تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام یکی از آهنگ های فیلم scarface 1983

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Bring to a head=come to a head به نقطه اوج/بحران رسیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

After a few weeks, i got to like the job better بعد از چند هفته، کم کم از شغل خوشم اومد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Succumb=submit=surrender=yieldgive in تسلیم شدن، سر فرود آوردن مردن، هلاک شدن، زایل شدن و ناپدید شدن که با لغات زیر مترادف هستش Succumb=vanish=dissip ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جاری شدن، جریان بافتن . A ripple of excitement flowed up her spine موجی از هیجان در ستون فقراتش جاری شد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

Cater=provide=supply فراهم/تهیه/آماده کردن، تدارک دیدن البته cater بیشتر برای طبخ غذا برای مجالس مختلف به کار می ره نیاز دیگران را برآورده کردن، ارضا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کشتی کروز که کشتی تفریحی برای پولدارها هستش سفر کردن، گشت زدن، با ماشین گشت زدن یا رانندگی کردن Troy ramage, a twenty year veteran, was behind the wh ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

موافق بودن با، موافقت کردن، تأیید کردن He wouldn t approve of me meeting you او ملاقات من با تو رو تأیید نمی کنه. او موافق نیست که باهات ملاقات داشته ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Cardinal=primary=fundamental اصلی، اساسی، عمده، بنیادین، مهم، پر اهمیت We must become aware ( become conscious ) of the cardinal importance of roades ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آکاه شدن، پی بردن، دریافتن We must become aware of the primary importance of roads and railways ما باید به اهمیت اساسی راه ها و راه آهن ها پی ببریم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

آگاه، متوجه، هوشیار، به هوش، بیدار آگاهانه We must make a conscious effort باید با آگاهی تمام بکوشیم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

So called= alleged His alleged friend kill him به اصطلاح دوستش او را کشت.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ترک کردن فارغ شدن از انجام کاری When these guys walk out the door of whatever score they re gonna take next, they re gonna have the surprise of a li ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حاصل/عاید شدن To happen as a result of sth . I did ask a few questions, but nothing came of it چندتا سئوال پرسیدم، اما هیچی حاصل نشد. That s what c ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

A=when i imagine million years earlier there were tremendous creatures like dinuasurs lingering on this planet, it makes me chill B=yeh, it was pr ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

برای بیان احتمال چیزی، ممکن بود. One second later and he would be dead یه ثانیه دیرتر می تونست به قیمت جونش تموم شه ( یه ثانیه دیرتر ممکن بود باعث ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

To talk to someone about sth they have done that makes you angry, in order to try solve the problem صحبت کردن از راه بحث یا فیس تو فیس برای حل مشکلی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

To have sth removed from your body عضوی را از بدن خارج نمودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

دستخوش شدن، دیدن، متحمل شدن Hugh Jackman underwent significant physical transformation at the age of 55 for his role as . Wolverine هیو جکمن در ۵۵ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

انقدر، انقدرها به علاوه، همچنین به خوبی ( قید ) The walls don t seem to be as reinforced as well as they should be به نظر نمی رسد که دیوارها آنقدر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Arithmetic=numbers حساب، جمع وتفریق وضرب وتقسیم، علم حساب He taught children arithmetic ( numbers ) او به بچه ها حساب یاد می داد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Commemorate= memorialize= celebrate گرامی داشتن، بزرگداشت گرفتن، یاد و خاطره کسی یا چیزی را گرامی داشتن/زنده نگه داشتن، به مناسبت A huge monument co ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

یکی از معانی متعدد این لغت مربوط /وابسته بودن، بستگی داشتن، سر و کار داشتن هستش که با لغات زیر مترادفه Regard Pertain Concern Respect That which reg ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پول، منابع و. . . در اختیار /در دسترس/ قرار/اختصاص دادن Don t worry about the devices, they aren t widely used, because there hasn t been a lot of m ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به جای امنی رسیدن، به ایمنی رسیدن The eruption was imminent and we hurried to get to safety فوران آتش فشان در شرف وقوع بود و عجله کردیم تا به جای امن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

غافلگیر شدن The soldiers were discreet ( vigilant ) and were not taken by surprise

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Vigilant=discreet آگاه، مواظب، مراقب، هشیار، محتاط، با ملاحظه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

محکم گرفتن/چسبیدن به نگه داشتن توجه کنید که hold onto هم به همین معنی هستش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Keep one on the ice تو آب نمک خوابوندن Don t worry, tell frank i ll keep this guy on ice for him Scarface 1983 نگران نباش، به فرانک بگو این یارو رو ...

پیشنهاد
٠

اوضاع وخیم شدن، شرایط دشوار شدن، در سختی ها و گیر و دار، در تنگنا/مضیغه بودن البته بهتره این جمله به صورت when it comes to the cruch نوشته بشه When i ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

قریب الوقوع، نزدیک، در شرف وقوع، در راه با لغات زیر هم مترادف هستش In the making Forthcoming Imminent Impendent Impending A teacher pinch may be in ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در اختیار، در کنترل به عهده a large percentage of the nation s wealth is in the hands of a very, very few people درصد عظیمی از ثروت ملت، در اختیار اف ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Way up ترقی کردن، پیشرفت داشتن Work your way up پیشرفت کردن و بالا کشیدن خود در زندگی Go way up افزایش یافتن ( بیشتر قیمت ) Well, rent prices have g ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ربط داشتن به چیزی I wonder if something to do with the castle itself is broken نمی دونم که آیا چیزی که به خود برج مربوطه آسیب دیده یا نه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نیاز داشتن If you have a use for this old vacuum cleaner, feel free to take it Anna has use for the interns today—they're going to help her with some ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

نیاز داشتن I could use some help putting these decorations up if you re not too busy اگه سرت خیلی شلوغ نیست برای تزئین کردن ( نصب کردن لوازم زینتی ) ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

بلکه، برعکس We should send missiles not at each other, but rather to the stars Elon musk ما نباید به سوی هم دیگه موشک بفزستیم، بلکه به سوی ستاره ها ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

این کلمه از دو بخش تشکیل شده: may که همون احتمال هستش ( possibility, probability ) و have to که الزام رو می رسونه ( necessity, obligation ) هستش. الب ...

پیشنهاد
١

به بهترین نحو, در حد توان I may be but a lowly housekeeper, but i shall do my utmost to provide you support to the best of my ability من شاید فقط یک ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کاری از پس کسی برآمدن، جنم داشتن، ، این کاره بودن Well well well, i honestly didn t think you d have it in you خب خب خب، واقعا فکرشو نمی کردم جنمشو د ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

On her seventh visit to the region in six months this week, baerbock warned her host that ongoing aid ( ( blockades ) ) meant gaza was sliding toward ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Pawn=pledge=collateral=mortgage=deposit=bail گرو، وثیقه البته bail بیشتر برای آزاد کردن شخصی از زندان به قید ضمانت و گرو استفاده میشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Trifle with=pawn آلت دست، بازیچه گرفتن، به بازی گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

موضوع کم اهمیت و جزئی کم، ناچیز و اندک؛ که مترادف با dab هستش که اون هم همین معنی رو می ده. البته قبل از هر دو کلمه a می یاد. I am a trifle ( a dab ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

یاد شدن، تصور شدن/کردن Don t you realize that you re thought of as the greatest actor متوجه نیستید که از شما یه عنوان بهترین بازیگر یاد می شود؟!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کامل، کمال، کامل/تکمیل کردن، انجام دادن، به کمال رسیدن مترادف با integrate هستش که اون هم یکی از معانیش به کمال رسیدن و تکمیل کردن هستش. If i want t ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پذیرفتن، قبول کردن پیشنهاد A:come on, taste it ?B:really?can I A: why not? I have tried a great deal to make these stupendous drinks . B:then, i ll ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هدف حمله قرار گرفتن Israel is under attack, this should never have been allowed to happen. This would never have happened if i were president Trump ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Despite=regardless=in spite of علی رغم، به رغم، با وجود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

یکی از معانیش مستولی شدن، سرتاسر وجود کسی را فرا گرفتن She was consumed with guilt over what happened به خاطر ادفاقی که افتاده بود، گناه سرتاسر وجودش ...