پیشنهادهای Tirdad Kashani (٧٥٦)
رخشی برابر الکتریکی یا برقی، از آذرخش که برگرفته از آذر و رخش، رخش=برق، براق=درخشان
دوستان کردی، لری، پارسی، سغدی… همه ی این زبانان هم ریشه هستند، همه ی این زبانان ایرانی هستند و آریایی هستند. پس چرا شگفت زده می شوید که واژگان میانون ...
قایق عربی است، کرجی، بلم و کلک برابر های پارسی برای این واژه هستند
انبارنده همراه
یگان پردازش میانی
پیمانکار
( فرهنگستان زبان و ادب ) : میانای کاربر
پیشگاه باشکوه!
پیش نمایی
پلکیدن، رفت و آمد کردن، آمیختن
پزیرفتن؟
ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...
ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...
ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...
ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...
ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...
ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...
حوزه قضایی پیشنهاد برای برابر پارسی= دامنه دادرسی، دامنه دادگستری برخ دادرسی، بخش دادرسی
Jurisdiction پیشنهاد برای برابر پارسی= دامنه دادرسی، دامنه دادگستری برخ دادرسی، بخش دادرسی
سفر عربی است. گردش دریایی
Blown out of proportion
رخش همان Flash است و درخش برق است آذرخش که پارسی رعدوبرق می باشد، ساخته شده از آذر و رخش یا آتش و برق. برابر پارسی واژه عربی براق هم درخشان یا رخشان ...
فشار رخشی
خطر
می کده
فرمانداری
زورآزمایی کردن، هماوری کردن، پیشی گرفتن، همتازیدن
هماوری ها، زورآزمایی ها، همتازی ها، ناورد ها
پندار پرور، گمان پرور
دادمند، آیینمند
آیینمند
فرمان کار
شاد و خوش بودن، سرمستی کشیدن/بودن، خوش گذراندن
خوشی کردن، خوشنود بودن، سرمست شدن!
رخنه کردن/رفتن. فروروی، خلیدن
در زبان اردو به این آهن پیما “تیز خرام” می گویند، که از دو واژه پارسی برگرفته شده است و می تواند برابر شیرینی برای قطار سریع السیر باشد
آگاهی نامه، پخش نامه
شگفت آور و بیگانه
بخش
پارسی= پاکیزه کردن، روفتن، روبیدن. روفت و روب کردن
کارشناس مغز و پی کارشناس پی پی شناس ویژه گر پی شناسی
پی برابر پارسی عصب است پی شناسی = عصب شناسی
ابزار کشی
“باکی ندارد” می شود “عیبی ندارد” ( ولی عیب عربی است ) یا درست تر بخواهید می شود “ترسی ندارد” چون باک همان بیم، ترس، نگرانی، یا هراس می شود.
چیزی نیست. سختی نداره. بدی نداره. خوب می شود
رسا شده، به رسایی رسیده. بی کمبود شده.
زینه بندی
GLITTER
پولک Glitter
همان پژمان