ترجمه‌های گلی افجه (٢٥٥)

بازدید
٤,٢٧٨
تاریخ
٧ سال پیش
متن
His mother blew him a kiss as he boarded the train.
دیدگاه
٦

وقتی سوار قطار شد مادرش برای او بوسه فرستاد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
She blew the dust off the photograph.
دیدگاه
٠

او غبار روی عکس را با فوت پاک کرد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The leaves blew across the yard.
دیدگاه
١

باد برگ ها را به زمین ریخت

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The prisoner begged for mercy.
دیدگاه
٣

زندانی تقاضای بخشش کرد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The little girl begged for another ride on her father's shoulders.
دیدگاه
٠

دخترک التماس کرد بار دیگر روی شانه های پدرش سوار شود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He regards her as one of the best American playwrights.
دیدگاه
٣٨

او ان زن را یکی از بهترین نمایشنامه نویسان امریکا بشمار می اورد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
She repressed her desire to mention his name.
دیدگاه
٠

او تمایل خود به دانستن اسم ان مردرا سرکوب کرد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I always take a couple of aspirins when I feel a cold starting.
دیدگاه
٣

من وقتی احساس سرما خوردگی می کنم دو تا اسپرین می خورم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Sometimes I can be hyper and sometimes I can be reserved, it just depends.
دیدگاه
١

گاهی میتوانم خیلی پر جنب و جوش باشم و گاهی ساکت , بستگی دارد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Body-building Many women begin colouring their hair in their mid-30s.
دیدگاه
٠

ساختار بدن بسیاری از زنان سبب میشود تا در دهه سی سالگی موهای خود را رنگ کنند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Sugar is positively detrimental to bodybuilding due to the fact that it causes a rise in insulin levels.
دیدگاه
٠

قند در بدنسازی مضر است چرا که حقیقت این است که باعث بالا رفتن سطح انسولین در خون می شود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Poverty is an abnormality to rich people. It is very difficult to make out why people who want dinner do not ring the bell.
دیدگاه
٠

فقر برای ثروتمندان غیر عادی است انها سر در نمی اورند چرا مردم وقتی شام می خواهند زنگ نمی زنند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The great use of life is to spend it for something that overlasts it.
دیدگاه
-١

استفاده عالی از زندگی صرف ان برای چیزی است که به ان تداوم بخشد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Spare when you’re young, and spend when you’re old.
دیدگاه
-٨

تا جوان هستی پس انداز کن تا در پیری خرج کنی

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Objective To search a new method to correct oversize chin and to evaluate the surgical results.
دیدگاه
٠

هدف پیدا کردن یک روش جدید برای اصلاح بزرگی چانه و ارزیابی نتایج عمل جراحی است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
My daughter loves to wear oversize clothes.
دیدگاه
٠

دخترم دوست دارد لباس های بزرگتر از اندازه اش بپوشد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The company lost $7 million this quarter in contrast to a profit of $ 2 million a year earlier.
دیدگاه
-١

شرکت در این سه ماه ۷ میلیون دلار از دست داد که با سود ۲ میلیون دلار در سال گذشته در تضاد است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Radio Saigon played nonstop rock and roll, and it was on morning, noon, and night.
دیدگاه
-١

رادیو سایگون بی وقفه راک اند رول ( سبک موسیقی ) پخش می کرد صبح , ظهر و شب

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We had to hitchhike back to San Francisco.
دیدگاه
٨

ما اجبارا با ماشین های گذری به سانفرانسیسکو برگشتیم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The Grand Canyon never fails to impress people.
دیدگاه
٠

گرند کنیون هرگز در تاثیر گذاری بر مردم خطا نمی کند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
He palmed a watch from the jewelry counter.
دیدگاه
٠

او از پیشخوان جواهر فروشی یک ساعت دزدید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I saw it when he palmed that ace.
دیدگاه
٠

من دیدم او ان تک خال ( آس ) را کف رفت

تاریخ
٧ سال پیش
متن
A regular bus service connects the train station with the town centre.
دیدگاه
١٠

سرویس اتوبوس بطور منظم از ایستگاه قطار تا مرکز شهر وجود دارد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We picked our cousins up at the train station.
دیدگاه
٥

در ایستگاه قطار ( خاله , عمو , دایی , عمه زاده = cousin ) را سوار کردیم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Perfection is impossible to achieve in that kind of work.
دیدگاه
١

در این نوع کار به تکامل رسیدن غیر ممکن است

تاریخ
٧ سال پیش
متن
His captors forced a confession from him.
دیدگاه
٢

اسیر گیرنده ها او را وادار به اعتراف کردند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The door was locked, so the firefighters had to force it open.
دیدگاه
٣

در قفل بود واتش نشان ها بزور انرا باز کردند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
A group of parents was the main force behind the change in the town's speed limit.
دیدگاه
١

گروهی از والدین فشار اصلی را برای محدودیت سرعت در شهر وارد اوردند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The bride carried a beautiful bouquet of white roses.
دیدگاه
٢

عروس دسته گل رز سفید زیبایی در دست داشت

تاریخ
٧ سال پیش
متن
A large bouquet of roses arrived on her desk.
دیدگاه
٠

یک دسته گل سرخ بزرگ روی میزش برای او گذاشتند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
This brandy has a fine bouquet.
دیدگاه
-١

این برندی ( نوشیدنی ) بوی خوبی دارد

تاریخ
٧ سال پیش
متن
We sat there for hours talking about everything under the sun.
دیدگاه
٠

ما ساعت ها انجا نشستیم و در مورد همه چیز دنیا حرف زدیم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Where under the sun could I have put the purse?
دیدگاه
١

کجای دنیا می توانم ان کیف را گذاشته باشم ؟

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Nothing new under the sun.
دیدگاه
٠

هیچ چیز در دنیا تعجب اور نیست

تاریخ
٧ سال پیش
متن
You can buy jeans in every colour under the sun.
دیدگاه
٠

می توانید هر رنگ جینی را که وجود دارد بخرید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Cliff thinks he knows everything under the sun.
دیدگاه
٠

کلیف فکر می کند همه چیز را در دنیا می داند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
What is there sadder under the sun than a day that is gone and notyhing done.
دیدگاه
١

چه چیز در دنیا غم انگیزتر از ان است که روزی بگذرد و کاری انجام نشود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
The one point that concerned us a little was. . .
دیدگاه
-١

تنها نکته ای که ما را نگران کرده بود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
She's never been very concerned with her appearance.
دیدگاه
٧

او هرگز به ظاهر خود توجه نمی کند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
My mother changes the sheets every other week.
دیدگاه
٠

مادرم یک هفته در میان ملافه ها را عوض می کند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I check my mailbox every other day.
دیدگاه
٣

یکروز در میان صندوق پستی خود را نگاه می کنم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
I have a bath every other day.
دیدگاه
١

یکروز در میان حمام می کنم

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Two plus three is five.
دیدگاه
١

دو به اضافه سه می شود پنج

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Our net profits were a plus this year.
دیدگاه
٣

سود امسال ما بیشتر بود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Pamper yourself with a stay in one of our luxury hotels.
دیدگاه
١

با اقامت در یکی از هتل های لوکس ما خود را ناز پرورده کنید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Pamper yourself with our luxury gifts.
دیدگاه
-٣

با هدایای تجملی ما نازپرورده شوید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
If you continue to pamper that child, he'll grow up spoiled and lazy.
دیدگاه
٣

اگر به لوس کردن ان بچه ادامه دهی تنبل و بدرد نخور بار می اید

تاریخ
٧ سال پیش
متن
She loves to pamper her dog with special treats.
دیدگاه
٠

او دوست دارد با رفتار خاص سگش را لوس کند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Abuse can lead to both psychological and emotional problems.
دیدگاه
١

پرخاشگری می تواند منجر به هر دو مشکل روحی و احساسی شود

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Separation is a time of high emotional stress.
دیدگاه
١٠

جدایی فشار عاطفی زیادی در بر دارد