تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ثانیه= دَمَک، آن = Second دقیقه= دَم = Minute ساعت= گاه، گه =Hour ساعت= گاه نما =Clock زمان سنج = Timer/ Stop watch نیم ساعت= نیم گاه = Half Hour یک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حوزه قضایی پیشنهاد برای برابر پارسی= دامنه دادرسی، دامنه دادگستری برخ دادرسی، بخش دادرسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Jurisdiction پیشنهاد برای برابر پارسی= دامنه دادرسی، دامنه دادگستری برخ دادرسی، بخش دادرسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

سفر عربی است. گردش دریایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Blown out of proportion

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

رخش همان Flash است و درخش برق است آذرخش که پارسی رعدوبرق می باشد، ساخته شده از آذر و رخش یا آتش و برق. برابر پارسی واژه عربی براق هم درخشان یا رخشان ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فشار رخشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

خطر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

می کده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرمانداری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زورآزمایی کردن، هماوری کردن، پیشی گرفتن، همتازیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

هماوری ها، زورآزمایی ها، همتازی ها، ناورد ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پندار پرور، گمان پرور

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دادمند، آیینمند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیینمند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرمان کار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاد و خوش بودن، سرمستی کشیدن/بودن، خوش گذراندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوشی کردن، خوشنود بودن، سرمست شدن!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رخنه کردن/رفتن. فروروی، خلیدن

پیشنهاد
٣

در زبان اردو به این آهن پیما “تیز خرام” می گویند، که از دو واژه پارسی برگرفته شده است و می تواند برابر شیرینی برای قطار سریع السیر باشد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آگاهی نامه، پخش نامه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شگفت آور و بیگانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بخش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پارسی= پاکیزه کردن، روفتن، روبیدن. روفت و روب کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کارشناس مغز و پی کارشناس پی پی شناس ویژه گر پی شناسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

پی برابر پارسی عصب است پی شناسی = عصب شناسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ابزار کشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

“باکی ندارد” می شود “عیبی ندارد” ( ولی عیب عربی است ) یا درست تر بخواهید می شود “ترسی ندارد” چون باک همان بیم، ترس، نگرانی، یا هراس می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی نیست. سختی نداره. بدی نداره. خوب می شود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسا شده، به رسایی رسیده. بی کمبود شده.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

زینه بندی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

GLITTER

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پولک Glitter

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان پژمان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دلتنگ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاپارخانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیست، نبودن، جای نداشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دار زدن به دار آویختن به دار کشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دار زدن به دار آویختن به دار کشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سزاش بود، هوده اش بود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آبنبات ژله ای

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

برخوردن، برخورده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر پایه داد، بر پایه آسا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

لشگر یک سپاه یا ارتش است، لشکر تازی ( عربی ) شده آن می باشد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سرسپرده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

گریزیدن/ گریز کردن از چیزی از زیرش در رفتن، خود را به آن راه زدن، فرار کردن خود را به کوچه علی چپ زدن