پیشنهادهای میثم علیزاده لشکانی (٢,٤٦٤)
هر کسی
Make something matter چیزی رو در خور تعریف کردن، چیز خوبی درآوردن
نگه داشتن چیزی، به کسی ندادن، گم نکردن
عازم سفری شدن
To be tied to sth
چیزی را به کسی رساندن
a situation in which you balance two opposing situations or qualities: * There is a trade - off between doing the job . accurately and doing it qui ...
• کجا دیدم شمارو؟! * دررواقع وقتی به کار میره که میدونی یه نفرو قبلا یه جا دیدی اما یادت نمیاد چه زمان و مکانی. “ به جا نمیارم” معادل بدی نیست اما مع ...
In case of
* تا جای ممکن * به طور کامل All the way to: تاااااااا Owls have feather all the way to their toes. جغدها تا اون انتهای انگشتانشون پر دارند.
* از هم باز شدن Spread out, spread apart
• بهره بردن از نتیجه مستقیم کار یا تلاش خود • درو کردن
probability
میانگین: mean میانه: median مد: mode
میانگین: mean میانه: median مد: mode
دوستان دقت کنن که این فعل رو با “ starve” که به معنی “ گرسنگی کشیدن یا قحطی زده بودن” هستش اشتباه نگیرید.
معانی دوستان که بسیار عالی و کافی هستش، فقط خواستم عرض کنم این فعل رو با “strive” که به معنی “ کوشیدن و جهد کردن” هستش اشتباه نگیرید چون خودم این مشک ...
* انزجار داشتن از To abhor sth • دقت کنید که خرف اضافه نداره
مذهبی بودن ( دررواقع اهمیت بسیار به دین و مذهب و به جا آوردن مناسک دینی دادن )
dispense: بیرون دادن، توزیع کردن dispense with sth/sb: استفاده نکردن یا خلاص شدن از چیزی یا کسی که دیگه نیازی بهش نیست
تداعی شدن و یادآوری یک خاطره خوب یا لحظه شاد در گذشته
وقت، هزینه و انرژی گذاشتن برای اینکه تو یه حرفه اسم و رسمی پیدا کنی ( یه چیز تومایه های " یه کاری دست و پا کردن" اما خوب بازم دقیقا این معنی رونداره )
جناب آقای کوروش شفیعی، در معنای انگلیسیش هم ترجمه خانم عالمی درست هستش، چرا میفرمایید که اشتباهه. این ترجمه دقیق دیکشنری کمبریج: livestock: animals a ...
چراغ آویز
Forum
مجمع Forums: مجامع
• گردهمایی، اجتماع ( وقت که گروهی از مردم همدیگه رو ملاقات میکنن یا یه جا جمع میشن )
ذاتا، به ذات، چیزی که واقعا هست ورای اینکه چطور به نظر میرسه
Mutual, reciprocal
دوستان معانی مثل مقاومت، استقامت، تاب آوری و اینها خوب به معنای کلمه خیلی نزدیکه بازم متفاوت ازش هست، تاب آوری و استقامت خوب در واقع قدرت تحمل شمارو ...
دور از دسترس
اگر اسم باشه: * محدوده دسترسی
نادم، نادمانه
* dwell: سکونت داشتن، زندگی کردن ( از نظر فیزیکی ) * dwell on sth: فکر کردن یا صحبت کردن ( به قولی کلید کردن رو موضوعی ) در مورد چیزی ( مخصوصا چیزی ...
family discord
اختلاف خانوادگی
رمزگشایی
برشمردن
مشغول چیزی ( کار با چیزی ) بودن
compasses
set square
protractor
با content اشتباه نگیریدش: * context: 1 ) نوشته یا متنی که برای توضیح عبارتی میاد 2 ) بستر، زمینه *content: 1 ) مفاد، محتوا 2 ) راضی ( کردن ) ، ...
زنجره * توگیلکی به زلزله هم معروفه
املای درست : cohesion
broccoli
املای درست: blonde hair
بابا دست وردارین از این همه استعارات واصطلاحات ادبی! اون بنده خدایی که میاد اینجا دنبال ریشه های فارسی یا خارجی لغات نیست بخدا، اونارو جناب معین و بز ...
* طبق قانون، از نظر قانونی * از نظر شخصیتی یا سلامت کلی بدن
با احترام به همه دوستان گرام این کلمه اسم نیست که بخواد معانی مثل "ریزبین" یا " جزییات دقیق" و . . . داشته باشه. بلکه صفت هست و به معنی: * با دقت و ت ...