پیشنهادهای محمد مهدی شیررفیعی (١١٨)
یک به یک، مورد به مورد
آزادگی
شناسه هویتی
همگانی شدن
متضمن
در حوزه کامپیوتر: پرونده الکترونیکی
حکم زیربنایی
کارگروه
جاری، در جریان، موجود، کنونی
حسب مورد
گاهی به معنی گزینش است؛ مانند: filter job applications
چهارچرخ
قالب آماده
بّروز
بُروز
یکجا
بدیهی که گفته اند به نظر، بهترین ترجمه ممکن برای این واژه است. چون هم مفهوم سادگی را می رساند، هم مفهوم درونی و شهودی را انتقال می دهد. البته دقیق تر ...
گاهی به معنی مصور هم می آید.
نسبت به ابزارها و اشیاء و به طور کلی غیر جانداران: دوره کاربری، مدت بهره برداری
در موارد مرتبط
تبعیض آمیز نبودن
مرجع حل اختلاف، مرجع شبه قضایی ( حقوق )
به سزا
نشان کردن چیزی
به صورت مفرد: رفاه عمومی به صورت جمع: امور رفاهی
سامانه هشدار آتش سوزی
به سرانجام رسیدن
تدبیر، اقدام ( حقوق ) Power to Request Measures اختیار درخواست اقدامات
economic viability بقای اقتصادی
لازم الاجرا شدن ( حقوق )
لازم الاجرا ( حقوق )
برجای گذاشتن
چون قید است: به مراتب چشمگیر
نقطه تماس متمرکز
مصوب فرهنگستان: مخابراتی
دوره تصدی
کسب و کارهای کوچک مقیاس
به هنگام
در حقوق: محکمه پسند
در لبه فناوری توجه: لبه فناوری، معنی آخرین و پیشرفته ترین دستاورها را دربر دارد. اگرچه گاهی بسته به نوع متن، نیاز است از قید پیشرفته ترین دستاورها ج ...
دائمی
مصوب فرهنگستان در حوزه رایانه و فناوری اطلاعات: کُد
برابر پارسی این واژه عربی، زودهنگام نیست و در آبادیس نادرست آمده است. زودهنگام به هنگامه رخداد اشاره دارد ولی قریب الوقوع به خود رخداد نظر دارد. پیش ...
بازسنجی
ناشی از
ترجمه دقیق عبارت جز این نیست: کارآمدی انرژی ولی می توان به برابر پارسی آن چنین اشاره کرد: به توان ( یعنی با توان و انرژی بهینه )
پذیرفتنی
یکسره، آنی، پیوسته ( از نظر زمانی ) ، بی وقفه مثال: real - time protection یعنی محافظت پیوسته
پاسخ به هنگام
قریب الوقوع، نوپدید، احتمالی ( با درصد وقوع بیشتر از 50 درصد )
به نظر می رسد با توجه به تعریف واژه نامه آکسفورد که آن را یک شخص یا بخشی معرفی کرده است که برای کسب اطلاعات یا کمک به آن مراجعه می شود؛ می توان معادل ...
مصوب فرهنگستان: بازکاربردپذیر
پیونددهی
مصوب فرهنگستان: پروژه
گاهی مخفف joint venture به معنی سرمایه گذاری مشترک یا چندجانبه است.
در برخی متون به معنای شرکت سرمایه گذاری چند جانبه یا مشترک است: مثال: European High - Performance Computing Joint Undertaking
مصوب فرهنگستان: کارا
اگر همانطورکه گفتند به معنی مشارکت قراردادی در سود و زیان باشد، برابر حقوقی آن، ممکن است همان قرارداد مضاربه در حقوق ایران باشد.
یکی از معانی بنابر واژه نامه آکسفورد: دور هم جمع کردن، هم رسانی کردن، دور هم گرد آوردن مثال: integrate the scientific community
دوستی که فرمودند منابع مالی درست گفتند. این واژه وقتی به صورت جمع به کار می رود میتواند به همین معنی باشد. البته پیشنهاد جایگزین بنده این است: پایگاه ...
هر از گاهی
تشریفات، معادل بسیار خوبی است. به ویژه زمانی که در متون حقوقی یا اداری یا بین المللی به صورت جمع کار می رود. مانند متن زیر: public procurement proced ...
از آنجاکه این عبارت یک واژه مرکب است، نبایدبه صورت گزاره یا ترکیب اضافی ترجمه شود. بنابراین یکی از برابرهای پارسی آن می تواند چنین باشد: آسان کاربرد
تا حد ممکن
به سزا
برابر پارسی: به هنگام نیاز، به هنگام بایستگی، در زمان نیاز
هم سنخی، یکسانی، یکنواختی، همانندی
گاهی به معنی شبکه ارتباطی
به نظر نمی رسد واژگان سنگینبر و گرانکش مناسب باشند. چون این دستگاه، شیء سنگین را در هر حالتی جابه جا نمی کند بلکه آن را در حالت عمودی جابه جا می کند. ...
چون صفت است :تنظیم گرا، مقررات گرا ترجمه به تنظیم گری نادرست است. زیرا تنظیم گری معادل regulation است.
قریب الوقوع زودهنگام
تحت نظر چیزی قرار گرفتن
برملا کردن
اگر در معنای یک سبک هنری باشد: هنر همانندنما. در تعریف آن چنین آمده است: Analogous art refers to a type of art that is similar in style, subject mat ...
به صورتی تفکیک شده به نحوی متمایز به شکلی قابل تشخیص
با توجه به اینکه معادل seem است، میتواند به معنی تظاهر کردن و وانمود کردن هم بیاید. مانند متن زیر: would falsely appear to a person to be authentic o ...
گاهی فقط به معنی حرف اضافه با می آید. چون با در زبان فارسی، معنی شمول و دربرگرفتن را دارا است.
اطمینان آور، اطمینان بخش، با پشتوانه
میزان زیاد، مقیاس گسترده منبع: https://en. wiktionary. org/wiki/at_scale
خاستگاه نژادی
کاربلد
فعل: گشت یاوری کردن اسم: گشت یاور
برابر فارسی: کارسوژه=موضوعی که در آن قرار است، چیزی به کار برده شود.
کارکردمندی
ماشین خوان
توان کاهی
حفاظت غیرنظامی پاسداری غیرنظامی پاسداری مدنی حفاظت مدنی
گزافه گویی
مربوط به فرایند قانونگذاری در اتحادیه اروپا است: تصویب مشترک، هم قانونگذاری
کاستن
همگن
توجه: فرهنگستان، واژه معادل را وبگاه دانسته است نه تارنما یا موارد دیگر.
گپ بات، رُبوگپ توجه: گپ، واژه فارسی است. در فرهنگستان واژه ربات، معادل سازی نشده است و همان ربات آمده است.
بی طرف نسبت به فناوری
اگر محتوای متن به مدیریت خطر ( ریسک ) مرتبط باشد: تدابیر کاهش میزان تأثیر یا تدابیر تأثیرکاه
در برخی متون، ممکن است معنای چالش برانگیز بدهد. مانند متن زیر: in particular prior to its first placing on the market, including conducting and docu ...
همه نظرات پیشین، با درک نادرست این واژه، deep را معادل عمیق یا ماهرانه دانسته اند. درحالیکه deep در این اسم مرکب، به فرایند یادگیری عمیق deep learnin ...
�جعبه�شنی� ( توجه: باید مشابه تک واژه انگیسی آن، با نیم فاصله نوشته شود نه با فاصله ) اصطلاحی در حوزه توسعه نرم افزار است که به یک محیط نرم افزاری ا ...
کژکارکردی
وابسته به انگشت نگاری
کژکار یا کارناروا
نارواکاری
در بحث حکمرانی که در حوزه حقوق عمومی است، این اصطلاح نامتعارف پیشنهاد می شود: تنظیم نامه ( :
مصوب فرهنگستان: سامانه ای
ساختارمند
ناشایست
امتیازبخشی، والاشماری، برترنمایی
ناروا
مداخله مانند جمله زیر: human agency and oversight principal اصل مداخله و نظارت انسانی
معاذیر، بهانه ها
بخش بندی
حدود ( جرم یا مجازات حدی ) [حقوق کیفری]
نوعی اسلحه کمری
تخصصی حقوق: معاذیر
در حال انجام وظیفه
از طرف دیگر