ترجمه‌های بهروز مددی (١٠٣)

بازدید
٣,٣٦٠
تاریخ
٦ سال پیش
متن
His cheerful donation was greatly appreciated.
دیدگاه
٣

کمک خیرخواهانه او واقعا قابل تقدیر است.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I'm chilling out at home tonight.
دیدگاه
١٤

امشب در خانه استراحت می‎کنم. ( یعنی امشب خونه می مونم و برنامه‎ی خاصی واسه بیرون رفتن ندارم. )

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Chill out! It's only a speeding ticket.
دیدگاه
١٣

بی خیال، این فقط یه قبض جریمه است.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
It's bad for your health to be physically inactive.
دیدگاه
٢

نداشتن فعالیت جسمانی برای سلامتی شما مضر می‎باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Well, all right, hospitals lose money. But, on the other hand, if people are healthy, don't think of it as losing money; think of it as saving lives.
دیدگاه
٢

خب، درست است که بیمارستان‎ها درآمد مالی خود را از دست می‎دهند. اما، از طرفی هم باید توجه داشت، سالم و تندرست ماندن انسان‎ها را نباید همسان با ( به من ...

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The device will protect your computer against surges.
دیدگاه
٢

این دستگاه از رایانه شما در مقابل نوسانات برق محافظت خواهد کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Many experts advocate rewarding your child for good behaviour.
دیدگاه
١

بسیاری از کارشناسان طرفدار شیوه‎ی پاداش دهی به کودکان در عوض رفتار مناسب آنها هستند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Their close and financially rewarding relationship was sufficient to call into question the independence and disinterest of the directors.
دیدگاه
٣

روابط نزدیک و از نظر مالی رضایت بخش آنها، به اندازه‎ای کافی بود که استقلال طلبی و بی تفاوتی مدیرانشان را زیر سؤال ببرد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Let the soup simmer a few minutes.
دیدگاه
٠

اجازه دهید سوپ کمی بجوشد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Bring the potatoes to a simmer.
دیدگاه
٠

سیب زمینی‎ها را در آب جوش بریزید. ( یا اصطلاحا آب پز کنید )

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The racehorse finally forged into the lead.
دیدگاه
٥

اسب مسابقه در نهایت از تمام رقبای خود پیشی گرفت.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We forged ahead with our plans despite all objections.
دیدگاه
٢

علی رغم تمام مخالفت‎ها، ما مطابق برنامه‎های خودمان پیش رفتیم.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The documents had been forged by an expert.
دیدگاه
٠

این اسناد توسط یک فرد حرفه‎ای جعل شده بود.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He forged many checks before he was caught.
دیدگاه
٢

قبل از اینکه دستگیر شود چک‎های بسیاری را جعل کرده بود.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Together the officers forged a plan of attack.
دیدگاه
٢

مامورین همراه هم نقشه حمله را طرح کردند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The blacksmith forged shoes for the horses.
دیدگاه
٣

آهنگر نعل اسب را چکش کاری می‎کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He enjoyed his hard work at the forge.
دیدگاه
-١

سخت کار کردن در آهنگری برایش لذت بخش بود.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
When it glowed red, the blacksmith removed the metal from the forge and began to hammer it.
دیدگاه
٠

هنگامی که آهن به اندازه‎ی کافی گداخته شد، آهنگر آنرا از کوره خارج و شروع به چکش کاری کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Cut the fabric on the bias.
دیدگاه
٤

پارچه را بصورت مورب برش دهید.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
In my bed is a faint smell of excrement.
دیدگاه
٢

رختخوابم یک کمی بوی نجاست می داد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The cage smelled of excrement.
دیدگاه
١

تمام قفس بوی فضله می‎داد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I was surrounded by a posse of photographers.
دیدگاه
١

من توسط یک گروه عکاس محاصره شده بودم.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Even his capacious closet could not hold all his suits.
دیدگاه
٢

حتی همچین کمد جاداری هم برای نگهداری همه لباساش کافی نبود.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The island had been seized by invaders a hundred years earlier but was reclaimed after the recent war.
دیدگاه
٠

این جزیره صدها سال قبل توسط مهاجمان تصاحب شده بود ولی پس از نبرد اخیر دوباره باز پس گرفته شد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
He promised his daughter he would attend her graduation, but he failed her again.
دیدگاه
-١

به دخترش قول داد که در جشن فارغ التحصیلی او شرکت خواهد کرد، ولی مثل همیشه او را ناامید کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
If we are really the instigator, we are awaiting punishment.
دیدگاه
٠

اگه ما واقعا خلافکاریم، پس منتظر مجازات خواهیم موند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The children behaved themselves well at the restaurant.
دیدگاه
٣

بچه‎ها داخل رستوران حسابی مؤدب بودند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
She told the children they would have to behave when they got to their grandmother's house.
دیدگاه
-١

به بچه‎ها گفت وقتی که به خانه‎ی مادربزرگ رسیدند، باید مؤدب باشند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Neither of us wished to give in, but in the end we compromised.
دیدگاه
-١٠

هیچ کدام از ما دوست نداشت تسلیم شود، ولی در آخر ما کوتاه آمدیم.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The surgeon will explore the liver for signs of a tumor.
دیدگاه
٢

جراح به منظور بررسی علائم تومور، کبد را مورد آزمایش قرار خواهد داد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
In this lecture, we will explore the factors that brought about World War I.
دیدگاه
٣

در این مقاله، عواملی که باعث شروع جنگ جهانی اول شد را بطور کامل موشکافی خواهیم کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Let us explore this radical idea that changed Western thought.
دیدگاه
٣

اجازه دهید به بررسی این نظریه بنیادین که منجر به دگرگونی اندیشه غرب شده، بپردازیم.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The scientists explored the forest in hope of sighting certain rare birds.
دیدگاه
٤

دانشمندان به امید یافتن نادرترین گونه‎های پرندگان شروع به اکتشاف در جنگل کردند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Persons dying from cancer grow thin and visibly waste away.
دیدگاه
٢

افرادی که به بیماری سرطان مبتلا می شوند به شدت لاغر می شوند و به وضوح می توان مشاهده کرد که ذره ذره آب می شوند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
These delicate plants need careful nurturing.
دیدگاه
١٠

چنین گیاهان حساسی نیازمند مراقبت بسیار زیادی می باشند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The waves had taken on a deep swell.
دیدگاه
٢

امواج بر اثر طوفان شدید بوجود آمده بودند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The hotel is an ideal venue for conferences and business meetings.
دیدگاه
-٣

هتل محلی موردپسند برای برگزاری همایش‎ها و جلسات کاری می‎باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The first thing to do is book a venue .
دیدگاه
٣

اولین کار در نظر گرفتن محلی برای برگزاری می‎باشد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The mighty U. S. army was humbled by a small South East Asian country.
دیدگاه
١

ارتش نیرومند آمریکا با شکست از کشوری کوچک در شرق آسیا تحقیر شد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I say "Shalom", sometimes, when joking around with friends and people.
دیدگاه
٠

بعضی وقت ها که با دوستان و اطرافیان خودم شوخی می‎کنم، از اصطلاح "شما عشقید" استفاده می‎کنم.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
I was so shocked I went numb.
دیدگاه
-١

آنقدر شوکه شدم که کل بدنم لمس شده بود.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
After his wife's death, he was numb with grief.
دیدگاه
-١

بعد از فوت همسرش، به خاطر غصه خوردن هوش و حواسش رو از دست داده بود.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The dentist numbed the area around my tooth before starting to drill.
دیدگاه
١

دندانپزشک قبل از شروع به کار، نواحی اطراف دندانم را بی حس کرد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The boss vets each job applicant himself.
دیدگاه
٠

رئیس تمامی فرم های استخدامی را شخصا مورد بررسی قرار داد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
They were unsteady on their feet and rather uncoordinated.
دیدگاه
٠

آنها آشفته و تقریبا ناهماهنگ بودند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Six whiskies made him unsteady on his feet.
دیدگاه
٣

خوردن شش لیوان مشروب باعث برهم زدن تعادل او شد.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Curious pedestrians were ordered to move along.
دیدگاه
٢

به افراد کنجکاو در پیاده رو دستور داده شد که از سر راه کنار بروند. ( یا دستور داده شد که متفرق شوند. )

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Perhaps he had a premonition about what might happen in London.
دیدگاه
٤

شاید در مورد اینکه چه اتفاقی ممکن است در لندن بیافتد، دلشوره داشت.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The criminal ended up in the gallows.
دیدگاه
١

پایان کار جنایتکار طناب دار بود.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
We celebrate Passover with joy and expectancy.
دیدگاه
٠

بهتر است با سکوت کردن، نظرات گستاخانه او را نادیده بگیرید.