تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

Verilog, standardized as IEEE 1364, is a hardware description language used to model electronic systems. It is most commonly used in the design and v ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

داده برداری، داده گیری، فرآیند نمونه گیری از سیگنال

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

A nuclear reactor core is the portion of a nuclear reactor containing the nuclear fuel components where the nuclear reactions take place and the heat ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

arrange or put together in a particular form or configuration arrange or order ( a computer system or an element of it ) so as to fit it for a desig ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

In an electric power system, overcurrent or excess current is a situation where a larger than intended electric current exists through a conductor, l ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

sit or stand with one leg on either side of place ( one's legs ) wide apart stand, walk, or sit with one's legs wide apart

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٢

1 - درخواست از کسی، بطور معمول، درخواست پول 2 - ارتباط برقرار کردن : منو در جریان بذار، به من اطلاع بده، باخبرم کن، بهم زنگ بزن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

. . . It is ironic that خنده دار است که. . . مسخره است که . . . عجیب و غیر عادی است که. . .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

همفرود

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

اندازه گیری زمان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

containing as part of the whole being considered

پیشنهاد
٨

being inquisitive about other people's affairs may get you into trouble

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

In computing, a hex dump is a hexadecimal view of computer data, from RAM or from a computer file or storage device. Looking at a hex dump of data is ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

( فیزیک ) قله ی تمام انرژی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

( در فیزیک ) برهم نهی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

بهره ی واحد

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٥

طغیان گر، شورشی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

بهترین معادل این کلمه در فارسی، " پیکربندی" هست !

پیشنهاد
٤

پیکربندی حساس به بار

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

در بازی Dota 2 سرواژه ی یکی از کارکترهای این بازی به نام Keeper Of The Light هست.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١٠

تکامل یافته ، متحول شده ، ارتقا یافته

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٣

چسبیدن سریع به سطح یا ماده، اعتقاد و تقید به چیزی یا اصلی، از نزدیک دنبال کردن، یا نمایش دادن یامشاهده کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧

قفسه ی رله دار ، قفسه های کشویی ، رله رَک ، قفسه هایی که بردهای الکترونیکی درون آن قرار می گیرند

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧١

محسوس ، قابل ملاحضه ، در خور توجه ، زیاد ، به شدت ، خیلی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

از اصطلاحات مرسوم و رایج بین مردم هست و به معنی : " از آبِ گِل آلود ماهی گرفتنه"

پیشنهاد
٢٠

سرِ زبان بودن ، نوک زبان بودن . . .

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

وقتی دنبال یه جمله، لغت، یا هر چیزِ دیگه ای میگردی ولی نمیتونی به زبونش بیاری، اصطلاحا میگیم : " سرِ زبونمه . . . " . در انگلیسی هم این عبارت دقیقا ع ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

( mathematics ) : The inversion of a convolution equation; does not normally have unique solution

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

متوقف کردن ، رها کردن ، منصرف شدن ، قطع کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

آهوی کوهی معانی دیگر: ( جانورشناسی ) آهو، گوزن ( انواع نشخوارگران تیره ی cervidae از قبیل آهو و غزال و الک و موس و گوزن شمالی )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٧

The dereference operator or indirection operator, sometimes denoted by "*", is a unary operator found in C - like languages that include pointer vari ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٩

وقتی از شما کاری خواسته میشه و شما در جواب اون میگین که "حتما این کار انجام میشه"، یا مثلا " خاطرتون جمع، این کار رو انجام شده بدونید". معادل فارسی ا ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

دور از، دور افتاده ، دور دست

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

فریاد زدن ، داد زدن ، جیغ و هورا کشیدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

معنی اسمی : فرصتی برای فرار یا اجتناب کردن از یک موقعیت سخت معنی فعلی : تمام شدن ، خاتمه یافتن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

پیشین ، سابق ، ذکر شده ، مذکور ، اخیر الذکر

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

در فیزیک و مهندسی هسته ای Fertile یک ماده به ایزوتوپی گفته می شود که با گیراندازی یک نوترون به ایزوتوپی تبدیل می شود که قابلیت شکافت رو داره ( یعنی ا ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٩

شکافتنی ، شکافت پذیر. در فیزیک هسته ای ، به ایزوتوپی گفته می شود که شکافت پذیر است و میتواند در برخورد با نوترون شکافته شود و در زنجیره ی واپاشی قر ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

مقاومت کردن ، ایستادن ، ایستادگی کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

روی هم رفته ، در کل ، از اینها گذشته

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢١

با ملایمت رفتار کردن ، سخت نگرفتن ، زیاده روی نکردن ، خودداری کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢١

به داداش کوچیکت سخت نگیر ( منظور باهاش با ملایمت رفتار کن ) Go easy on your little brother

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦٦

معادل فارسی : باد آورده را باد می برد. آنچه به سادگی می آید به سادگی می رود. مثال: When you earn money ( or other things ) easily, you will lose ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٨

برگردان این عبارت در کتاب های دانشگاهی عبارت "همیوغ مختلط" هست.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

سرواژه یا کوتاه شده ی لغت Asynchronous به معنی " ناهمزمانی" ، "همزمان نبودن" است.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

شاکله ، اساس ، بنیان

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

تفکیک

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١١

در فیزیک به معنی " تفکیک زمانی" است.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

منبع تغذیه

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

مقارن شدن ، هم پوشانی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٥٢

عواقب و نتایج

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٤

در فیزیک : چهار قطبی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٢

در فیزیک : هشت قطبی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٩

در فیزیک : شش قطبی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٠

در فیزیک شتابدهنده ها به معنی : تصحیح میدان ، جبران میدان

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١١

این کلمه یک قید است به معنی ( کیفیت رنگ مستقل از روشنایی )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٩

اپتیک پرتو های خطی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١١

مختصات همراه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٨

در فیزیک نجوم و کیهان شناسی به معنی " همراه " است . بطور مثال comoving distance به معنی فاصله ی همراه است.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٩

در کیهان شناسی به معنی " فاصله ی همراه " است.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٩٥

یه عبارته بادو معنی نزدیک به هم : 1 - کارم دیگه تمومه ! 2 - وقتی کاری یا استفاده از چیزی رو به اتمام میرسونید !

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧٠

در فیزیک به معنی " انباشت " در بعضی جاها استفاده میشه !

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

در فیزیک به معنی " ضریب انباشت " هستش !

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

محتمل ترین ، بیشترین احتمال

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

تپش ، ضربه ، خرد کردن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢١

معنی پیش فرض نادرسته ! در فیزیک به معنی " جایگزیده " است. به معنی اینه که چیزی در یک محدوده ی خاص محصور و محدود باشد .

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

تقلا ، سعی و کوشش

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

میرانا یه اسمه به معنی : شگفت انگیز ، خارق العاده ، صلح ، خوشبخت ، کامیاب

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

تقدیم کردن به ، اهدا کردن به

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢١

تقدیم به تو

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٢

در فیزیک به معنی " پس پراکندگی " است !

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

رشد ، توسعه یا بسط چیزی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

come across یک phrasal verb هستش به معنی پیدا کردن ! برای مثال : when your kitten comes across your paper cranes and makes one drop. یعنی : وقتی که ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

این عبارت یه phrasal verb هست، phrasal verb یعنی عبارتی که ترجمه ی تحت الفظی اون کاملا اشتباهه و مغایر با اصل معنی اونه ! برای مثال همین عبارت look d ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

مخفف کلمه ی Intensive care unit به معنی بخش مراقبت های ویژه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

مخخف کلمه ی فریم در ثانیه، FPS = Frame Per Second نشان دهنده تعداد فریم های یک تصویر در یک ثانیه است. همانطور که میدانید هر تصویر متحرک از تعدادی تصو ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٦

DPS در بازی های کامپیوتری مخفف میزان اسیب ، تخریب یا ضربه در ثانیه، DPS = Damage Per Second

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

این یه اصطلاحه و زمانی ازش استفاده میشه که شما به زودی به چیزی دست پیدا میکنید یا بزودی برای شما اتفاق می افته! به معنی در مسیر چیزی بودن ! برای مثال ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

نگاهی که به سمت پایین باشه رو با این عبارت بیان میکنند !یکی از بیشترین استفاده های این عبارت برای زمانیه که شخص به ساعتش نگاه میکنه ! برای مثال : So ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٢

وایسا و با من روبرو شو ، وایسا و با من مقابله کن، ( معنی عامیانه : اگه مردی وایسا ) ! عبارتیه که بیشتر برای به مبارزه کشیدن دیگری استفاده میشه !

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣١

معنی پیشفرض اشتباهه چون این عبارت یه Phrasal Verb هستش ! به معنی تسلیم نشو ، منصرف نشو ، کنار نکش ، کم نیار !

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٨

مخفف کلمه ی area of effect هست، به معنی منطقه ی تحت تاثیر

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

بوضوح ، واضح است که ، روشن و مبرهن است که

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٠

ترجمه ی پیش فرض نادرسته ! یه اصطلاحه که یجور حس و حاله به معنی نگران و مضطرب بودن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨٠

به معنی یک شخص با استعداد ، نابغه ، برای مثال : a young blind whiz یه جوان نابینای نابغه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧

یه اصطلاحه به معنی تفاوت های زیاد و عمیق

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

ترجمه ای که بطور پیش فرض شده نادرسته چون این عبارت یه phrasal verb هستش ! معنی : منحرف کردن ، برهم زدن تمرکز ! هم ارز با عبارته : become distracted o ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧٦

این عبارتی نیست که بشه تک تک معنی کرد، یه phrasal verb هستش به این معنی که یه معنی جدا از ترجمه ی تک تکشون میده و اونم اینه : تشکیل تیم دادن، تیم درس ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٣٨

هر چند مترادف با کلمه ی think به معنای فکر کردن هست ولی صحیح ترش اینه که به معنای تفکر عمیق و جدی روی چیزی هست ، به عبارت دیگه شدت فعل از think بیشتر ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٦

یعنی نگاهی که اون به من انداخت. برای مثال : I'll never forget the look he gave me یعنی : من هرگز اون نگاهی که به من انداخت رو فراموش نخواهم کرد! هم ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

این اصطلاح به معنی عدم توجه به گذر زمانه ، هم ارز با این عبارته : didn't pay attention to the time

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

معمولا این کلمه به معنا ی چیزی به اب انداختن هستش، با این حال یک معنی جالبه دیگه هم میده که هر چند معنیش نزدیک به همین هاست ولی متفاوته. برای مثال : ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٦

به دسته ای از تفنگ ها اطلاق میشه که دارای دقت و قدرت بسیار بالایی هستند و دارای دوربین های پیشرفته اند. معمولا تک تیرانداز ها ازین دسته استفاده میکنن ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

به معنی احمقانه و ابلهانه است ! بطور مثال : no question is foolish, but some answers are یعنی : هیچ سوالی احمقانه نیست، اما بعضی جواب ها اینگونه اند ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

در فیزیک کوانتمی Quantum entanglement به معنی در هم تنیدگی کوانتمی است.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣١

در فیزیک به معنی اصل موضوعه است. یعنی تمام فرمالیسم ریاضی و فیزیک یک نظریه برین اصول استوار هستند ! بطور مثال اصول موضوعه در نسبیت جناب انیشتین دو تا ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٦

تابع لانجوین

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٦

دینامیک لانجوین

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٧

تلفظ درست ان لانجوین است! پل لانجوین ( فیزیک دان فرانسوی ) که کارهای زیادی در زمینه ی ریاضی و فیزیک انجام داد. از جلمه ی انها : تابع لانجوین و دینامی ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

در ریاضی و فیزیک به معنای ( ابر سطح ) است. خوانش صحیح ( abar sath ) .

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٩

در ریاضی و فیزیک به معنای ( ابر پوسته ) است. خوانش صحیح ( abar posteh )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٩٥

کلمه ی nerf بطور معمول در نقد و بررسی تغییرات بازی های کامپیوتری استفاده میشه!مثلا فرض کنید یک کارکتر در یک بازی، در بروزرسانی بعدی اون بازی، نقش اون ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٦

بکار گرفته شده

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١١

همانطور که به نظر میرسد ، همانطور که مشاهده میشود

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

ساده

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٠٤

تنگاتنگ , نزدیک

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٦٦

در حالت صفتی ، معنی خیلی عالی رو میده وقتی از مقدار صحبت باشه، مثلا "his party won overwhelming support" یعنی مهمانی اون شخص برنده ی عالی ترین پشتیبا ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

پیشین، قبلی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

non of your jaw , non of your cheek , non of your concern

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٧

ترجمه ی تحت الفظی این عبارت درست نیست. این یه اصطلاحه به معنی اینکه : حرف حرفه خودمه ! حرف دیگران را نپذیرفتن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

به کسی خیانت کردن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

فضولی موقوف، فضولی اش به تو نیامده !

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٠

فضولی اش به تو نیامده، فضولی موقوف

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٣

این عبارت یک اصطلاح است به معنی : فضولی موقوف ، فضولی اش به تو نیامده.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٨

تولیو لوی چیویتا ( ریاضی دان ایتالیایی ) - نماد لوی چیویتا که در ریاضی با اپسیلون ان را نمایش میدهند، یک شبه تانسور همسانگرد است که برای سهولت در محا ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

مرسوم بودن ، مقدور بودن!برای مثال if convenient , come to me یعنی اگه مقدوره بیا پیشم

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ارام شدن ، بیخیال شدن ، کوتاه امدن برای مثال hoping he would relent

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
١٥٥

دور شدن ، کنار رفتن ، ناپدید شدن ، ترک کردن