تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢١

اوستایی: ish ishka نیاهندواروپایی: ais ( خواستن و آرزو کردن ) این واژه با ask ( درخواست کردن و پرسیدن ) انگلیسی همریشه می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

این واژه همریشه با ( با ) در زبان فارسی می باشد ( نیاهندواروپایی bhi )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

در قفقاز ( ارمنستان و گرجستان ) هم همین واژه با اندگی دگرگونی برای رامشگر و خنیاگر بکار می رود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

دریای کاسپی اگر ما این نام را در حالت جمع ( دریای کاسپی ها ) بنامیم ( دریای کاسپیان ) می شود که مطابق با نام جهانی آن در همه نقشه های دنیاست. این ن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

کاسپین قزوین نامیدن این شهر مانند این است که کاسی ها را قازی و دریای کاسپین را دریای قزوین و کاشان را قازان بنامیم. نیکو است این نام زنده شود تا یاد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نعلین تازی شده ( نالین ) است. پرستار نالین زرین بدست - به پای ایستاده سرافکنده پست ( فردوسی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

دهیوکَ رهایی بخش ایران از ستم آشوری ها این واژه در فارسی امروز ( دهقان ) شده است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٣

شاهنشاه خداپرست ایران سامان مندترین و شکوهمندترین پادشاهی را در تاریخ جهان داشته است و آثار و برجای مانده هایش بی مانند هستند و پس از کوروش دومین پاد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

هرمز یا اورمزد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

در فارسی: خوراکی

پیشنهاد
٢

کاری که نشدنی است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

bombaruna زمان جنگ ایران و عراق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

سیر تحول: گزارشگر ها اول می گفتند روبرتو باگیو بعد گفتند روبرتو باجیو و آخر شد روبرتو باجو درخشش این بازیکن بین سال های 90 تا 94 میلادی بود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیشتر مردم آلن دولن می گفتند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

دریب تو گل که گاه به اختصار ( دریب تی گل ) هم می گفتند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

یک بازی شهری کودکانه در کوچه ها بالا بلندی یک بازی ساده کودکانه و فراگیر بود که در آن بچه ها برای فرار از دست گرگ بازی به بالای پله جلوی در خانه ها م ...

پیشنهاد
-١

چرخ چرخ اَببازی خدا منو نندازی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

son ( انگلیسی ) در گویش های ایرانی مانند تالشی به بچه کوچک و نیکو رفتار می گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

برابرهای پارسی: کمربسته پیشکار دست به سینه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

من ازین دونان شهرستان نیم خاطر پر درد کوهستانیم نیما یوشیج

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اگر= گر، ار ( کوتاه شده ) در انگلیسی به or ( یا ) دگرگون شده است که در فارسی هم گاه معنای ( یا ) دارد. مانند: کنون گر تو در آب ماهی شوی و گر ( یا ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١٠

هال ( حال ) ؟ هال شما؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢

هال = آرامش و خوشی ( یک ویژگی درونی ) دلش گشت پر آتش از مهر زال از او دور شد خورد و آرام و هال یا شب آمد پر اندیشه بنشست زال به نادیده بر گشت بی خور ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

مینو: نادیده ( غیب ) ، معنا، روح، بهشت، آسمان اوستایی: مَ ای نی یو پهلوی: مینوگ ( مینوک ) مینوی خوب: سپند مینو مینوی بد: انگره مینو هم خانواده ها: م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشگاه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

ز نیرو بود مرد را راستی ز سستی کژی آید و کاستی فردوسی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

بزرگمهر، کودکی که دانای بزرگ ایران شد. فروزنده شد نام بوزرجمهر - به او روی بنمود گردان سپهر خردمند و دانا و روشن روان - تنش زین جهان است و جان زان ج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٨

آذر = آتر ( آتش ) : عنصری پاک و فرشته ای است در ایران باستان. بایجان = معرب ( بایگان ) جایگاه پاسداشت آتش.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کشوری با یک نام برآمده از اشتباهی تاریخی پس از جنگ جهانی نخست بر روی سرزمین باستانی آناتولی که پس از تهاجم و سلطه تازی و تاتار طی صدها سال بیشتر مردم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

زندگی پهلوی: zindagih ( زیندَگی ) در زبان تاتی و تالشی هنوز به همین صورت تلفظ می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

مردم تالش مردمی هستند که به زبان تالشی سخن می گویند. با نگاه به زبان تالشی که از زبان های هندواروپایی شاخه ایرانی و از کهن ترین آن هاست ( شاید مادی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دریای کاسپی دریاچه کاسپی ( یادمان مردم ایرانی و باستانی کاسپی که در کناره غربی و جنوب غربی این دریاچه می زیستند ) .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دریای پارس کنداب پارس

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنداب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

میان، میانه ( هم ریشگی زبان های هندو اروپایی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اندر، اندرون ( هم ریشگی زبان های هندواروپایی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کو کوش کوشش ( کوش اون )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

کجایی = کوشی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشان، نشانه، رد، ردپا، نوشته، یادگار، یادمان، آفرینه، کارایی، کارآمدی، نمود، پیامد را می توان برای معناهای گوناگون این واژه به کار برد. نیازی به واژه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

به جایی ( کنار دستشویی ) می گویند که دست و رو را می شوییم.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢

فارسی امروز ( مستراب ) یک واژه نابجا و اضافی تازی است و امروزه بیشتر دستمایه طنز است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

یک واژه ی نابجا و ناسازگار فرهنگی است که امروزه بیشتر به گفتار بی ادبانه راه یافته است. قدیمی ها ( دست به آب ) می گفتند. امروزه ( دستشویی ) می گویند. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

همان ( کودک ) فارسی است ( واژگان همریشه هندواروپایی ) . آلمانی کینت و کیتز ایرلندی کید مجارستانی کوی یَک نروژی گوت به زبان ژاپنی هم راه یافته: کیددو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

همان ( لنگر انداختن ) فارسی است به معنای جایی زیاد ماندن و جا خوش کردن.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

معنای اصلی این واژه همان معنای ( پیچ ) : اندازه یا میزان شیب یا سرازیری یا چرخش در زبان فارسی است ( همریشگی واژه های هندو اروپایی ) .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

غواص = آب کاو ( کاوش گر آب )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٧

همان ( لِنگ ) فارسی است که معنای پا می دهد ( هم ریشگی زبان های هندواروپایی ) .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

دود و دم

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

گذاشتن روا دانستن پروانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیوند، پیوستگی، همبندی