at scale

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• ( کسب وکار ) "The company has built a platform that can handle millions of users at scale. "
( شرکت یک پلتفرم ساخته است که می تواند میلیون ها کاربر را در مقیاسِ وسیع مدیریت کند. )
...
[مشاهده متن کامل]

• ( سیاست ) "The policy works in theory, but implementing it at scale is a different challenge. "
( این سیاست در تئوری کار می کند، اما اجرایِ آن در سطحِ گسترده چالشِ دیگری است. )
• ( فناوری ) "We need a solution that is both cost - effective and scalable—something that works at scale. "
( ما به راه حلی نیاز داریم که هم مقرون به صرفه و هم قابلِ بزرگ نمایی باشد—چیزی که در مقیاسِ وسیع جواب دهد. )
• ( رسانه ) "The campaign's success at scale depends on its ability to adapt to different audiences. "
( موفقیتِ این کمپین در سطحِ گسترده به تواناییِ آن در تطبیق با مخاطبانِ مختلف بستگی دارد. )

در ابعاد بزرگ
در مقیاس بزرگ
میزان زیاد، مقیاس گسترده
منبع:
https://en. wiktionary. org/wiki/at_scale
در مقیاس لازم
در مقیاس مناسب
at the required size to solve the problem
در مقیاس واقعی
A phrase that means at the required size to solve the problem. At scale typically refers to handling larger volumes
در مناسب ترین اندازة یا مقدار ( طوری که بزرگتر یا کوچکتر از مقدار مورد نظر نباشد )