میثم علیزاده لشکانی

میثم علیزاده لشکانی ارشد برق قدرت هستم. تا چند سال پیش با زبان رابطه خوبی نداشتم و میشه گفت خیلی هم ضعیف بودم، اما کم کم علاقه مند شدم و حتی دیدم استعداد خوبی در مطابقت دادن واژگان انگلیسی با اصطلاحات فارسی روزمره دارم، برای همین تصمیم گرفتم تو این سایت خوب هم به اطلاعاتم اضافه کنم و هم کمکی به دوستان کرده باشم. اوایل با اسم mysm66@ فعالیت میکردم و بعد که عضو شدم اسمم رو تغییر دادم. چیزی که جالبه برام اینه که واقعا هر بار اگر لغتی فراموشم بشه، اینجا فقط دنبال ترجمه خودم برای معنی ها میگردم، نه اینکه خیلی به اصطلاح شاخ هستم، نه😅 ، برای اینکه واقعا برای معنی هر لغت وقت میزارم و سعی میکنم نزدیکترین و بهترین و متنوع ترین معانی رو ارائه بدم برای لغتهایی که معمولا اینجا یا ذکر نشدن یا کم ترجمه شدن، امیدوارم براتون مفید باشه و شما هم به همین نحو به هموطنانتون کمک کنید😊

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



in this respect٠٦:٤٩ - ١٤٠١/٠٩/١٦آقای مجتبی و خانم نیلوفر، نمیدونم قصدتون از این صحبتها بیشتر توضیح و ایراد هست یا مطرح کردن مسایل شخصی دیگه، منظور بنده کاملا مشخص هست، صد البته که ی ... گزارش
0 | 0
in no way٠٦:٢٣ - ١٤٠١/٠٩/١٦به هیچ وجهگزارش
0 | 0
شکسته بند١٩:٥٦ - ١٤٠١/٠٩/١٥chiropractorگزارش
0 | 0
هم سرا٠٩:٠٧ - ١٤٠١/٠٩/١٠chorusگزارش
0 | 0
digged٠٩:١٤ - ١٤٠١/٠٩/٠٤همچین فعلی نداریم، گذشته و اسم مفعول dig میشود: Dugگزارش
0 | 0
mantle١١:١٤ - ١٤٠١/٠٩/٠٢● پوشش، لایه A thick mantle of snow lay on the ground. ● شنل ( در قدیم ) ● لایه زیرین پوسته زمین و روی هسته، جبه ● مسئولیت، پست He inherited the ... گزارش
0 | 0
square one٢٢:٥٨ - ١٤٠١/٠٨/٢٢پله اولگزارش
2 | 1
engross١٦:٣٩ - ١٤٠١/٠٨/٢١به وجد آوردن، مجذوب کردنگزارش
5 | 1
inadequacy١٦:٥٨ - ١٤٠١/٠٨/٢٠● ناکافی بودن The inadequacy of the budget is likely to cause problems. ● عدم اعتماد به نفس I always suffer from feelings of inadequacy when I'm wi ... گزارش
2 | 1
practitioner١٢:٥٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٠practitioner: کارورز general practitioner: پزشک عمومیگزارش
2 | 0
standing١٢:٤٩ - ١٤٠١/٠٨/٢٠● مقام، رتبه سابقه، مدت پابرجاییگزارش
2 | 0
far from alone٢٠:٣٤ - ١٤٠١/٠٨/١٣تنها مورد نیست ( موارد مشابه دیگری نیز هستند ) ، تنها کسی نیست . . .گزارش
2 | 0
bird١٠:٢٣ - ١٤٠١/٠٨/١٠● پرنده ● توپ بدمینتون ( پردار ) ● دختر جوان ● نوع شخصیت Ali is a hard - working old birdگزارش
2 | 0
bone٢٠:٢٠ - ١٤٠١/٠٧/٢٧ورداشون و بردن، غر زدن ( چیزی که متعلق به کس دیگستو بگیری )گزارش
2 | 1
population studies٠٨:٥٤ - ١٤٠١/٠٧/١٠علوم اجتماعیگزارش
2 | 0
cast١٩:٢٥ - ١٤٠١/٠٧/٠٩قااب گرفتنگزارش
7 | 1
head١٦:٤٨ - ١٤٠١/٠٧/٠٩Ten/ fifty . . . pounds a head یعنی بیشترین مقدارش میتونه ده/پنجاه . . . پوند باشهگزارش
2 | 1
unsatisfied٠٠:١٨ - ١٤٠١/٠٧/٠٩حرف اضافه آن در جمله "with" است. His parents are unsatisfied with him.گزارش
2 | 0
calve١٢:٢٣ - ١٤٠١/٠٧/٠٧● گوساله، بچه آوردن ( گاو و سایر پستانداران بزرگ ) ● تکه ای از یخ های قطبی □ توجه شود که ساق پا میشه Calf و ساق های پا میشه Calves .گزارش
5 | 0
follow on from١٠:٠٤ - ١٤٠١/٠٧/٠٧پیروی کردن، دنبال کردن یک ایده یا نظر دیگرگزارش
2 | 0
livelihood١٦:٣٩ - ١٤٠١/٠٦/٠٦● روزیگزارش
7 | 0
introspective١٨:٠٠ - ١٤٠١/٠٦/٠٤درون نگرانه، برخاسته از ذهن، فکر و احساس شخصی خود شخص تا صحبت با افراد دیگر She is famous for her introspective songs about failed relationships.گزارش
0 | 0
gang٢٢:٢٥ - ١٤٠١/٠٥/٣١لات و لوت دسته، اکیپگزارش
0 | 1
agronomist١٨:٠٨ - ١٤٠١/٠٥/٢٦خودشون نوشتن "برزشناس"، آخه اون برزه یا بزر؟؟گزارش
0 | 1
put it down to experience١١:٠٧ - ١٤٠١/٠٥/٢٦به حساب تجربه ( اندوزی ) گذاشتن، درس گرفتنگزارش
2 | 1
prosecute١٢:٠٨ - ١٤٠١/٠٥/٢٣محاکمه کردنگزارش
0 | 1
prosecution١٢:٠٨ - ١٤٠١/٠٥/٢٣محاکمهگزارش
0 | 0
محاکمه کردن١٢:٠٧ - ١٤٠١/٠٥/٢٣prosecuteگزارش
0 | 0
rating١١:١٢ - ١٤٠١/٠٥/٢١میزان، درجه ارزیابیگزارش
0 | 0
in a year's time١٩:٤٣ - ١٤٠١/٠٥/١٩● به تفاوت دو عبارت دفت کنید: In a years time 1: تا یکسال، یعنی این یکسال هم باید تموم بشه، بعد از اون مطمعنن این کار انجام میشه یا انجام شدست. In ... گزارش
2 | 0
channel something into١٧:٥٨ - ١٤٠١/٠٥/١٩● تامین منابع کردن، تخصیص پول و بودجه به منظور هدفی خاص ● هدایت کردن یا مدیریت کردن احساس یا فکر به سمت ( به منظور دستیابی ) یک هدف خاصگزارش
0 | 0
take for granted١٩:٢٨ - ١٤٠١/٠٥/١٧● ناسپاس بودن نسبت به کسی یا داشتن چیزی، عادی شدن اهمیت ندادن به وجود شخص یا چیزی ارزشمند در زندگیگزارش
7 | 0
far reaching١٥:٥١ - ١٤٠١/٠٥/١٦* عمیقا تاثیر گذار * فراگیرگزارش
2 | 0
in isolation١٥:٤٧ - ١٤٠١/٠٥/١٦به صورت جداگانه، به صورت تک تکگزارش
0 | 0
demise١٥:٤٢ - ١٤٠١/٠٥/١٦از بین رفتن، اضمحلال اجاره ( دادن )گزارش
0 | 0
settler١٥:٢٩ - ١٤٠١/٠٥/١٦مهاجری که تازه به یک منطقه یا کشور آمدهگزارش
12 | 0
kelp١٥:١٦ - ١٤٠١/٠٥/١٦نوعی گیاه دریایی که دارویی نیز استگزارش
0 | 0
urchin١٥:٠٥ - ١٤٠١/٠٥/١٦بچه کل کثیف و شلخته sea urchin: نوعی موجود ریز دریایی که تیغ تیغی هست و اما غذای بسیاری از موجودات دریایی محسوب میشهگزارش
5 | 0
indefinitely١٤:١٥ - ١٤٠١/٠٥/١٦تا زمانی نامعینگزارش
0 | 0
manifest١٣:٥٤ - ١٤٠١/٠٥/١٦بروز دادن، هویدا ساختن بارز ، هویدا فهرست مسافران و کالاهاگزارش
5 | 0
once common١٣:٣١ - ١٤٠١/٠٥/١٦زمانی رایج ( بود ) در گذشته رایجگزارش
0 | 0
set back٢٠:٣٨ - ١٤٠١/٠٥/١٥مانع ویا عامل تاخیر دریک روندگزارش
2 | 0
باری از روی دوش کسی برداشتن١٩:١١ - ١٤٠١/٠٥/١٥ease the burdenگزارش
0 | 0
ease the burden١٩:١١ - ١٤٠١/٠٥/١٥باری از روی دوش کسی ورداشتنگزارش
0 | 0
hedgerow١٨:٥١ - ١٤٠١/٠٥/١٥پوشش بوته ای کنار جاده ها و یا بین زمین های زراعیگزارش
2 | 0
flora١٨:٤٦ - ١٤٠١/٠٥/١٥* گیاهان مربوط به یک منطقه یا دوره خاص از تاریخ * تمام باکتری ها یا موجودات ریز درون بدن یک جاندارگزارش
2 | 0
finish off١٨:٢٦ - ١٤٠١/٠٥/١٥به انجام رسانیدن ( آخرین بخش ) ، کلک چیزی را کندن کار کسی را ساختن، سر به نیست کردنگزارش
7 | 0
when it first hit١٨:١٦ - ١٤٠١/٠٥/١٥وقتی اولین بار این مشکل پیدا شد. . .گزارش
0 | 0
enigma١٨:١٠ - ١٤٠١/٠٥/١٥موضوع رمز آلودگزارش
0 | 0
blow١٧:٥٧ - ١٤٠١/٠٥/١٥اگر اسم باشه: فوت قدم زنی در هوای تازه ضربت، ضربه ضایعه، مصیبتگزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



school of thought١٤:٠٨ - ١٤٠١/٠٤/٢٩
• I belong to the school of thought that favors radical change.
من موافق نظریه ای هستم که علاقه مند به تغییر رادیکال است
0 | 0
tantalise١٣:٥٩ - ١٤٠١/٠٤/٢٩
• A tantalising aroma of roast beef fills the air.
یک رایحه اشتیاق انگیز ( اشتها آور ) از گوشت گاو هوا را پر میکند
0 | 0