علی افراسیابی

علی افراسیابی [ Ali " AA360c" Afrasiabi ]
[ A mind sharper than any blade ]

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



verilog١٧:٣٦ - ١٣٩٨/١٠/٠١Verilog, standardized as IEEE 1364, is a hardware description language used to model electronic systems. It is most commonly used in the design and v ... گزارش
5 | 0
data acquisition١٥:٠٨ - ١٣٩٨/٠٩/٠٩داده برداری، داده گیری، فرآیند نمونه گیری از سیگنالگزارش
9 | 0
reactor core١٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٩/٠٩A nuclear reactor core is the portion of a nuclear reactor containing the nuclear fuel components where the nuclear reactions take place and the heat ... گزارش
2 | 0
configuring١٣:٣١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٦arrange or put together in a particular form or configuration arrange or order ( a computer system or an element of it ) so as to fit it for a desig ... گزارش
7 | 0
over current١٣:١٨ - ١٣٩٨/٠٩/٠٦In an electric power system, overcurrent or excess current is a situation where a larger than intended electric current exists through a conductor, l ... گزارش
0 | 0
straddle١١:٠٦ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥sit or stand with one leg on either side of place ( one's legs ) wide apart stand, walk, or sit with one's legs wide apartگزارش
5 | 0
hit me up١٢:٢٠ - ١٣٩٨/٠٩/٠٢1 - درخواست از کسی، بطور معمول، درخواست پول 2 - ارتباط برقرار کردن : منو در جریان بذار، به من اطلاع بده، باخبرم کن، بهم زنگ بزنگزارش
71 | 1
ironic١٢:٤٩ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠. . . It is ironic that خنده دار است که. . . مسخره است که . . . عجیب و غیر عادی است که. . .گزارش
39 | 0
coincident١٢:١١ - ١٣٩٨/٠٨/٣٠همفرودگزارش
0 | 1
timing١٧:١١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٨اندازه گیری زمانگزارش
9 | 1
including١٣:١٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣containing as part of the whole being consideredگزارش
9 | 1
curiosity killed the cat١٢:٠٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٢being inquisitive about other people's affairs may get you into troubleگزارش
16 | 1
hex dump١٠:٢٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢٢In computing, a hex dump is a hexadecimal view of computer data, from RAM or from a computer file or storage device. Looking at a hex dump of data is ... گزارش
0 | 0
full energy peaks١٢:٥٨ - ١٣٩٨/٠٨/١١( فیزیک ) قله ی تمام انرژیگزارش
2 | 0
superposition١٣:٤٧ - ١٣٩٨/٠٧/١٧( در فیزیک ) برهم نهیگزارش
12 | 0
unity gain١٠:٥٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٧بهره ی واحدگزارش
2 | 0
insurgent١٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠١/٠٥طغیان گر، شورشیگزارش
18 | 0
configurations١٥:٤٤ - ١٣٩٧/١٢/٠٨بهترین معادل این کلمه در فارسی، " پیکربندی" هست !گزارش
55 | 1
charge sensitive configurations١٥:٣٦ - ١٣٩٧/١٢/٠٨پیکربندی حساس به بارگزارش
9 | 0
kotl١٤:٤٠ - ١٣٩٧/١٢/٠٨در بازی Dota 2 سرواژه ی یکی از کارکترهای این بازی به نام Keeper Of The Light هست.گزارش
9 | 0
evolved١١:١٠ - ١٣٩٧/١٢/٠٨تکامل یافته ، متحول شده ، ارتقا یافتهگزارش
170 | 1
adhere١١:٠٧ - ١٣٩٧/١٢/٠٨چسبیدن سریع به سطح یا ماده، اعتقاد و تقید به چیزی یا اصلی، از نزدیک دنبال کردن، یا نمایش دادن یامشاهده کردنگزارش
23 | 1
relay rack١٠:٥٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٨قفسه ی رله دار ، قفسه های کشویی ، رله رَک ، قفسه هایی که بردهای الکترونیکی درون آن قرار می گیرندگزارش
9 | 0
drastically١٢:٥١ - ١٣٩٧/١٢/٠٧محسوس ، قابل ملاحضه ، در خور توجه ، زیاد ، به شدت ، خیلیگزارش
99 | 1
fish in troubled waters١٢:٢٣ - ١٣٩٧/١٢/٠٧از اصطلاحات مرسوم و رایج بین مردم هست و به معنی : " از آبِ گِل آلود ماهی گرفتنه"گزارش
16 | 0
on the tip of one's tongue١٢:١٩ - ١٣٩٧/١٢/٠٧سرِ زبان بودن ، نوک زبان بودن . . .گزارش
16 | 0
on the tip of my tongue١٢:١٧ - ١٣٩٧/١٢/٠٧وقتی دنبال یه جمله، لغت، یا هر چیزِ دیگه ای میگردی ولی نمیتونی به زبونش بیاری، اصطلاحا میگیم : " سرِ زبونمه . . . " . در انگلیسی هم این عبارت دقیقا ع ... گزارش
39 | 0
deconvolution١١:١٠ - ١٣٩٧/١١/٢٩( mathematics ) : The inversion of a convolution equation; does not normally have unique solutionگزارش
14 | 1
left off١٦:٢٦ - ١٣٩٧/١١/٢٣متوقف کردن ، رها کردن ، منصرف شدن ، قطع کردنگزارش
57 | 0
odocoileus١٤:١٩ - ١٣٩٧/١١/١١آهوی کوهی معانی دیگر: ( جانورشناسی ) آهو، گوزن ( انواع نشخوارگران تیره ی cervidae از قبیل آهو و غزال و الک و موس و گوزن شمالی )گزارش
12 | 0
dereferencing١٦:٢٨ - ١٣٩٧/١١/٠٩The dereference operator or indirection operator, sometimes denoted by "*", is a unary operator found in C - like languages that include pointer vari ... گزارش
14 | 0
consider it done١١:٣٠ - ١٣٩٧/١٠/٢٣وقتی از شما کاری خواسته میشه و شما در جواب اون میگین که "حتما این کار انجام میشه"، یا مثلا " خاطرتون جمع، این کار رو انجام شده بدونید". معادل فارسی ا ... گزارش
87 | 1
faraway١٢:٥٩ - ١٣٩٧/١٠/٢٢دور از، دور افتاده ، دور دستگزارش
83 | 1
scream out٢٠:٥٦ - ١٣٩٧/١٠/١٨فریاد زدن ، داد زدن ، جیغ و هورا کشیدنگزارش
28 | 0
let out٢٠:٥٥ - ١٣٩٧/١٠/١٨معنی اسمی : فرصتی برای فرار یا اجتناب کردن از یک موقعیت سخت معنی فعلی : تمام شدن ، خاتمه یافتنگزارش
34 | 1
former١٨:١٧ - ١٣٩٧/١٠/١٨پیشین ، سابق ، ذکر شده ، مذکور ، اخیر الذکرگزارش
74 | 1
fertile١٧:١٤ - ١٣٩٧/١٠/١٧در فیزیک و مهندسی هسته ای Fertile یک ماده به ایزوتوپی گفته می شود که با گیراندازی یک نوترون به ایزوتوپی تبدیل می شود که قابلیت شکافت رو داره ( یعنی ا ... گزارش
53 | 1
fissile١٧:٠٩ - ١٣٩٧/١٠/١٧شکافتنی ، شکافت پذیر. در فیزیک هسته ای ، به ایزوتوپی گفته می شود که شکافت پذیر است و میتواند در برخورد با نوترون شکافته شود و در زنجیره ی واپاشی قر ... گزارش
23 | 1
resist١٧:٠٤ - ١٣٩٧/١٠/١٧مقاومت کردن ، ایستادن ، ایستادگی کردنگزارش
51 | 1
after all١٧:٠٣ - ١٣٩٧/١٠/١٧روی هم رفته ، در کل ، از اینها گذشتهگزارش
78 | 1
go easy on١٢:٠٠ - ١٣٩٧/١٠/١٧با ملایمت رفتار کردن ، سخت نگرفتن ، زیاده روی نکردن ، خودداری کردنگزارش
28 | 1
go easy on١١:٥٨ - ١٣٩٧/١٠/١٧به داداش کوچیکت سخت نگیر ( منظور باهاش با ملایمت رفتار کن ) Go easy on your little brotherگزارش
25 | 1
easy come easy go١١:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/١٧معادل فارسی : باد آورده را باد می برد. آنچه به سادگی می آید به سادگی می رود. مثال: When you earn money ( or other things ) easily, you will lose ... گزارش
23 | 1
complex conjugate١٢:٤٨ - ١٣٩٧/١٠/١٥برگردان این عبارت در کتاب های دانشگاهی عبارت "همیوغ مختلط" هست.گزارش
14 | 0
async٢٣:٣٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٢سرواژه یا کوتاه شده ی لغت Asynchronous به معنی " ناهمزمانی" ، "همزمان نبودن" است.گزارش
21 | 0
backbone٢٣:١٧ - ١٣٩٧/١٠/٠٢شاکله ، اساس ، بنیانگزارش
69 | 1
resolving٢٢:١٧ - ١٣٩٧/١٠/٠٢تفکیکگزارش
34 | 0
resolving time٢٢:١٧ - ١٣٩٧/١٠/٠٢در فیزیک به معنی " تفکیک زمانی" است.گزارش
21 | 0
power supply١٠:٥١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٤منبع تغذیهگزارش
41 | 0
overlap١٧:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢١مقارن شدن ، هم پوشانیگزارش
39 | 1