به کار می رود کاربردهای رایج blood vessel function = عملکرد رگ خونی blood vessel damage = آسیب رگ خونی blood vessel dilation = گشادشدن رگ خونی