پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٥,٨٧٧)
🔸 معادل فارسی: چادر اصلی سیرک / مرکز نمایش / زندان ( در زبان عامیانه ) در زبان محاوره ای: چادر سیرک، محل شلوغ و پرهیاهو، یا حتی زندون ( در اصطلاح ز ...
🔸 معادل فارسی: زندان / هتل میله ای / بازداشتگاه در زبان محاوره ای: رفته هتل میله ای، افتاده زندون، پشت میله هاست 🔸 تعریف ها: 1. ( طنزآمیز – زندان ...
🔸 معادل فارسی: پند خردمندانه / توصیه ی حکیمانه / نصیحت عاقلانه در زبان محاوره ای: حرف حساب، نصیحت درست وحسابی، توصیه ی پدرانه یا مادرانه 🔸 تعریف ها ...
🔸 معادل فارسی: کهنه / تکراری / از مد افتاده / نخ نما در زبان محاوره ای: قدیمی شده، دیگه حال نمی ده، نخ نما شده، همه دیدن و شنیدن 🔸 تعریف ها: 1. ( ...
🔸 معادل فارسی: نشئه ی سنگین / داغون از ماری جوانا / دودزده / خمار در زبان محاوره ای: خفه شده از دود، نشئه ی سنگین، قاطی کرده از علف، داغونه 🔸 تعریف ...
🔸 معادل فارسی: نشئه / گیج / مات و مبهوت / قاطی / احساس سبکی در زبان محاوره ای: فاز برداشته، گیجه، یه کم قاطی کرده، حالش سبکه، انگار تو ابره 🔸 تعریف ...
🔸 معادل فارسی: پُر جنب وجوش / هیجان انگیز / نشئه / عجیب غریب / پر سر و صدا در زبان محاوره ای: شلوغ پلوغ، پرانرژی، نشئه، عجیب، حال خوب کن 🔸 تعریف ها ...
🔸 معادل فارسی: خیلی هیجان زده / نشئه / مست / خسته / خودشیفته در زبان محاوره ای: انرژی اش زیاد شده، خیلی ذوق زده ست، قاطی کرده از خوشحالی، یا داره پُ ...
🔸 معادل فارسی: روشن شدن / برق افتادن / نشئه شدن / آتش گرفتن در زبان محاوره ای: صورتش برق افتاد، روشن شد، سیگار روشن کرد، نشئه شد، آتیش گرفت 🔸 تعری ...
🔸 معادل فارسی: مست / نشئه / سرخوش / نورانی / روشن شده در زبان محاوره ای: زد بالا، نشئه شد، برق از صورتش پرید، نورانی شد، خوشحال و هیجانی بود 🔸 تعری ...
🔸 معادل فارسی: جانشین بودن / موقتی جای کسی بودن / جایگزین شدن در زبان محاوره ای: جای کسی رو گرفتن، موقتی جاش بودن، به جای اون کار کردن 🔸 تعریف ها: ...
🔸 معادل فارسی: پوشاندن کامل / مخفی کردن / پنهان کردن در زبان محاوره ای: روش رو کامل پوشوند، قایمش کرد، یه چیزی انداخت روش 🔸 تعریف ها: 1. ( فیزیکی ...
🔸 معادل فارسی: وارد چرخه شدن / نوبتی وارد شدن / جایگزین شدن در زبان محاوره ای: نوبتی اومدن، وارد تیم شدن، جاشو گرفتن، تو نوبت اومد 🔸 تعریف ها: 1. ...
🔸 معادل فارسی: وارد شدن / قدم گذاشتن / نقش گرفتن / مداخله کردن در زبان محاوره ای: پاشو گذاشت تو یه موقعیت، وارد یه نقش شد، وسط یه قضیه پرید 🔸 تعری ...
🔸 معادل فارسی: تعویض کردن / جایگزین کردن / عوض کردن در زبان محاوره ای: عوضش کن، جاشو با یه چیز دیگه پر کن، اون قطعه رو دربیار و یکی دیگه بذار 🔸 تعر ...
🔸 معادل فارسی: زنگ زدن / تماس گرفتن / جشن گرفتن / خوش آمد گفتن در زبان محاوره ای: زنگ می زنم، تماس می گیرم، سال نو رو جشن می گیریم، یه چیزی رو خوش آ ...
🔸 معادل فارسی: جای کسی را گرفتن / موقتی جانشین شدن / به جای کسی کاری را انجام دادن در زبان محاوره ای: جای کسی رو پر کردن، موقتی جاش بودن، وسط کار پر ...
🔸 معادل فارسی: جای کسی را گرفتن / ماله کشیدن / پنهان کردن / دفاع کردن در زبان محاوره ای: جای کسی رو پر کردن، براش جبران کردن، روشو پوشوندن، ماله کشی ...
🔸 معادل فارسی: بیش پروری / افزایش حجم / رشد بیش ازحد در زبان تخصصی: افزایش اندازه ی بافت یا اندام به واسطه ی بزرگ شدن سلول ها 🔸 تعریف ها: 1. ( پ ...
🔸 معادل فارسی: گره / نقطه ی اتصال / واحد / نود در زبان تخصصی: گره شبکه، واحد پردازش، نقطه ی اتصال در ساختار داده یا سیستم 🔸 تعریف ها: 1. ( رایانه ...
🔸 معادل فارسی: مجری مراسم گالا / میزبان رویداد رسمی / گرداننده ی مراسم در زبان محاوره ای: کسی که مراسم شیک رو اجرا می کنه / مجری مهمونی رسمی / کسی ک ...
🔸 معادل فارسی: مجری رادیو / گوینده ی رادیویی / آر. جی ( RJ ) در زبان محاوره ای: کسی که تو رادیو حرف می زنه / مجری برنامه های رادیویی / صدای پشت راد ...
🔸 معادل فارسی: در وضعیت خطرناک / در آستانه ی دردسر / در موقعیت لغزنده در زبان محاوره ای: لب مرزیه / داره با آتیش بازی می کنه / یه قدم تا دردسر فاصله ...
🔸 معادل فارسی: نظر لطف داشتن / با خوش اقبالی همراه بودن / مورد حمایت قرار گرفتن در زبان محاوره ای: شانس باهاش یار بود / انگار بخت بهش لبخند زد / خدا ...
🔸 معادل فارسی: رویکرد عملی / شیوه ی مشارکتی / روش تجربه محور در زبان محاوره ای: خودش دست به کار می شه / خودش انجام می ده / اهل عمله 🔸 تعریف ها: 1. ...
یک عنصر معماری است که شامل لوورهای افقی یا عمودی ثابت یا متحرک می شود و برای کاهش جذب گرما در داخل ساختمان طراحی شده است. این عناصر نور خورشید را منح ...
گازهای گلخانه ای ( Greenhouse Gases ) گازهایی در جو زمین هستند که قادر به جذب و حفظ گرمای تابشی از زمین می باشند و باعث ایجاد پدیده اثر گلخانه ای می ...
ژول ( Joule ) واحد اندازه گیری انرژی، کار و گرما در سیستم بین المللی یکاها ( SI ) است. یک ژول برابر با مقدار انرژی است که برای انجام کاری لازم است که ...
ژول ( Joule ) واحد اندازه گیری انرژی، کار و گرما در سیستم بین المللی یکاها ( SI ) است. یک ژول برابر با مقدار انرژی است که برای انجام کاری لازم است که ...
گیگاژول ( GJ ) واحدی برای اندازه گیری انرژی است که برابر با یک میلیارد ( 10^9 ) ژول است. ژول واحد استاندارد بین المللی ( SI ) برای انرژی، کار و گرما ...
مخفف عبارت Zero Energy Building ZEB مخفف Zero Energy Building به معنی �ساختمان انرژی صفر� است. این نوع ساختمان ها طوری طراحی و ساخته می شوند که در طو ...
ZEB مخفف Zero Energy Building به معنی �ساختمان انرژی صفر� است. این نوع ساختمان ها طوری طراحی و ساخته می شوند که در طول یک سال، میزان انرژی که برای تأ ...
مخفف عبارت Annual Fuel Utilization Efficiency 🔸 معادل فارسی: بازده سالانه مصرف سوخت / راندمان سالانه سوخت در زبان محاوره ای: میزان بهره وری سیستم گ ...
Ventilation ( تهویه ) به فرایند ورود هوا از محیط بیرون به داخل یک فضا و توزیع آن در داخل ساختمان یا اتاق گفته می شود. هدف اصلی تهویه، تامین هوای تازه ...
هوابندی ( Air Sealing ) به مجموعه اقداماتی گفته می شود که هدف آن جلوگیری از نفوذ یا خروج هوای ناخواسته از داخل یک ساختمان یا فضا است. هوابندی باعث می ...
هوابندی ( Air Sealing ) به مجموعه اقداماتی گفته می شود که هدف آن جلوگیری از نفوذ یا خروج هوای ناخواسته از داخل یک ساختمان یا فضا است. هوابندی باعث می ...
اِیچ وَک 🔸 ریشه شناسی: حرف "R" مخفف "Resistance" به معنی مقاومت هست. این واژه از دهه ی ۱۹۵۰ وارد ادبیات مهندسی شد و توسط مؤسسات استانداردسازی مثل AS ...
سلولز ( Cellulose ) یک پلی ساکارید طبیعی و مهم ترین ترکیب سازنده دیواره سلولی گیاهان است که از زنجیره های طولانی مولکول های گلوکز با پیوندهای بتا تشک ...
سلولز ( Cellulose ) یک پلی ساکارید طبیعی و مهم ترین ترکیب سازنده دیواره سلولی گیاهان است که از زنجیره های طولانی مولکول های گلوکز با پیوندهای بتا تشک ...
سپّوکو ( Seppuku ) یا هاراکیری ( Harakiri ) نوعی خودکشی آیینی در فرهنگ سامورایی های ژاپن است که قرن ها بین این جنگجویان رواج داشته است. سپوکو معمولاً ...
در پمپ حرارتی و سیستم های تبرید، مبرد ( Refrigerant ) سیالی است که بین بخش های مختلف سیستم گردش می کند و نقش انتقال دهنده گرما را ایفا می کند. مبرد ب ...
در پمپ حرارتی و سیستم های تبرید، مبرد ( Refrigerant ) سیالی است که بین بخش های مختلف سیستم گردش می کند و نقش انتقال دهنده گرما را ایفا می کند. مبرد ب ...
Heat pump یا پمپ حرارتی دستگاهی است که به کمک برق، گرما را از مکانی گرم تر به مکان سردتر انتقال می دهد یا بالعکس. این وسیله می تواند هم برای گرم کردن ...
انرژی هیدرولیکی یا انرژی برق آبی، انرژی است که از حرکت آب به دست می آید. این حرکت آب، اعم از جریان در رودخانه ها، نهرها یا سقوط آبشارها، انرژی جنبشی ...
مواد آلی یا آوگانی ( Organic materials ) به ترکیباتی گفته می شود که پایه کربنی دارند و عمدتاً از موجودات زنده یا بقایای آنها تشکیل شده اند. در زمینه ...
مواد آلی یا آوگانی ( Organic materials ) به ترکیباتی گفته می شود که پایه کربنی دارند و عمدتاً از موجودات زنده یا بقایای آنها تشکیل شده اند. در زمینه ...
زیست توده یا بیوماس ( Biomass ) منبع تجدیدپذیر انرژی است که از مواد زیستی به دست می آید. این مواد شامل موجودات زنده یا بقایای آن ها مانند چوب، محصولا ...
بیوماس ( Biomass ) یا زیست توده به مواد آلی و زیستی گفته می شود که می توان آنها را به عنوان منبع انرژی تجدیدپذیر و پایدار استفاده کرد. این مواد شامل ...
تفاوت اصلی انرژی پایدار با انرژی تجدیدپذیر این است که انرژی تجدیدپذیر تنها به قابل بازتولید بودن منابع اشاره دارد، اما انرژی پایدار علاوه بر بازتولید ...
انرژی پایدار ( Sustainable Energy ) نوعی انرژی است که می تواند نیازهای نسل کنونی را بدون به خطر انداختن توانایی نسل های آینده برای تامین نیازهایشان ب ...