پیشنهادهای فانکو آدینات (٢,٢٢٢)
اعتیاد: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: خوگیری ( دری ) ازیک azik ( سغدی )
سالن: این واژه ی فرانسوی، در سنسکریت صالا śālā و به معنی اتاق بزرگ بوده است.
وسط: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: میان، فخن faxan ( دری ) آنتر āntar ( سنسکریت: āntara ) خیراپ ( کردی: xerāp ) مینجا minjā ( لری )
ذخیره: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ستنج setanj ( دری ) اسفیژ esfiž ( سغدی: ثفیژ şfiž )
معناشناسی: ( فرانسه: semantique ) : بررسی ساختارها، پدیده های معنایی و نشانه ها، پیشوندها، پسوندها و میانوندهای یک زبان و پیوند حقیقی میان آنها؛ یافت ...
اشعیا: این نام در عبری اِشَعیا خوانده می شود.
حزقیال: این نام در عبری حِزِقیال hezeqyāl خوانده می شود.
سفر sefer این واژه در عبری به معنی کتاب است؛ می گویند سِفِر پیدایش، سفر خروج، سفر اعداد، سفر لاویان و سفر تثنیه.
استنشاق ( بوییدن ) همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بویش ( دری ) بُیاگ boyāg ( پهلوی و مانوی ) استنشاق ( آب در بینی کردن ) . همتای پارسی این ا ...
ملیکه: این نام در سنسکریت melaka بوده به معنی انگیزه ی پیوستگی - دلیل اتحاد بوده است و فعل سببی از مصدر میل mil به معنی به هم پیوستن، نشست ـ جلسه ـ ا ...
رئوف: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: مژدیک maždik ( اوستایی: maždika ) ارشیتار arŝitār ( پهلوی: areŝitār ) هوپرمان huparmān ( پارتی )
انشعابات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: گوگافان gugāfān ( مانوی با پسوند آن )
انشعاب: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: گوگاف gugāf ( مانوی )
خارج قسمت: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: آپتم āptam ( سنسکریت )
رفاقت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دوستی، یاری ( دری ) هیاری hayāri ( مانوی: hayyārih )
رفیق: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: دوست dust، سنگم sangam ( دری ) همباو hambāv ( مانوی ) هیار hayār ( مانوی: hayyār ) ( یک مثل فرانسوی: ...
فرانک farānak: این نام در پهلوی frānak نگاشته شده ( فرهنگ واژه های پهلوی بهرام فره وشی ) ؛ در سغدی frān و در سنسکریت prāna ( در سنسکریت واج ف نیست ) ...
احسان:یاری رساندن رایگان و بی چشمداشت به دیگری چه از دارایی، توان و یا اندیشه ی خویش و یا فراخواندن دیگران برای کمک به وی ( https://www. cnrtl. fr/d ...
مابعدالطبیعه: همتای پارسی اینهاست: زامنیژت zāmnižet ( سغدی: żāme - nižti ) منهیا manahyā ( اوستایی: manahya )
حیوان: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آژل āžel ( کردی ) ایستور istur ( پارتی )
امعا و احشا: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: انترانی antrāni ( سنسکریت )
آنتیکا: در سنسکریت به معنی خواهر بزرگ است.
حرمسرا: حرم واژه ای عربی است که واژه ی پارسی سرا به آن افزوده شده است: همتای پارسی این است: ایشکده iŝkade ( سغدی: iŝkate )
خیال: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ویمس vimes ( مانوی )
داخلی: داخل واژه ای عربی است که پسوند پارسی ی به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی اینهاست: تویی، میانی، درونی ( دری ) آنتره āntara ( سنسکریت ) نندری ...
تماما: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اسپتی espati ( سغدی ) آنتم āntam ( سنسکریت )
آنتیا āntyā. در سنسکریت یعنی گشاینده، باز کننده، گشایشگر.
ملایمت: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نمرو namru ( سغدی )
تسویه حساب: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: آنرنیا ānrenyā ( سنسکریت: ānrenya )
تسویه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آنرن ānren ( سنسکریت )
مطالبات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اوسنل usenel ( اوستایی با پسوند جمع لکی اِل ) یاچیتان yācitān ( سنسکریت: yācita با پسوند آن )
به ترتیب: همتای پارسی این ترکیب عربی، این است: پویانچن puyāncan ( سغدی: پوئنچن puancan )
خائن: 1ـ ترک وفاداری کننده یا تعهد و یا قول دهنده از روی آگاهی و سرباز زننده از آن بر اثر تهدید، ترس و یا ناآگاهی برای انتقام، فریب، سود و یا لذت بیش ...
استنتاج: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آیامیش āyāmiŝ ( سغدی )
انظار عمومی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: تیان سروا tyāne - sarvā ( لری - سنسکریت )
انظار: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: تیان ( لری )
ملاء عام: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: آشکارا، برابر مردم ( دری ) هنجشمان hanjaŝmān ( پارتی ) اشکره aŝkare ( اوستایی )
کتابی است از احمد حامی در باره ی آیین میترائیسم که در سال 2535 ( 1355 ) شاهنشاهی به چاپ رسیده است.
انتصاب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ویداریش vidāriŝ ( پارتی و مانوی: vidāriŝn ) نیپاز nipāz ( سغدی: نیپاذ nipaż )
سکون: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: سانتا sāntā ( سنسکریت ) انچان ancān ( سغدی )
یتیم: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: سیواگ sivāg ( پارتی: sevag )
عدم تناسب: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: ناگونجاوی nāgunjāvi ( کردی )
تعظیم: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: هنکر hankar ( اوستایی ) نماژ namāž ( پارتی ) نیسپا nispā ( پارتی: nispay ) کرنش ( دری ) فرانم farān ...
آنتا āntā: در سنسکریت یعنی گرامی داشته شده.
وفاق ملی: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: میسرا ایزیتی misrā iziti ( سغدی: میثره mişra ؛ ایزیت و پسوند ی )
وفاق اجتماعی: وفاق و اجتماع دو واژه ی عربی است که پسوند پارسی ی به اجتماع افزوده شده است؛ همتای پارسی این است: میسرای لکاسی misrāye - lokāsi ( سغدی: ...
وفاق: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: سازگاری، هماهنگی، همکاری، همدلی ( دری ) میسرا misrā ( سغدی: میثره mişra )
قالب: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: دگاد degād ( گیلکی )
محقق mohaqqaq ( انجام یافته ) . همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: هنزفیک hanzafik ( مانوی ) محقق: mohaqqeq ( تحقیق کننده ) . همتای پارسی این واژ ...
موالید: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آژیات āžyāt ( سغدی )