ترجمههای زباری (٢٧٨)
از دیگر علائم خطر، صدای وزوز گوش است، یعنی وضعیتی که با صدای وزوز درون گوش بعد از شنیدن صدا رخ می دهد.
با خاطری آسوده توانست که سخنرانی خود را با موفقیت به اتمام برساند.
قایق نجات اغلب دریانوردان کشتی شکسته را نجات داد.
او پیش بینی خوبی داشت که قبل از شروع بارندگی، لباس های شسته را به داخل آورد.
آب آلوده را خالی نکنید تا زمانی که آب سالم اورده باشید.
ای کاش از فرهنگ جامع جملات آنلاین مان بهره ببرید تا به طور روزانه پیشرفت کنید.
هنگامی که گروه نوازندگی وارد صحنه شدند، هیجانی همگانی به وجود آمد.
آشفتگی بی موردی به موجب هیجانات رسانه ها و اطلاع رسانی غلط به وجود آمده است.
جمعیت کنار رفتند تا رهبران گیر نیفتند.
مدیر حساب امنیتی باید رمز راه انداز را داشته باشد. Get the boot در این جمله اصطلاح اخراج نیست.
به نظرتان وقتی شرکت تعدیل نیرو کند چه کسانی اخراج خواهند شد؟
او نفوذی مخرب بودو سرانجام بعد از یکی دو سال اخراج گردید.
اگه یه بار دیگه دیر بیای اخراجی.
وی برای بهبود اختلاف بین آن دو مرد هیجان زده بود.
تلاش ها برای بهبود اختلافات میان این دو کشور ناموفق بود.
اقدامات او تنها موجب تشدید اختلافاتش با عمده اعضای مجلس گردید.
جریان آب رودخانه باعث ایجاد شکافی در صخره شده است.
به سهم الارثی که در وصیت نامه ذکر نشده است، مابقی ارث میگویند.
همونطور که انتظار می رفت، ارثیه باعث اختلاف شدیدی مابین آن ها گردید.
با نهایت تاسف، باید شکست را به عنوان میراثی برای زمین به جای بگذارم.
وی در وصیت نامه ی خود، سهم الارث قابل توجهی برای همسرش به جای گذاشت.
او ارثیه ای بنابه وصیت مادربزرگش دریافت کرد.
به این کتابخانه یک ارثیه سخاوتمندانه از یکی از تجار محل رسیده است.
چندین نفر هنوز مشغول پاک کردن دندان هایشان از ذرات نشسته روی آن هستند.
آب شست وشو را تخلیه کنید و سپس با آب سرد بشویید تا مواد باقی مانده پاک گردد.
آیا میدانید که فعل speak چگونه صرف میشود؟
برای داشتن یک گفتگوی سالم، پوشیدن کفش پاشنه بلند در خانه ممنوع است.
قرارداد شامل بندی است که محرمانه بودن آنرا ذکر می کند.
آخرین بند ( این قانون ) ، یک تهدید آشکار برای کسانی است که شاید تصمیم بگیرند از دستورات پیروی نکنند.
یکی از بندهای قرارداد از روی قصد، مبهم باقی مانده بود.
توسعه روزافزون فناوری، مسیر رشد اقتصادی ما را هموار خواهد ساخت.
ابر انفجار در فراز آسمان هیروشیما، تصویر دلهره آوری از جنگ بود.
او خودش را در مخمصه ای با مسوولین قرار داد.
برخی از این اکتشافات در اعماق آب ها بودند.
شرکت به خاطر امتناع از کاهش قیمت ها، در وضعیت دشواری قرار گرفته است.
به خاطر گم کردن گذرنامه، روزگارش سیاه شده است.
حرفه ی بازیگری، مقداری افتخار را به همراه خواهد آورد.
بودن در هیئت مشاوره، افتخار بسیار بزرگی به همراه داشت.
ای کاش دیگر با این سوال ناخوشایند مرا اذیت نکند
از طریق آموزش می توانیم جلو بزهکاری نوجوانان را بگیریم.
میزان بزهکاری نوجوانان در این منطقه بسیار بالا می باشد.
او رابطه نامشروع عاشقانه با بهترین دوست شوهرش دارد.
امیدواریم کا ارتباط بهتری با مشتریان برقرار کنیم.
وی عدم وجود ارتباط بین سازمان های مختلف دولتی را مورد انتقاد قرار داد.
زمانی که عشق را تجربه کردید، به طور ناگذیر دل سرد می شوید و از شدت عشق کاسته می شود.
چگونه توقعاتتان با واقعیت مطابقت دارد؟