thought of

پیشنهاد کاربران

☆ Thought of as . . .
به عنوان . . . در نظر گرفته شدن
Ex. John Milton is usually thought of as the greatest of all English poets after Shakespeare.
معمولا جان میلتون بعد از شکسپیر به عنوان بزرگترین شاعر انگلیسی زبان در نظر گرفته می شود.
☆ I had no thought of . . .
منظورم . . . نبود
Ex. I had no thought of hurting your feelings.
منظورم جریحه دار کردن احساسات شما نبود.
☆ I thought of . . .
به سرم زد که . . .
Ex. For a moment I thought of running away.
لحظه ای به سرم زد فرار کنم.
به ذهن خطور کردن
مثلا راه حل یه مشکل یا یه ایده که به ذهن خطور میکنه
به اصطلاح
مثال:
Activities thought of as feminine such as cooking
فعالیت های به اصطلاح زنانه نظیر آشپزی
یاد شدن، تصور شدن/کردن
Don t you realize that you re thought of as the greatest actor
متوجه نیستید که از شما یه عنوان بهترین بازیگر یاد می شود؟!
فکر کردن در مورد
Third form of the ( think )
تصور کردن