تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

rub something in someone's facce به رخ کشیدن، به رو آوردن You're rubbing it in. That's not cool, man. داری به رخم می کشی. این اصلاً کار جالبی نیست، ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اگه بعنوان یه تک جمله بگیش می شه "منصفانه است". " رفتار یا کار معقولیه. "

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی تکلف، آسان گیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی تکلف

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی به گه کشیدن، گند زدن، برهم زدن آرامش یا نظم، زیرو رو کردن، . . هم می ده We have reports of a street racer tearing up Savannah Central. ما گزارش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

But it did hurt like the devil. Zootopia 1:19:07

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بخاطر، بعلت، روحساب، از اونجاکه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرچی، حالا هرچی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تو فریزال ورب هایی مثل Live off ( ازطریق چیزی یا کسی گذران زندگی کردن ) و dine off ( از خوردنی های خاصی غذا خوردن ) معنی of می ده که ریشه اش به قرن 1 ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قابل جایگزین کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به تنهایی on my own رو / بر / برمبنای / براساس / برحساب ( مرا ) / اَم خویش / خود / ( ریشه: وام / دِین )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشیب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Enterprise Risk Management مدیریت ریسک سازمانی: رویکردی راهبردی برای شناسایی، ارزیابی و کاهش ریسک هایی است که می توانند بر توانایی سازمان در دستیابی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فکر کنم معنی منتقل کردن و فرستادن هم می ده. No, she'd porter a note. نه، ( اگر نمی اومد ) یه یادداشت / دست نوشته می فرستاد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

در این اثنا، در این گیر و دار، در این گذار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

براساس این لحظه ( تا به این لحظه / تا کنون / از این لحظه ) چو / همچو / مطابق از برای اکنون / حال حاضر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

قابل ستایش، قابل تحسین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جلوه کردن Deadlines act like you're always in a rush.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

A sleeve tattoo or tattoo sleeve is a large tattoo or collection of smaller tattoos that covers most or all of a person's arm.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طرح مشکلات، مطرح کردن مشکلات، گله گذاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیش درامد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Pounding drinks: You're drinking with similar force and speed, not sipping or enjoying it slowly. Oh, yeah, the one who's been pounding chardonnay ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Learner عالی بود

پیشنهاد
١

آب ها را از آسیاب انداختن، آب بر آتش ریختن، خواباندن غائله ( غائله: آشوب، بلوا ) ، آرام کردن، خاموش کردن آتش کسی، فرونشاندن نا آرامی، از تلاطم انداخت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معادل عادت دادن هم می تونه معنی بده Years ago, I trained myself to be a back sleeper. سالها پیش، به خودم تمرین دادم که بتونم به پشت بخوابم سالها پیش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ورزیده هم معنی ممکنه بده. they must be trained men اونها باید افراد ورزیده ای باشن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

In certain parts of Texas, particularly Southeast Texas, some people pronounce "especially" with a /k/ sound instead of the standard "sh" sound. Howe ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

تو یه فیلم دیدم که یه دختره اهل تگزاس " اسپسیالی " تلفظش کرد. برام عجیب بود. کسی تجربه مشابه داشته؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

On Christmas Eve no less. اون هم تو شب کریسمس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

تنعم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گمنام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

be held منعقد شده، نگاهداشته، محسوب، برگزار [ باش / شو نگهداشته / پاس داشته ]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Although the modem circus has been around for a few centuries - اگرچه سیرکهای مدرن ( نوین / امروزی ) یک چند قرنی است که بوجود آمده اند be around Ve ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمیدونم چی چی، ماسماسک "Thingamajig" is an informal term used to describe something whose name is unknown or forgotten.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چه این وری، چه اون وری درهرصورت/ درهردوصورت/ درهرحال [یک ره/ طریق یا آ / موجود دیگری]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

فاقد، فقدان، فقد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

off تو ترکیب بعنوان قید معنی معادل وضعیت، موقعیت و شرایط هم می ده ( می دونم وضعیت و موقعیت و شرایط اسم هستن ولی بهترین معنی معادل تو ترجمه است. ) مثل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a brief rephrasing of an earlier report; summary. To recap on what has been said so far, . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

من حیث المجموع، روی هم رفته، علی ایحال، مجموعا، با درنظر گرفتن تمامی جوانب [ همه چیزها/ مسائل منظور / منظور شده]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمله واره های صفتی، کلازهایی که مانند صفت عمل می کنند Relative clauses ( also called adjective clauses ) are dependent clauses that add more informa ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

integer ( n. ) "a whole number" ( as opposed to a fraction ) , 1570s, from noun use of Latin integer ( adj. ) "intact, whole, complete, " figurative ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-٢

هر آینه هم معادل خوبیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به یاد . . . بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحریر دادن صدا، نت زینت دادن در انتهای اداکردن، پیچ و قوس دادن و لحن دادن هم معنی می ده Read the text naturally; don't strain after effects.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

The meaning of BILLY CLUB is a heavy usually wooden club; specifically : a police officer's club. A billy club is a short, thick stick that's mainly ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

newsagent ( UK ) newsstand ( US ) In American English, the synonym for "newsagent" is typically "newsstand" or "newspaper stand. " A newsagent re ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متاع، جنس، مال التجاره، کالای اساسی، کالای تجاری اساسی The term "commodity" broadly refers to basic goods used in commerce that are interchangeable ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تابع محور، عملکرد محور هم معنی می تونه بده

١