تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

هم گونه گرا، هم گون گرا، هم ژاد گرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترفند پنهانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تند بُر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

چون که Email همان electric mail هست، می توانیم آن را نامه رخشی یا رخش نامه بگوییم! ( رخشی= Electronic ) رخش از آذرخش به آرش برق. درخش نیز می شود. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر درست برای این واژه نه بارگزاری و نه بارکیری است. بالا آمدن برابر درست تری برای این واژه است، چون برنامه دارد آغاز می شود و در هنگام بالا آمدن م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی واژه های jacket و کاپشن گرمپوش می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Over coat, پالتو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Jacket

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان فلز Metal

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

‎کارگرِ کاوگر، گورکن، کانوده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

برای دوستانی که این واژه کهن پارسی که از زمان هخامنشیان میاید را ترکی می نامند… آخه مگه می شود شاهنشاهی هخامنشی از واژه زبانی که هنوز فرگشت نرسیده بک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sperm

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان نا آزموده می باشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کمال عربی است، و برابر آن فرهیختگی، والایی، یا فرازمندی می باشد. ولی والا گرا و فرازگرا برابر خوبی برای این واژه نیستند، چون واژه های نزدیک به آن ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دشواری داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانه بی همسری، خانه تکی، خانه تنهایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

هم راهی , هم پایی، Keeping up Working along side

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دولاب واژه ۱۰۰٪ پارسی، هم خانواده با دولابچه. این واژه برابر پارسی واژه های بیگانه مانند کابینت و قفسه می باشد. کابینت از زبان های اروپایی و قفسه ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برایه مراجعه به چیزی، یا مراجعه کردن= سرزدن، بازدیدکردن، رو کردن، روی آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برابر پارسی= روی بردن، رو کردن، روی آوردن، بازدید کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

برابر پارسی = دولابچه و نه دولاب و دولابچه ترکی نیستند، ریشه کهن پارسی دارند. به دهخدا و نهاد های دیگر بازدید کنید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جاری شدن، روان شدن، روان گشتن. مانند رسیدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خوب و خوش و نیکو هم می شود. و گمان میکنم وشتیدن خوشی کردن است، و همان است که به چم پای کوبی و دست افشانی هم روان شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشت پهنه، پشت پیشگاه، و شاید پشت پرده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشت پهنه، پشته پیشگاه، پشت پرده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طراحی کردن یا رسیدگی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

شب پره درست است. زبان زیبای ما چه پراکنده شده، مه دیگر به سختی نام پارسی جانوران را پیدا می کنیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هوا کش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تزریق کردن= خلاندن، خلانیدن =Inject هر دو این واژه ها به چم ( معنی ) فروکردن و درون کردن می باشند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دفتر رایزنی دفتر رایزن کشور رایزنگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیش فروش، فزون فروش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بیش فروش، فزون فروش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمای پرسش روی پرسش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پذیرش نامه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این واژه ایرانی است، ولی خود ما از پایه این واژه را بهم ریختیم. نقاش، نقشه، و نقش همه از نخش و نخشه می آیند. نقاش می شود گفت همان نخاش می شود. با این ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آسایه مانند آسایش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعطیلات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پاچیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سطل همان ستل است. همانگونه که نادرست طهران می نوشتیم و آن را تهران کردیم، واژگان همانند را نیز باید درست کرد. صدا= سدا سطل= ستل و بسیاری از دیگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Internet World Wide Web

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Web blog Blog

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فاجعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر فرود آوردن، سر خم کردن، سر خم گردیدن، بزرگ داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

پهلوان نیز می شود، مانند نام خشایار که می شود: فرمانده یا شاه پهلوانان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَنیشیدن، اَبیشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

سرور انگشتران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جانور خانگی، جاندار خانگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سگالیدن درست است، سکالیدن چرا بر جای آن نوشته شده است؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برای واژه presents:نمایان می کند، نشان می دهد، پیشکش می دهد، پیش نهادن، پدیدار می کند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

بالا رده، والا رده