ترجمههای امین جهانگرد (٧٤)
بچه ها در سیرک از هیجان بی قرار یودند
ما حول و حوش 100 دلار خرج کردیم
( اینجا ایدتور به معنی کسی است که اخبار خاصی را میگوید ) خبر گوی آشپزی، میرا فریزر شما را به پشت صحنه می برد
مشتاق بود که برای ترفیع دلا راست بشه
انتظار داره همه جلوش دلا راست شن
باید یه نگاه به بیمه نامت بندازی ببینی برای چه نوع اسیبی تحت پوشش قرار گرفته ای.
اون انقد سادس که نمیدونه دارن ازش امتیاز میگیرن
هتل بابت صدمه ای که به اتاق زدند ازشون ۱۰۰ دلار بیشتر پول گرفت
شرکت های هواپیمایی بابت نوشیدنی های الکلی از مسافران پول میگیرند ولی برای نوشیدنی غیر الکی نه.
کافه برا یه لیوان قهوه یه دلار پول میگیره
وقتی که پرستار کبودی های پسر بچه را دید، گمان کرد که مورد سو استفاده قرار گرفته باشد
کل ساختمان در آتش سوخت و از بین رفت، و پلیس گمان میکند که ساختمان به عمد به آتش کشیده شده
الان دوست دارم جلوی فواره از مدل ها عکس بگیرم
تام داشت بلند بلند فکر میکرد که یک ماشین جدید میخرد
آخرش دیگه نتونستم خودم و کنترل کنم و زدم زیر خنده
برای روشن ساختن این نکته، میخوام براتون یه داستان واقعی بگم
بزار یه مثال بزنم تا نکترو روشن کنم
نکته آخرت برام واضح نیست، میشه با مثال روشنش کنی؟!
تصویرگر کتاب را با نقاشی های بسیار دقیقی به تصویر کشیده است
او در تاریکی کورکورانه به دنبال کلید برق گشت
لطفا در طول هفته با دفتر در تماس باشید
به آرامی حرف زدیم تا به گوش کسی نخورد
نمایش نقد های خوبی از داوران دریافت کرد
مادر بزرگ بچه ها قراره بعد از ظهر ازشون مراقبت کنه ( پیششون باشه )
مواظب باش دستت و با اون چاقو نبری
اگر او به دزدی از مغازه ها ادامه بده، سر از زندان در میاره
میتونیم وسط راه وایسیم ناهار بخوریم
گروهی از مرد ها به مغازه جواهر فروشی دستبرد زدند.
نگران نامه نباش مطمین باش پیدا میشه.
مسئول بایگانی یک دست نوشته ارزشمند پیدا کرد.
فقط سو و مارک به خودشان زحمت دادند که برای جلسه حاضر بشن.
مهمان افتخاری بالاخره بعد از یک ساعت تاخیر سر و کلش پیدا شد.
رانندگانی که سرعت مجاز را رد میکنند میتونن انتظار داشته باشن که بشدت جریمه شوند.
او قبول کرد که سرعت مجاز را رد کرده بود
پلیس او را بخاطر رد کردن سرعت مجاز متوقف کرد.
آنها راهی برای درمان مردمی که این بیماری نادر را دارند پیدا نکردند
وقتی جعبه رو بلند کردم به کمرم صدمه زدم
من عادت دارم زود بیدار شم حتی در آخر هفته
یکشنبه بود، پس اون میتونست تا ناهار تو تخت بمونه ( وقتی بیدار میشه از تخت بیرون نیاد )
من دوست دارم آخر هفته بیشتر تو تخت بمانم ( دیر تر پاشم )
زنگ به صدا در آمد اما همش خمیازه کشیدم، غلت زدم و دوباره خوابیدم
در حالی که عرق سرد کرده بودم از خواب کابوسی بیدار شدم
خوشحال بودم که از همچین کابوسی بیدار شدم
آزمون ی کابوس بود، و او میدانست که شانس کمی برای قبول شدن داره.
نهنگ آبی حیوان عظیم اجثه ای است که طولش میتواند بالای صد فوت باشد