صرفه جویی

/sarfejuyi/

مترادف صرفه جویی: اقتصاد، پس انداز

متضاد صرفه جویی: ولخرجی

معنی انگلیسی:
economy, thrift, saving, frugality, husbandry, prudence, retrenchment, thriftiness

فرهنگ فارسی

۱ - اندازه نگاه داشتن در خرج پس انداز کردن اقتصاد . ۲ - پس انداز . یا صندوق صرفه جویی . حسابی که مردم به توسط آن گاه گاه به عنوان صرفه جویی در آن ذخیره کنند .

فرهنگ معین

( ~ . ) [ ع - فا. ] (حامص . ) اندازه نگه داشتن ، از حد خارج نشدن .

فرهنگ عمید

اندازه نگه داشتن در خرج، دقت و توجه به اینکه چیزی زیادتر از حد لزوم صرف و خرج نشود، صرفه کاری.

جدول کلمات

اندازه نگه داشتن در خرج، دقت و توجه به اینکه چیزی زیادتر از حد لزوم صرف و خرج نشود، صرفه کاری.

مترادف ها

parsimony (اسم)
خست، صرفه جویی، امساک، کم خرجی، خسیسی

economy (اسم)
علم اقتصاد، اقتصاد، صرفه جویی

frugality (اسم)
صرفه جویی، کم خرجی

thrift (اسم)
صرفه جویی، خانه داری، عقل معاش

providence (اسم)
صرفه جویی، مال اندیشی، اینده نگری، مشیت الهی

فارسی به عربی

تدبیر

پیشنهاد کاربران

صرفه جویی ویژگی ای است، که فقط چیزهای مثبت را با خودش به ارمغان می آورد و در هر چیزی که پیش می آید، شادی را تداعی می فرماید. هنر واقعی، داشتن هر چیزی است که به آن نیاز دارید و این عالی است و ادامه زندگی
...
[مشاهده متن کامل]
را هم نیز آسان تر می فرماید. افرادی که صرفه جو نیستند، برعکس می گویند. آنها برای بدست آوردن بیشتر، باید بیشتر تلاش کنند، زیرا آنها را نمی توانید، به هیچ وجه راضی نگه دارید. اگر مود یا سبک فکری را دنبال می کنند، می توانند شخصیت خود را از دست بدهند، زیرا در این صورت باید دائماً با یک لباس جدید تغییر شکل دهند. این نوع افراد، دیگر حتی شراکت یا رابطه شادی بین انسانی را هم ندارند. در عین این حال کسانی که از خداوند متعال، به شکل خوب تشکر می کنند، هدایای بیشتری هم نیز دریافت می نمایند و به این نوع انسانها نیز برای خودشان کافی خواهند بود، زیرا تنها زمانی که روح دگر به مادیات فکر نکند، از هوس رها می گردد و خشنودی ساطعی را به دست می آورد، که این هم مهم ترین احساس دنیاست. سپس هدایایی معمولاً میایند، که مادی نیستند، همانند سلامتی، عمر طولانی و شادی و بهمچنین نان و آب گوارا، که آنها ارزشمند تر می باشند. . .

صَرفەجویی ( کَردَن ) : بهینەجویی / بهینەسازی / بهینەگری ( کردن ) ، پس اندازگری ( کردن )
​بهینه گساری
بهگساری
بهینه جویی
بهگساری بهترین واژه می تواند باشد گساردن به معنی گذراندن است
سید مهدی معافی
صرفه جویی =بهینه جویی
اسراف
Frugality
کم گساری
صرفه جویی :بهینه سازی ، بهینه جویی، بهینه مَندی
کاربرد بهینه،
بهینه گساردن،
بهینه گساریدن
دعوت یا إلزام یا نصیحت أکثریّت مردم به صرفجوئی ( صرفه جوئی ) واقتصادی و به حسب نیاز مصرف کردن ( آب، برق، بنزین، گاز، گوشت، طلا، سفر، لباس، کفش، انترنت . . . ) باعث میشه أکثریّت مردم محروم میشن وکفّ عدّه اندک بیشتر میشه وفرصت بیشتر برای مصرف بیشتر مسرفین!
...
[مشاهده متن کامل]

ونتیجت امر: بدتر وبدتر! وشکاف عمیقتر! ونابودی زمین بیشتر . . .
راه حل چیه؟؟؟

ذخیره، حفظ
بِهگساری
مصرف بهینه
قناعت
گساربندی
سودجویی ، بهره جویی ، سودبری ، بازدهی جو
conservation
long - term conservation
energy conservation
بِه گُساری
صرفه جویی. رجوع شود به صرفه جوئی.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٩)