تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

son ( انگلیسی ) در گویش های ایرانی مانند تالشی به بچه کوچک و نیکو رفتار می گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

برابرهای پارسی: کمربسته پیشکار دست به سینه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

من ازین دونان شهرستان نیم خاطر پر درد کوهستانیم نیما یوشیج

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اگر= گر، ار ( کوتاه شده ) در انگلیسی به or ( یا ) دگرگون شده است که در فارسی هم گاه معنای ( یا ) دارد. مانند: کنون گر تو در آب ماهی شوی و گر ( یا ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

هال ( حال ) ؟ هال شما؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

هال = آرامش و خوشی ( یک ویژگی درونی ) دلش گشت پر آتش از مهر زال از او دور شد خورد و آرام و هال یا شب آمد پر اندیشه بنشست زال به نادیده بر گشت بی خور ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

مینو: نادیده ( غیب ) ، معنا، روح، بهشت، آسمان اوستایی: مَ ای نی یو پهلوی: مینوگ ( مینوک ) مینوی خوب: سپند مینو مینوی بد: انگره مینو هم خانواده ها: م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشگاه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

ز نیرو بود مرد را راستی ز سستی کژی آید و کاستی فردوسی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

بزرگمهر، کودکی که دانای بزرگ ایران شد. فروزنده شد نام بوزرجمهر - به او روی بنمود گردان سپهر خردمند و دانا و روشن روان - تنش زین جهان است و جان زان ج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

آذر = آتر ( آتش ) : عنصری پاک و فرشته ای است در ایران باستان. بایجان = معرب ( بایگان ) جایگاه پاسداشت آتش.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

کشوری با یک نام برآمده از اشتباهی تاریخی پس از جنگ جهانی نخست بر روی سرزمین باستانی آناتولی که پس از تهاجم و سلطه تازی و تاتار طی صدها سال بیشتر مردم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

زندگی پهلوی: zindagih ( زیندَگی ) در زبان تاتی و تالشی هنوز به همین صورت تلفظ می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مردم تالش مردمی هستند که به زبان تالشی سخن می گویند. با نگاه به زبان تالشی که از زبان های هندواروپایی شاخه ایرانی و از کهن ترین آن هاست ( شاید مادی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دریای کاسپی دریاچه کاسپی ( یادمان مردم ایرانی و باستانی کاسپی که در کناره غربی و جنوب غربی این دریاچه می زیستند ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دریای پارس کنداب پارس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنداب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

میان، میانه ( هم ریشگی زبان های هندو اروپایی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اندر، اندرون ( هم ریشگی زبان های هندواروپایی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کو کوش کوشش ( کوش اون )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

کجایی = کوشی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشان، نشانه، رد، ردپا، نوشته، یادگار، یادمان، آفرینه، کارایی، کارآمدی، نمود، پیامد را می توان برای معناهای گوناگون این واژه به کار برد. نیازی به واژه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به جایی ( کنار دستشویی ) می گویند که دست و رو را می شوییم.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

فارسی امروز ( مستراب ) یک واژه نابجا و اضافی تازی است و امروزه بیشتر دستمایه طنز است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک واژه ی نابجا و ناسازگار فرهنگی است که امروزه بیشتر به گفتار بی ادبانه راه یافته است. قدیمی ها ( دست به آب ) می گفتند. امروزه ( دستشویی ) می گویند. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

همان ( کودک ) فارسی است ( واژگان همریشه هندواروپایی ) . آلمانی کینت و کیتز ایرلندی کید مجارستانی کوی یَک نروژی گوت به زبان ژاپنی هم راه یافته: کیددو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

همان ( لنگر انداختن ) فارسی است به معنای جایی زیاد ماندن و جا خوش کردن.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

معنای اصلی این واژه همان معنای ( پیچ ) : اندازه یا میزان شیب یا سرازیری یا چرخش در زبان فارسی است ( همریشگی واژه های هندو اروپایی ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

غواص = آب کاو ( کاوش گر آب )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

همان ( لِنگ ) فارسی است که معنای پا می دهد ( هم ریشگی زبان های هندواروپایی ) .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دود و دم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

گذاشتن روا دانستن پروانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیوند، پیوستگی، همبندی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

نشاط از ( نیخشاد ) پهلوی گرفته شده با واژه شادی هم خانواده بوده و ایرانی است. شایسته است که آنرا نشاد یا نشات بخوانیم و بنویسیم.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

این واژه هرچه هست ریشه ایرانی دارد. اوستایی ( وِرِثرَ ) پهلوی ( واریش )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

راست رَشتَ ( اوستایی ) - راست ( پهلوی )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

یک نام کهن ایرانی است که به معنای زن نیک و پاکدامن است.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

نیک: خوب، پسندیده، نیکو، خوش، بی آک یک واژه از زبان های هندو اروپایی با کاربرد فراگیر و جهانی. ریشه در پهلوی: nivak زبان های آریایی: ni اوستایی و ن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

یک نام زیبای جهانی و از زبان های فراگیر هندواروپایی است و برای این گونه نام های فرازبانی ریشه ایرانی و یونانی، اسلاو و اروپایی معنایی ندارد و در همه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

واسه ( کوتاه شده: واس ) فارسی تهرانی مانند: واسه چی؟ - واسه ی شماست - واسه اینکه - واس منه و. .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

فارسی : برای چه در زبان های همریشه با فارسی مانند اسپانیایی و پرتغالی para que ( بارا که ) گفته می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

با حیا، نجیب، با شرم واژه زیبایی از از زبان ایرانی کردی که در فارسی هم با معناست و می توان بکار برد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

رامیار برگرفته از زبان ایرانی کردی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

صفت = ویژگی، نهاد صفت ( دستور زبان ) = فروزه واژه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

نگره

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

برابر پارسی آدم، انسان، بشر، هیومن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازش کارانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

نشان کرد، نشانه روی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

هم گذاری، هم گذاشت، هم داری، هم داشت مشترک = هم دار

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بدست، از سوی، به یاریِ، به روش، از راه