متوجه بودن


برابر پارسی: درنگریستن

پیشنهاد کاربران

مُتِوَجِّه ( کَسی یا چیزی ) بودَن: ١. آگاه / باخبر / هشیار / بیدار بودن ٢. فراگرفتن، روآور شدن، فراگیر بودن، دربرگرفتن
با دقت نگریستن، خوب نگریستن، فهمیدن و درک کردن حرفی یا شرایطی. . .