برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

میثم علیزاده

میثم علیزاده ارشد برق قدرت هستم.تا چند سال پیش با زبان رابطه خوبی نداشتم و میشه گفت خیلی هم ضعیف بودم، اما کم کم علاقه مند شدم و حتی دیدم استعداد خوبی در مطابقت دادن واژگان انگلیسی با اصطلاحات فارسی روزمره دارم، برای همین تصمیم گرفتم تو این سایت خوب هم به اطلاعاتم اضافه کنم و هم کمکی به دوستان کرده باشم. اوایل با اسم mysm66@ فعالیت میکردم و بعد که عضو شدم اسمم رو تغییر دادم.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 این واژه فعل هستش، نه اسم، معمولا میگن:
God bless him: یعنی خدا نگهش داره، خدا به همراهش، خدا رحمتش کنه) اگر مرده باشه
یا اینکه در ازای لطفی که ...
١٤٠٠/٠٥/٠٢
|

2 خاتون ١٤٠٠/٠٤/٢٩
|

3 فعل: دزدیدن
اسم : مفت
١٤٠٠/٠٤/٢٧
|

4 در معنای فعل: صرف کردن، خرج کردن
در معنای اسمی: هزینه، پول صرف شده
١٤٠٠/٠٤/٢٧
|

5 ● راندن، انگیزاندن، هدایت کردن به سمت و سویی،کوبیدن
● غریزه، سفر با ماشین
١٤٠٠/٠٤/٢٦
|

6 ● باریکلا، مرحبا
● نیکنامی، تجلیل
١٤٠٠/٠٤/٢٠
|

7 Utility pole ١٤٠٠/٠٤/١١
|

8 اگر فعل باشه یعنی: پول زیادی به دست آوردن، اگر اسم باشه آخرش اس میگیره و معنی شلوار میده ١٤٠٠/٠٤/١١
|

9 روند ١٤٠٠/٠٣/٢٣
|

10 اوج
عالی رتبه، سر(ان) مثل سران دولت ها
١٤٠٠/٠٣/٢٣
|

11 اشتباه، عوضی گرفتن ١٤٠٠/٠٣/١٧
|

12 حالا چی میشه اگه ١٤٠٠/٠٣/١٧
|

13 ■ اسم:
● گردهمایی، فراخوان
● مسابقه ماشین
● ضربه های متوالی به توپ در زمین مسابقه
● افزایش قیمت یا ارزش چیزی(مخصوصا سهام) بعد از یک دوره ...
١٤٠٠/٠٣/١٧
|

14 به دست آوردن پول، نقد کردن ١٤٠٠/٠٣/١٧
|

15 ● قانون شکنی کردن، بر خلاف قوانین عمل کردن
● هتک حرمت کردن
● تجاوز کردن( به شخص یا به محلی مقدس به زور وارد شدن)
١٤٠٠/٠٢/٢١
|

16 جذاب، محشر، معرکه ١٤٠٠/٠٢/١٧
|

17 دراز مدت ١٤٠٠/٠٢/١٠
|

18 1. بی عاطفه و سرد
2. بی روح، مکان و شرایطی که به انسان حس بی اهمیت بودن یا کم اهمیت بودن میدهد
3. غیرشخصی( بدون اشاره به شخص خاصی) در دستور زب ...
١٤٠٠/٠٢/٠٩
|

19 ● درگیر چیزی بودن، در بر داشتن چیزی( به همراه خود داشتن آن چیز یا مساله)
● دعوت به مشارکت کردن
١٤٠٠/٠٢/٠٩
|

20 1. محتوی چیزی بودن، شامل چیزی شدن، در بر داشتن
2. احساس خود را کنترل کردن
١٤٠٠/٠٢/٠٩
|

21 هم فعل است هم اسم:
۱. آهسته دویدن( عین زمان ورزش و تمرین)
۲. به چیزی یا کسی خوردن یا هل دادن( سهوی)
١٤٠٠/٠٢/٠٩
|

22 ذخیره و برنامه ریزی شده بر روی شبکه های به هم متصل اینترنتی ( نه شبکه های محلی یا سرورهای خانگی) ١٤٠٠/٠١/٢٧
|

23 در دنیای فلزات قیمتی و ارز یعنی به سرعت اوج گرفتن، افزایش چشمگیر پیدا کردن ١٤٠٠/٠١/٢٧
|

24 سرآمد، برجسته ١٤٠٠/٠١/٢٧
|

25 در مسیر صعودی شدن، در حال افزایش ١٤٠٠/٠١/٢٧
|

26 با محل کار یا تحصیل تماس گرفتن به منظور اینکه بگی نمیری چون مریضی ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

27 حس انجام کاری یا چیزی رو داشتن، رو مودش بودن، مثلا حس رفتن سر کار یا خرید رفتن... ١٤٠٠/٠١/٠٢
|

28 دختری جذاب و تو دل برو( به اصطلاح خوشمزه) ١٤٠٠/٠١/٠١
|

29 مهد کودک، موسسه مراقب از کودکان در ایام دوری والدین حتی در منزل خود کودک ١٤٠٠/٠١/٠١
|

30 مشاور ١٤٠٠/٠١/٠١
|

31 یاغی ١٣٩٩/١٢/٢٢
|

32 بس کن، کافیه ١٣٩٩/١٢/٢١
|

33 وسطای صبح، معمولا ساعت بین ۸ تا ۱۱ ١٣٩٩/١٢/١١
|

34 بلیط قطار ١٣٩٩/١٢/١١
|

35 نوعی حمل و نقل مربوط به انسان یا محموله ها که در آن بدون عوض کردن نوع وسیله ترابری( قطار ، هواپیما...) و به طور مستقیم و بدون اتلاف وقت انتقال را از ... ١٣٩٩/١٢/١١
|

36 سرزنش کردن، از دست کسی به تنگ آمدن ١٣٩٩/١٢/١١
|

37 Vat وَت : مخزن یا ظرف بزرگ جهت نگهداری مایعات
VAT وی ای تی: مالیات بر ارزش افزوده
١٣٩٩/١٢/١٠
|

38 مقدار، ذره
تکه، قطعه
دونه، عدد، تا
١٣٩٩/١٢/١٠
|

39 اضافه
● فرقش با extra اینه که extra یعنی چیز اضافه ای که وجودش واقعا نیاز نیست و اما excess چیز اضافه ای هست که اتفاقا مشکل گشا و نیاز هست
You ...
١٣٩٩/١٢/١٠
|

40 Nurture ١٣٩٩/١٢/٠٩
|

41 قرنطینه ١٣٩٩/١٢/٠٨
|

42 یا just in case
● چون امکان داره که ...چون ممکن بود که ...( دقت شود بعد از in case دیگه جمله ای که بلافاصله میاد will یا would نمیگیره، اما جملات ...
١٣٩٩/١١/٢٢
|

43 ● سوت
● سوت زدن، صدای بلند دراوردن با دهان( نه از حلق)
● سریع رفتن( جوری که صدای سوت در بیاد عین تو کارتون ها)
● صدای سوت بخار درومدن( مثل ...
١٣٩٩/١١/٢٢
|

44 عین آب خوردن ١٣٩٩/١١/٢٢
|

45 اطلاع( محاوره ای)،دونستن، اطلاع یافتن
■ دوستان دقت کنن که ژن و رگه املاش gene هست نه gen. تلفظ این لغت " جِن" و تلفظ gene میشه "جین"
١٣٩٩/١١/٢٢
|

46 انسان، بشر، آدمی ١٣٩٩/١١/٢٢
|

47 انسان ها، بشر ١٣٩٩/١١/٢٢
|

48 تنگی نفس ١٣٩٩/١١/٢١
|

49 ● با عجله رفتن
● دنبال کردن( به قصد فراری دادن)
١٣٩٩/١١/٢١
|

50 پیچوندن، سر دواندن ١٣٩٩/١١/٢١
|