کرکس

/karkas/

مترادف کرکس: رخمه، لاشخور، نسر

معنی انگلیسی:
vulture

لغت نامه دهخدا

کرکس. [ ک َ ک َ ] ( اِ ) کرگس. مرغ مردارخوار که دژکاک و به تازی نسر گویند. ( ناظم الاطباء ). مرغ مردارخوار باشد و به عربی نسر گویند. ( برهان ). مردارخوار. لاشخور. دال. لشخور. ( یادداشت مؤلف ). نسر. ( نصاب ) ( زمخشری ). رخم. عجوز. رخمه. ام عجینه. نَهضَل. هوزب. ( منتهی الارب ). اسم فارسی نسر است و نزد بعضی رخمه است که به هندی گِد نامند. ( فهرست مخزن الادویه چ افست تهران ). پرنده شکاری که در شریعت موسوی ناپاک و برای تیزپروازی و دوربینی معروف است. ( قاموس کتاب مقدس ). این مرغ به طول عمر شهرت دارد. ( یادداشت مؤلف ). پرنده ای است قوی هیکل و بدریخت و گوشت خوار از راسته شکاریان روزانه که دارای منقار قوی برگشته و گردن و سر سخت و بالهای وسیع بزرگ می باشد. در نواحی کوهستانی زندگی می نماید و بیشتر از لاشه تغذیه می کند. این پرنده در اروپای مرکزی و جنوبی شمال آفریقا و آسیای مرکزی و غربی و جنوبی پراکنده است. در موقع پرواز گسترش بالهای وی بالغ بر سه متر می شود. پنجه های کرکس برخلاف منقار پرقدرتش نسبتاً ضعیف است ؛ بطوری که بوسیله پنجه هایش قادر نیست جز طعمه های بسیار کوچک را نگهداری کند و به همین جهت است که بیشتر از لاشه و مردارحیوانات دیگر تغذیه می کند. پرواز وی نسبتاً آهسته ولی دارای اوج است و در مدت طولانی صورت می گیرد. قدرت دید این پرنده بسیار زیاد است ؛ بطوری که از فواصل دور طعمه های کوچک را بخوبی می بیند و کوچکترین حرکت از نظرش مخفی نمی ماند. ( فرهنگ فارسی معین ) :
چرا عمر کرکس دو صد سال ویحک
نماند ز سالی فزونتر پرستو.
رودکی.
بدین شهر و لشکر فراوان کس است
که همسال اوبآسمان کرکس است.
فردوسی.
بدو گفت هر کس که تاب آورد
دگر یاد افراسیاب آورد
همانگه سرش را ز تن دور کن
وز او کرکسان را یکی سور کن.
فردوسی.
ز بانگ تبیره میان دو کوه
دل کرکس اندر هوا شد ستوه.
فردوسی.
تا نبود چون همای فرخ کرکس
همچو نباشد قرین باز خشین پند.
فرخی.
پیش بین چون کرکس و جولان کننده چون عقاب
راهوار ایدون چو کبک و راست روهمچون کلنگ.
منوچهری.
برابر کرکسی پر برگشاده
که پای خویش بر تیری نهاده.
( ویس و رامین ).
چراعمر طاووس و دُرّاج کوته
بیشتر بخوانید ...

فرهنگ فارسی

رشته کوهی است از کوههای مرکزی ایران در جنوب کاشان که قله معروف آن هم بهمین نام و به ارتفاع ۳۲۱۶ متر است .
پرندهای بزرگ جثه دارای منقاروچنگالهای قوی گردنش درازوبدون پرلاشه جانوران رامیخوردو آنرالاشخورومردارخوارهم میگویند
( اسم ) ۱ - پرنده ایست قوی هیکل و بد ریخت و گوشتخوار از راست. شکار یان روزانه که دارا ی منقار قوی بر گشته و گردن و سر لخت و بالها ی وسیع و بزرگ میباشد و در نواحی کوهستانی زندگی مینماید و بیشتر از لاشه تغذیه میکند . این پرنده در اروپا ی مرکز ی و جنوبی و شمال افریقا و آسیا ی مرکز ی و غربی و جنوبی پراکنده است . در موقع پرواز گسترش بالها ی وی بالغ بر سه متر میشود . پنجه های کرکس بر خلاف منقار پر قدرتش نسبه ضعیف است بطور یکه بوسیل. پنجه هایش قادر نیست جز طعمه های بسیار کوچک را نگهدار ی کند و بهمین جهت است که بیشتر از لاشه و مردار حیوانات دیگر تغذیه می نماید پرواز وی نسبه آهسته ولی دارا ی اوج است و در مدت طولانی صورت میگیرد . قدرت دید این پرنده بسیار زیاد است بطور یکه از فواصل دور طعمه های کوچک را بخوبی می بیند و کوچکتر ین حرکت از نظر ش مخفی نمی ماند لاشخور مردار خود مرغ مردار خوار رخمه نسر . ۲ - تیر سهم . یا کرکس ترکش . تیری که در ترکش گذاردند . یا کرکس فلک . یا کرکسان فلک . یا کرکس گردون . یا کرکسان گردون .

فرهنگ معین

(کَ کَ ) (اِ. ) از مرغان شکاری با جثة بزرگ و منقار و چنگال قوی که لاشه جانوران را می خورد. مردارخوار هم می گویند.

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) پرنده ای درشت، با منقار قوی، گردن بدون پر، بال های بلند، و دید قوی که معمولاً از لاشۀ جانوران تغذیه می کند، لاشخور، مردارخوار، نسر، ورکاک، دژکاک، کلمرغ.
۲. (نجوم ) نام دو ستارۀ نسر طایر و نسر واقع: پرواز همای بختت الاّ / بر کرکس آسمان مبینام (خاقانی: ۵۱۴ ).

واژه نامه بختیاریکا

دال؛ دو خَر؛ سر گَر؛ جُل به کول

دانشنامه عمومی

کرکس یا لاشخور اشاره به دو گروه متفاوت از پرندگان شکاری لاشه خوار، شامل کرکس های جهان جدید بومی قاره آمریکا و کرکس های جهان قدیم بومی آفریقا و اوراسیا دارد. در استرالیا و جنوبگان نیز هیچ کرکسی بومی نیست؛ با این حال کرکس های سرسفید توانسته اند از خط والاس عبور کنند. [ ۳]
لاشخورها پاهای آلوده خود را با ادرار کردن ضدعفونی می کنند. [ ۴] [ ۵]
پرندگان شکاری لاشه خوار را در زبان فارسی بیشتر کرکس و لاشخور می نامند. گاهی واژه های کرگس، لشخور، دژکاک، دال، مرغ مردارخوار و نسر ( واژه عربی ) نیز برای نامیدن آن ها استفاده می شوند. [ ۶] کرکس را در زبان پهلوی، کرکاس می گفتند. [ ۷]
کرکس های جهان قدیم در تیره بازان قرار می گیرند؛ یعنی خویشاوند عقاب ها، بازها، سنقرها و سارگپه ها هستند. این جانوران به دلیل زندگی در جهان قدیم ( آسیا، اروپا و آفریقا ) به این نام معروف شده اند. کرکس های جهان قدیم یک زیرخانواده واحد نیستند؛ هما، کرکس کوچک و کرکس نخل زیرخانواده ای به نام Gypaetinae را تشکیل می دهند و سایر گونه های کرکس جهان قدیم در زیرخانواده ای دیگر با نام Aegypiinae قرار می گیرند. [ ۸] ۱۶ گونه از کرکس های جهان قدیم امروزه زیست می کنند:
دال سیاه ( Aegypius monachus )
دال معمولی ( Gyps fulvus )
دال دمگاه سفید ( Gyps bengalensis )
دال روپل ( Gyps rueppelli )
دال هندی ( Gyps indicus )
دال نوک باریک ( Gyps tenuirostris )
دال هیمالیایی ( Gyps himalayensis )
• دال پشت سفید آفریقایی ( Gyps africanus )
دال دماغه ( Gyps coprotheres )
کرکس کلاه پوش ( Necrosyrtes monachus )
کرکس سرسرخ ( Sarcogyps calvus )
کرکس غبغب دار ( Torgos tracheliotus )
• کرکس سرسفید ( Trigonoceps occipitalis )
هما ( Gypaetus barbatus )
• کرکس کوچک ( Neophron percnopterus )
• کرکس نخل ( Gypohierax angolen )
دال معمولی، دال سیاه، کرکس کوچک و هما، ۴ گونه رایج کرکس در ایران هستند. به صورت تاریخی دال کفل سفید نیز در جنوب بلوچستان و شرق هرمزگان زیست می کرده، اما گونه ای بسیار کمیاب است و در ۳۰ سال اخیر تنها سه مورد مشاهده این پرنده در ایران به ثبت رسیده است. دست کم دو مورد گزارش نیز از مشاهده دال هیمالیایی که بیشتر در فلات تبت و آسیای میانه یافت می شود، در شرق ایران داده شده است. دال معمولی پرشمارترین کرکس ایران است که به صورت پراکنده در رشته کوه های مهم کشور از آذربایجان در شمال غرب تا رشته کوه های البرز، ارتفاعات خراسان، رشته کوه های زاگرس، بلندی های کرمان و کوه های مکران تا مرزهای پاکستان زیست می کند. [ ۹]
عکس کرکسعکس کرکسعکس کرکسعکس کرکسعکس کرکسعکس کرکس

کرکس (فیلم ۱۹۶۷). کرکس ( انگلیسی: The Vulture ) فیلمی است که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آکیم تامیروف و برودریک کرافورد اشاره کرد.
عکس کرکس (فیلم ۱۹۶۷)


کرکس (کمیک). کرکس ( انگلیسی: Vulture ) نام مستعار تعدادی از تبهکاران خیالی در کمیک های مارول است. شخصیت اصلی که از این نام استفاده می کرد آدرین تومز نام دارد و یکی از دشمنان مرد عنکبوتی است. این شخصیت بعد از آفتاب پرست بیشتر تقابل را با مرد عنکبوتی داشته است. در سال های اخیر شخصیت های دیگری نیز این نام را برای خود برگزیده اند، اما تومز بیشترین حضور را داشته است.
مایکل کیتون در نقش این شخصیت در فیلم مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه ( ۲۰۱۷ ) حضور پیدا کرد.
کرکس با نام واقعی آدرین تومز در ابتدا یک پیرمرد متخصص در علوم مکانیک بود اما بعد از اینکه شریک تجاری وی به او خیانت کرد خود را با ساخت دو بال مکانیکی به یکی از بزرگترین تبهکاران صنعتی در شهر نیویورک تبدیل کرد. وی اخیراً دونبال راهی برای جوان سازی خود می باشد.
عکس کرکس (کمیک)
این نوشته برگرفته از سایت ویکی پدیا می باشد، اگر نادرست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید: گزارش تخلف

دانشنامه آزاد فارسی

کَرکَس (vulture)
کَرکَس
کَرکَس
کَرکَس
کَرکَس
(یا: لاشخور) هر یک از انواع پرندگان مردارخوار، از پرندگان شکاری، راستۀ قوش شکلان. سرها و گردن هایی لخت، منقارهایی قوی و قلاب دار، و بینایی و شامه ای تیز دارند. طول لاشخورها یک متر است و فاصلۀ بال های آن ها به۳.۷ متر می رسد. پرهای بدن معمولاً تیره، و پرهای سر به رنگ روشن است. چشم لاشخورها، برای دیدن تمام میدان دید، قابلیت بزرگ نمایی در مرکز میدان دارد که به جانور امکان تشخیص موقعیت منبع غذایی و دیدن جزئیات دقیق منطقه را می دهد.لاشخورهای حقیقی. لاشخورهای بَر قدیم در خانوادۀ قوشیان قرار می گیرند که شامل قوش ها و عقاب ها نیز می شود. پرندگانی بزرگ اند که فاصلۀ بال آن ها به۳.۷ می رسد. بیشتر پرهایی تیره یا قهوه ای دارند. اغلب فاقد پر روی سر و گردن اند. به جز یک گونه، همگی از مردار تغذیه می کنند. گونۀ استثنایی لاشخور نخل روغنی Gypohierax angolensis است که بیشتر از میوه نخل روغنی، و همچنین از ماهی و مردار سواحل تغذیه می کند. کرکس مصری Neophron percnopterus در سراسر اروپا، آسیا و افریقا یافت می شود. دال سیاه Aegypius monarchus و کرکس صورت گوشتی tracheliotus Torgos نمونه های دیگرند. لاشخورهای امریکایی در خانوادۀ کارتارتیدا قرار می گیرند. این جانوران بسیار شبیه لاشخورهای بَر قدیم، اما از نظر تشریحی متمایزند. این گونه شامل لاشخور بزرگSarcoramphus papa، لاشخورهای بوقلمونی و کندر است. لاشخور کیپ گریفون Gyps coprotheres بزرگ ترین لاشخور افریقایی، بعد از لاشخور صورت گوشتی است. در ۱۹۹۳، فقط ۴,۴۰۰ جفت بارور از این گونه یافت می شد. مرگ و میر جوجه ها ۸۴ درصد است، بنابراین حدود بیست سال طول می کشد تا یک پرندۀ بالغ جایگزینی برای خود بیابد. در ایران، یک گونه کرکس، کرکس مصری؛ سه گونه دال و چندین گونه پرندۀ دیگر ازجمله سارگپه، کورکور، سنقر، پیغو، و نُه گونه عقاب در خانوادۀ لاشخور شناسایی و رده بندی شده اند. جمعیت این پرندگان کاهش یافته است و اقدام برای حفظ جهات آن ها ضروری است.

جدول کلمات

ورکاک

مترادف ها

vulture (اسم)
کرکس، لاشخور صفت

فارسی به عربی

عقاب

پیشنهاد کاربران

واژگان درباره لاشه خوار را در زبان فارسی بیشتر کرکس و لاشخور می نامند. گاهی واژه های کرگس، لشخور، دژکاک، دال، مرغ مردارخوار و درعربی نسر نیز برای نامیدن آن ها استفاده می شوند. کرکس را در زبان پهلوی، کرکاس می گفتند.
...
[مشاهده متن کامل]

منابع ها.
لغت نامه دهخدا - ذیل سرواژهٔ کرکس
فرهنگ فارسی به پهلوی اثر بهرام فره وشی
ریشه شناسی واژگان شیرین ایرانی
فرهنگنامه کوچک پهلوی
فرهنگ زبان ایرانی باستان

واژه کرکس
معادل ابجد 300
تعداد حروف 4
تلفظ [karkas]
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم ) [پهلوی: kargas, kahrkās]
مختصات ( کَ کَ ) ( اِ. )
آواشناسی karkas
الگوی تکیه WS
شمارگان هجا 2
...
[مشاهده متن کامل]

منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مترادف و متضاد

آس ( خورنده ) آش کهرکا ( مرغ ) =مرغ خورنده
مردار خوار
عزرائیل
ملک الموت
ملک یعنی مرغ فرشته
گاهی حرف ر جانشین حرف ل میشود و نیز ک به جای خ و به کرد به مرخ هم گفته و حتی مر
که از مردن می آید
ورکاک. .
کرکس ـ ( Carcass به انگلیسی ) لاشه و مردار ، Carcass جابه جا شده کرکس است که پرنده ای مردارخوار می باشد. شاید در دوران رواج آیین زرتشتی که جنازه ها را در معرض هوای آزاد در کوه ها قرار می دادند و عملاً هر جنازه خوراک کرکس می شد، این واژه با لاشه و مردار مترادف شد.
ورکاک، رخمه، لاشخور، نسر

ورکاک
دال
نسر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)

بپرس