پیشنهادهای علیرضا خدابنده (٧٨)
ناخوشایند، نامناسب I will say right away, the method is crutch
سرعت انجام کار یا پروژه
[کامپیوتر] تغییر تدریجی، تغییر گام به گام در طول زمان ( متغیری را از مقدار اولیه در زمان معینی با تغییر دادن پیوسته به مقدار نهایی رساندن )
هدایت شدن، هدایت کردن
[کامپیوتر] حذف، نادیده گرفتن، خلاص شدن: به تکنیک هایی اشاره دارد که برای کاهش میزان کار مورد نیاز هنگام ارائه مقادیر زیادی داده استفاده می شوند. یکی ...
[کامپیوتر] یک تکرار از حلقه ی بازی یک frame یا یک tick نامیده میشود
[کامپیوتر] نشان دادن، نمایش دادن، به نمایش در آوزدن
[کامپیوتر] استخراج کردن یک ساختار داده از دنباله ای از بایت ها
[کامپیوتر] فرآیند بازسازی یک ساختار داده یا شی از دنباله ای از بایت ها یا یک رشته به منظور نمونه سازی شی برای مصرف، فریاد معکوس serialize ( یعنی تبدی ...
[کامپیوتر] ردیف کردن داده ها پشت سر هم، برای تغییر داده ها به شکلی که می توان آن را ذخیره یا ارسال کرد و بعداً به شکل اصلی خود بازگردانید
[کامپیوتر] گرفتن اطلاعات از یک وبسایت و غیره با استفاده از یک برنامه کامپیوتری ویژه
[کامپیوتر] فعالیت گرفتن اطلاعات از یک وب سایت یا صفحه رایانه و قرار دادن آن در صفحه گسترده ( = سند الکترونیکی که در آن اطلاعات در ردیف ها و ستون ها م ...
ضد سرقت ( نرم افزار، موسیقی، فیلم، برنامه های کامپیوتری و . . . ) ، ضد نقض حق نشر ( کپی رایت )
صفحه ورود، صفحه اولیه
عادت کردن به، سازگار شدن با، اخت شدن با Example: it makes you get comfortable with the people
[کامپیوتر] یک کپی ساخته شده از درایو دیسک یا داده ها در یک لحظه خاص در زمان
اشتباه تایپی ناخواسته ( تصادفی ) ، خطا کردن
کامپیوتر: ثابت، بدون تغییر، بر پا کردن یک دستورالعمل ( فرآیند ) ثابت بدون اجازه دادن هیچ تغییری در آن
reify، تبدیل شدن به یک چیز، ملموس ساختن
ضد ثمر بخش بودن، جلوگیری از ثمر بخشی
غنی از ویژگی خوب و مناسب، سرشار از امکانات full - featured, fully - featured, feature - filled, feature - rich
غنی از ویژگی خوب و مناسب full - featured, fully - featured, feature - filled, feature - packed
غنی از ویژگی خوب و مناسب، سرشار از امکانات full - featured, fully - featured, feature - rich, feature - packed
غنی از ویژگی خوب و مناسب، سرشار از امکانات fully - featured, feature - filled, feature - rich, feature - packed
غنی از ویژگی خوب و مناسب، سرشار از امکانات full - featured, feature - filled, feature - rich, feature - packed
[کامپیوتر] ( creational patterns ) ( الگوهای ) سازنده، بوجود آورنده، تکوینی، ایجادی، الگوهایی که نمونه سازی و ایجاد اشیا را انجام می دهند.
[کامپیوتر] ایجادی Creational patterns الگوهای ایجادی
[کامپیوتر] عملکرد داخلی چیزی، فرآیند اجرایی در پس زمینه، اتفاقات پشت پرده
کامل کردن بخش های ( کارهای ) ناتمام ( باقی مانده )
کامپیوتر: تغییر کد برنامه، تغییر کد منبع
تحویل دادن، عطا کردن، بخشیدن
کامپیوتر: برخورد با مکان نمای ماوس که موجب تغییر تصویر یا نمایش یک تصویر می شود.
صفحه معرفی
آخرین چیز
افزودن، اضافه کردن
از ابتدا، از اول = from the word go = from the get go = frome the very beginning
از ابتدا، از اول = from the go = from the get go = from the very beginning
برای دستیابی ( رسیدن ) به هدفی ( جایی ) خاص تلاش کردن
یک چیز دیگر
با خبر بودن از، آگاه بودن از، اطلاع داشتن از، نظارت داشتن بر، آمار داشتن از
پیش روی کردن
( با from ) رها شدن از
بیشتر تلاش کردن، هیجان انگیز تر کردن، جذاب تر کردن، سخت تر کردن، افزایش دادن، بالا بردن
در مکان ( جای ) درست، در جایگاه مناسب
به این صورت، به این شکل
به این صورت، به این شکل
( به سختی ) پیدا کردن
یک مرتبه، یکجا، یکدفعه، یکهو
در این مدت، در بین راه
alert your attention توجه شما را جلب میکند
پروژه محور
به زودی
همچنین، همینطور
دستکاری
تغییر دادن
هیجان بخشیدن، هیجان انگیز کردن
مدت کوتاهی، زمان اندکی
مدت کوتاهی، زمان اندکی
کم کم، ذره ذره، آهسته و با دقت
کم کم، ذره ذره، آهسته و با دقت
راه انداختن، راه اندازی کردن
مختار بودن، اختیار داشتن، راحت بودن
نتیجه بخش بودن
در هر لحظه
سپری شدن ( زمان )
جمع بندی ( مطالب )
بررسی کردن، بحث کردن
[کامپیوتر] ثابت نمادین
چکیده ( پایانی هر فصل ازکتاب )
از آن پس
در حال حاضر
متضاد: keep track of
دنبال کردن، پیگیری کردن
[کامپیوتر] اندیس بندی، اندیس گذاری
محیط کاری ( کامپیوتر )
شروع کردن
مشکل پیش بینی نشده
سوالات متداول