پیشنهادهای Tirdad Kashani (٧٥٦)
هم گونه گرا، هم گون گرا، هم ژاد گرا
ترفند پنهانی
تند بُر
چون که Email همان electric mail هست، می توانیم آن را نامه رخشی یا رخش نامه بگوییم! ( رخشی= Electronic ) رخش از آذرخش به آرش برق. درخش نیز می شود. ...
برابر درست برای این واژه نه بارگزاری و نه بارکیری است. بالا آمدن برابر درست تری برای این واژه است، چون برنامه دارد آغاز می شود و در هنگام بالا آمدن م ...
برابر پارسی واژه های jacket و کاپشن گرمپوش می باشد
Over coat, پالتو
Jacket
همان فلز Metal
کارگرِ کاوگر، گورکن، کانوده
برای دوستانی که این واژه کهن پارسی که از زمان هخامنشیان میاید را ترکی می نامند… آخه مگه می شود شاهنشاهی هخامنشی از واژه زبانی که هنوز فرگشت نرسیده بک ...
Sperm
همان نا آزموده می باشد
کمال عربی است، و برابر آن فرهیختگی، والایی، یا فرازمندی می باشد. ولی والا گرا و فرازگرا برابر خوبی برای این واژه نیستند، چون واژه های نزدیک به آن ها ...
دشواری داشتن
خانه بی همسری، خانه تکی، خانه تنهایی
هم راهی , هم پایی، Keeping up Working along side
دولاب واژه ۱۰۰٪ پارسی، هم خانواده با دولابچه. این واژه برابر پارسی واژه های بیگانه مانند کابینت و قفسه می باشد. کابینت از زبان های اروپایی و قفسه ا ...
برایه مراجعه به چیزی، یا مراجعه کردن= سرزدن، بازدیدکردن، رو کردن، روی آوردن
برابر پارسی= روی بردن، رو کردن، روی آوردن، بازدید کردن
برابر پارسی = دولابچه و نه دولاب و دولابچه ترکی نیستند، ریشه کهن پارسی دارند. به دهخدا و نهاد های دیگر بازدید کنید
جاری شدن، روان شدن، روان گشتن. مانند رسیدن.
خوب و خوش و نیکو هم می شود. و گمان میکنم وشتیدن خوشی کردن است، و همان است که به چم پای کوبی و دست افشانی هم روان شده است
پشت پهنه، پشت پیشگاه، و شاید پشت پرده
پشت پهنه، پشته پیشگاه، پشت پرده
طراحی کردن یا رسیدگی کردن
شب پره درست است. زبان زیبای ما چه پراکنده شده، مه دیگر به سختی نام پارسی جانوران را پیدا می کنیم.
هوا کش
تزریق کردن= خلاندن، خلانیدن =Inject هر دو این واژه ها به چم ( معنی ) فروکردن و درون کردن می باشند.
دفتر رایزنی دفتر رایزن کشور رایزنگاه
بیش فروش، فزون فروش
بیش فروش، فزون فروش
نمای پرسش روی پرسش
پذیرش نامه
این واژه ایرانی است، ولی خود ما از پایه این واژه را بهم ریختیم. نقاش، نقشه، و نقش همه از نخش و نخشه می آیند. نقاش می شود گفت همان نخاش می شود. با این ...
آسایه مانند آسایش
تعطیلات
پاچیدن
سطل همان ستل است. همانگونه که نادرست طهران می نوشتیم و آن را تهران کردیم، واژگان همانند را نیز باید درست کرد. صدا= سدا سطل= ستل و بسیاری از دیگران
Internet World Wide Web
Web blog Blog
فاجعه
سر فرود آوردن، سر خم کردن، سر خم گردیدن، بزرگ داشتن
پهلوان نیز می شود، مانند نام خشایار که می شود: فرمانده یا شاه پهلوانان
اَنیشیدن، اَبیشیدن
سرور انگشتران
جانور خانگی، جاندار خانگی
سگالیدن درست است، سکالیدن چرا بر جای آن نوشته شده است؟
برای واژه presents:نمایان می کند، نشان می دهد، پیشکش می دهد، پیش نهادن، پدیدار می کند
بالا رده، والا رده