پیشنهادهای کاردۆ / Kardo (١,٥٧٩)
بالقُوّه: ١. رخدادنی، رویدادنی؛ انجام پذیر، انجام شدنی، شدنی؛ شایدی، شایمند ٢. نیرویِ نهان / خفته / خاموش / درون، تواناییِ پنهان ٣. نهانی، نهفته، پنه ...
مُراعات ( کَردَن ) : ١. ارج و ارزش گذاشتن ( برایِ یکدیگر ) ، هوا ( یِ کسی یا چیزی را ) داشتن، هواداری ( کردن ) ٢. [قانون، آیین نامه] پیروی ( کردن ) ، ...
عُفونَت ( کَردَن ) : ١. پلشتی، پلشت شدن، چرک ( کردن ) ٢. گندیدگی، گندزدگی، گندیده / گندزده شدن، پوسیدگی، پوسیدن، پوسیده شدن ٣. بدبویی، بدبو شدن
شُیوع ( یافتَن ) : ١. [بیماری، ویروس. . . ] همەگیری، واگیری، گسترش، پخش شدگی، پخش شدن ٢. آشکار / هویدا / روشن ( شدن )
اَبوقُراضه: [کنایه از خودرو] فکسنی، داغون، فرسوده، تابوت، لگن، ماشینِ مشدی ممدلی
مَعیَّت: ١. با، به همراهِ، در همراهی با؛ در همنشینی با، در کنارِ؛ در نزدیکیِ، در همسایگیِ ٢. همراهی، همپایی؛ همنشینی؛ همسایگی
صَرفەجویی ( کَردَن ) : بهینەجویی / بهینەسازی / بهینەگری ( کردن ) ، پس اندازگری ( کردن )
اِظهارِ نَظَر ( کَردَن ) : بیانِ دیدگاه/نگر/باور ( - ِ خود ) ، نظرگویی ( کردن ) ، دیدگاهِ / باور ( - ِ خود را ) گفتن / بیان کردن، نظر دادن، نظردهی ( ...
شأن: جایگاه، بزرگی، شکوهمندی کاری یا چیزی دَر شأنِ کَسی بودَن: کاری یا چیزی برازندەیِ / درخورِ کسی بودن کاری / چیزی دَر شأنِ کَسی نَبودَن: کاری از کس ...
زیرِ نَظَر ( - ِ کسی بودَن ) : ١. به سرپستیِ ٢. [پلیس] در دیدرسِ نگهبان / نگهبانی ( بودن )
خَزانه: ١. گنجینه ٢. [تفنگ] فشنگ دان
مُتِوَجِّه ( کَسی یا چیزی ) بودَن: ١. آگاه / باخبر / هشیار / بیدار بودن ٢. فراگرفتن، روآور شدن، فراگیر بودن، دربرگرفتن
مُحِقّ: راستیت گو، درست گو
اِهانَت کَردَن: خوار کردن، خوارداشتن، خوارداشت، خوارسازی، کوچک کردن، سبک کردن، خُرد کردن، منشِ کسی را خرد کردن، سرشکسته کردن، بدوبیراه گویی ( کردن ) ...
اِهانَت: خوار کردن، خوارداشتن، خوارداشت، خوارسازی، کوچک کردن، سبک کردن، خُرد کردن، منشِ کسی را خرد کردن، سرشکسته کردن، بدوبیراه گویی ( کردن ) ، بدوبی ...
تُوهین ( کَردَن ) : خوار کردن، خوارداشتن، خوارداشت، خوارسازی، کوچک کردن، سبک کردن، خُرد کردن، منشِ کسی را خرد کردن، سرشکسته کردن، بدوبیراه گویی ( کرد ...
تُوهین ( کَردَن ) : خوار کردن، خوارداشتن، خوارداشت، خوارسازی، کوچک کردن، سبک کردن، خُرد کردن، منشِ کسی را خرد کردن، سرشکسته کردن، بدوبیراه گویی ( کرد ...
تَحمیل ( کَردَن ) : [باور، دیدگاه، کار، جنگ. . . ] سربار کردن، وادار کردن / واداشتن به پذیرشِ؛ [مالیات، خراج] بستن؛ پافشارانه کار یا فکری را باوراندن ...
جِسم: ١. بدن، تن، تنه، اندام، پیکر، پیکره، کالبد ٢. [فیزیک، ستارەشناسی] تنِ آسمانی، تودەیِ فرازمینی / کیهانی
بی عُرضه: ١. دست وپاچلفتی، پخمه، چلمن، ناکارآمد، شاێسته / سزاوار نبودن، شایستگی / سزاواری نداشتن ٢. تنبل، ناکوشا، تن پرور، تن آسا ٣. بیکاره، ول، ولگر ...
دارُالتأدیب: زندانِ نوجوانان و جوانان، ادبگاهِ نوجوانان
بَحث ( کَردَن ) : ١. گفت وگو ( کردن ) ، گپ ( زدن دربارەیِ ) ، از کسی یا چیزی گفتن / سخن راندن ٢. درگیریِ گفتاری ( داشتن ) ، بگومگو ( کردن ) ، دهن به ...
لِذَّت: ١. خوشی، حسِ خوب، کام، خوشنودی، خرسندی، سرمستی ٢. گوارایی، خوش مزگی
قَحطی: دورەیِ نبودِ / کمبودِ خوراک، ( زمانِ ) نایابیِ / کمیابیِ خوراک، خشکسالی
غِیرِمُنتَظِره: ناگهانی، پیش بینی نشده، به دور از پیش بینی، به دور از چشم داشت، برآوردنشده، یِهویی، بی خبرانه، مُچ گیرانه
ذَخیره ( کَردَن ) : ١. اندوخته ( کردن ) ، پس انداز ( کردن ) ، اندوختن، پس انداختن، پشتوانه ( یِ پولی یا دارایی ) ، انباشت ( کردن ) ، انباشتن، انبار ( ...
بَعد ( اَز ) : پس ( از ) . . . ، پس از آن، سپس، آن وقت، آنگاه، آن دم، آن هنگام بُعد: ١. دوری؛ بازه ٢. جدایی ٣. پهلو، سو، بر، ور ۴. [موسیقی] بازەی می ...
مَرحَله: ١. خان، بخش، پله، گام ٢. [کهنه] کوچگاه، آغازگاهِ سفر ٣. بار، پاس، نوبت ۴. خانه، سرا، کاشانه ۵. راهِ یک روزه، سفرِ یک روزه
عِمارَت: ١. کلان خانه، کلان سرا، ابرخانه، ابرسرا ٢. ساخت، ساختمان سازی، خانەسازی، آبادسازی، آبادانی
آپارتمان: ۱. ساختمان، اُشکوب خانه، ساختمانِ چنداُشکوبه، خانەیِ اُشکوبدار، اپرک ۲. خانەیِ آپارتمانی، تک خانه، یکی از خانه هایِ یک ساختمانِ چنداُشکبه
( به ) عَمَل آمَدَن: شدن، انجام شدن، پیش رفتن، [هنر] به نمایش درآمدن؛ [موسیقی] نواخته شدن، زده شدن، خوانده شدن؛ سرپرستی / اداره شدن؛ [کشاورزی و فرآور ...
( به ) عَمَل آوَردَن: کردن، انجام دادن، پیش بردن، [هنر] به نمایش درآوردن؛ [موسیقی] نواختن، زدن، نوازندگی کردن، خواندن، خوانندگی کردن؛ سرپرستی / اداره ...
شِرکَت ( کَردَن ) : انبازش / هم انبازی ( کردن ) ١. [در بازی، آموزش، بزه، کار و کنشوری. . . ] همکاری / همپایی / همراهی / همیاری ( کردن ) ، همگروهی / ه ...
شِرکَت ( کَردَن ) : انبازش / هم انبازی ( کردن ) ١. [در بازی، آموزش، بزه، کار و کنشوری. . . ] همکاری / همپایی / همراهی / همیاری ( کردن ) ، همگروهی / ه ...
صِراحَت ( داشتَن ) : ١. روشنی، بی پردگی، آشکار بودن، هویدا بودن، نمایان بودن ٢. رُک گویی، رُک بودن، روراستی، روراست بودن، بی پردەگویی، بی پرده ( سخن ...
خارِجی، خارِجه: ١. ( وابسته به ) بیرونِ کشور / مرز [وِزارَتِ اُمورِ خارِجه= وزارتِ کاروبارِ برون مرزی] ٢. [فرد، چیز] برون مرزی، برون کشوری، فرامرزی، ...
خارِج: ١. بیرون، برون ٢. بیرونِ کشور، بیرون از کشور ٣. بیرون رونده، بیرون شونده
تَحریک آمیز: برانگیزاننده، وسوسەآمیز، وسوسەگر، اغواکننده، اغواگر
تَحریک ( کَردَن ) : ١. برانگیختن، انگیختن، انگیزش ( دادن ) ؛ شوراندن، به شورش واداشتن، آغالیدن، برآغالیدن؛ دلگرم کردن، دلگرمی ( دادن ) ٢. [کهنه] جنبا ...
مُوَجَّه: پذیرفتنی، پسندیدنی، خردمندانه، دلیل پذیر، بااعتبار، اعتبارمند، ورسنگمند؛ پذیرفته، پسندیده، خوب، درخور، شایسته
تُوجیه: ١. دلیل آوری برایِ اثباتِ درستیِ کاری ٢. دلیلِ درست نما / درست نمایانه ٣. دلیل تراشی، دلیل آوریِ بیجا / ناخردمندانە / بی معنی / بی پایه، روشن ...
اِستودیو، ستودیو: ١. [رادیو و تلویزیون] اتاقِ پخش ( - ِ برنامه ) ٢. [هنر] کارگاه ( - ِ هنری ) ٣. آپارتمان] ستودیو، اتاق خانه
مُعَرِّفی ( کَردَن / شُدَن ) : ١. شناساندن، آشنا کردن، آشناسازی ٢. شناسانده شدن، آشنا شدن، شناخته شدن ٣. رونمایی
دَفتَرِ اَملاک: دفترِ ( خریدوفروشِ ) دارایی، دفترِ خانه و زمین
بُنگاهِ اَملاک: بنگاهِ ( خریدوفروشِ ) دارایی، بنگاهِ خانه و زمین
بنگاهِ ( خریدوفروشِ ) دارایی، بنگاهِ خانه و زمین
حَلّ و فَصل: گرەگشایی، مشکل گشایی، هچل گشایی، گرەزدایی، مشکل زدایی، هچل زدایی
حاویِ: دارایِ، دربرگیرندەیِ، دربردارندەیِ، پر از، سرشار از، ( در جمله ) . . . ( ی ) از
بِدونِ تَوَقُّف: بدونِ ایستادن، بدونِ مکث، یکسره، یکریز، پی در پی، پشت سر هم