پیشنهاد‌های A L C Y O N E U S (٨,٧٧٣)

بازدید
١٥,٣٨٦
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پرسش های چندباری - پرسش های پرتکرار - پرسش های بسیار پرسیده شده FAQ = frequently asked questions

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

to blow someone means: 1. to blast and explode him 2. to suck his dick

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Slang: Vulgar. to perform fellatio on a man آلت لیسی - ساک زدن کوتاه شده ی Blowjob است در عامیانه. البته blow به معنی منهدم و منفجر کردن هم است blow ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساستاری ( 🇮🇷 ) = سیاسی ( 🇸🇦 ) = Political ( 🇬🇧 )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

البته ساستاری به چَمِ ( سیاسی ) است. پس زاب است و نه نام واژه. ولی ساستار نام واژه است. ساستاری برابری درخور برای سیاسی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از آنجا که *مصنوعی* واژه ای است عربی، بنابراین بهتر است به جای گفتن *هوش مصنوعی* از این دو بهره جوییم که زیباتر هم هستند: ۱. هوشوارِه ۲. هوش ساختگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

درون نشوید - درون نیایید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

از آنجا که *ممنوع* و *ورود* هر دو عربی هستند پس No entry را به [درون نشوید] واگردانی میکنیم. No Entry = درون نیائید - درون نشوید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زابی است به چم هم ریشه. برای نمونه: ◀️ Raandan or Rudndan is a Persian word which is cognate with English RUN. : راندن یا روندَن با واژۀ Run در انگلی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

برخلاف ذهنیت بسیاری از افراد، دو در این واژه هیچ پیوندی با شمارۀ ۲ در پارسی ندارد. این واژه تورکی است و به شکل /دُق لو/ یا /doq. lu/ خوانده میشود. دو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

افزون بر چمارهایی که همیاران نام بردند، به چَمِ خرفت، زبان نفهم، شاسکول، خردباخته و سبک سر هم میباشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

این واژه که ریشه ی سُغدی - ایرانی در اصل بوده خوشَنگ که ترکیزه شده است. روشنگری بیشتر: • خوش اَنگ = بسیار خوش و دلچسب اَنگ به چم بسیار. مانند: • هو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

یکی از دوست داشتنی ترین سبزی ها در میان ما ایرانیان همین سبزی است. البته توجه فرمائید که این واژه عربی است و بایستی رفته رفته به جای آن از واژۀ بسیار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

آشغال واژه ای است پارسی، برابر با خاکروبه و پَسماند. در عربی به آن نُفایة یا زُبالة میگویند. در انگلیسی هم Trash, Rubbish, Garbage, Leftovers, Debr ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

در اینجا ایواز به پارسی سره سخن برانید. یعنی تنها/صرفاً پارسی گویی کنید. از واژگان بیگانه بپرهیزید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Winding roads : راه ها/جاده های پرپیچ و خم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام زیبایی از زبان پارسی. منو همان مینو است. مینو به معنی بهشت و آسمان است و منوچهر یعنی کسیکه چهره ای بهشتی و آسمانی دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[گویش اراک] چِقِلِه یا چِغِلِه همان ناپاکی، پلشتی، کثیفی و یا چِرک است. مثلاً میگویند ظرف ها را خوب نشستی. همینطوری چِغِلِه پِلّی گذاشتی تو کمد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[گویش اراک] چِقِلِه یا چِغِلِه همان ناپاکی، پلشتی، کثیفی و یا چِرک است. مثلاً میگویند ظرف ها را خوب نشستی. همینطوری چِغِلِه پِلّی گذاشتی تو کمد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[گویش اراک] چِقِلِه یا چِغِلِه همان ناپاکی، پلشتی، کثیفی و یا چِرک است. مثلاً میگویند ظرف ها را خوب نشستی. همینطوری چِغِلِه پِلّی گذاشتی تو کمد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

[گویش اراک] چِقِلِه یا چِغِلِه همان ناپاکی، پلشتی، کثیفی و یا چِرک است. مثلاً میگویند ظرف ها را خوب نشستی. همینطوری چِغِلِه پِلّی گذاشتی تو کمد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لگد/لقد/لقه زدن تو کون یک شخص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شاسکول، بَبو، پَخمه، کُس مغز، پَپِه، کُسخُل، خِرِفت، هالو، ابله، بیشعور، احمق، کودن، نَفَهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱. به هم ریخته و نامنظم ( موی سر ) ۲. مربوط به جنگل - ساکن جنگل - در پیوند با جنگل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

خیلیا که امروزه این واژه را بکار میبرند، اصلاً نمیدونند معنیش چیه. فکر میکنند پلشت یعنی بی خاصیت، بی عرضه، دست وپا چلفتی، بدردنخور یا احمق. ولی در اص ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Toledo: استانی در اسپانیا / شهری است در ایالت اوهایو از کشور ایالات متحده Fresno: شهری در ایالت کالیفرنیا Modesto: شهری در ایالت کالیفرنیا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گُرُسنِه = گُشنِه = Hungry

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تُندتَر دویدن از چیزی ◀️ You get better & I'll teach you to run as fast as me. ?You'll teach me to outrun cancer

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔰 نام واژۀ شمار پذیر ( ناخودمانی و رسمی ) 📑 ۱ ) دیده بان - پاسبان - نگهبان - نگهدار ۲ ) سِرایدارِ آموزشکده ( مدرسه ) : کسیکه همواره در آموزشکده سر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

be above / be beyond one's pay grade, to be above one's level of ability, skill, knowledge, or authority: It's beyond this court's pay grade to alter ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

informal in trouble or difficulty. "he landed in deep water when he began the affair"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

به عنوان فعل میشه موافقت کردن با بک پیشنهاد یا یک سخن و تایید کردن آن ◀️ if I were forced to compete in the Olympics, what sport would I play? i got ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

What does it mean to have a mean mug? ( African - American Vernacular, transitive ) To shoot a dirty look at ( someone ) ; to express hostility or m ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنای صریح ( انگلیسی: Denotative meaning ) ، در فلسفه زبان، به عنوان جنبه مهم دلالت معنا مورد مطالعه قرار می گیرد. معنای صریح معنای صریح در معناشنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

معنای صریح ( انگلیسی: Denotative meaning ) ، در فلسفه زبان، به عنوان جنبه مهم دلالت معنا مورد مطالعه قرار می گیرد. معنای صریح معنای صریح در معناشنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

خط تیره 🇮🇷 🇬🇧 Dash 🇫🇷 Tiret en dash ( – ) em dash ( — )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

?She's my age : هم سِنِ منه؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رِنه دِکارت ( به فرانسوی: Ren� Descartes ) ( زادهٔ ۳۱ مارس ۱۵۹۶ در دکارت، اَندر - اِ لُوار فرانسه – درگذشتهٔ ۱۱ فوریهٔ ۱۶۵۰ در استکهلم سوئد ) ریاضی د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

علامت مَدَّک یا پیچ ( ~ ) جزء نشانه های نوشتاری برخی زبان هاست. مدک در بالای برخی از حروف الفبای لاتین قرار می گیرد و صدای آن حروف را غُنه ای ( تود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

به کانالهایی مانند کانال تلکرام دِهلیز هم میتوان گفت. لینک > پیوند پروفایل > نمایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

You can trust me : میتونی بهم اعتما/دلگرمی/پشتگرمی داشته باشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

i like you ازت خوشم میاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

I'm very happy بسیار بسیار شادمان، شادکام، شاد، سرخوش، دلشاد، خورسند، خرسند و خوشحال استم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

verb [ obj] : to destroy ( something, such as a building ) completely : demolish — often used as ( be ) razed ◀️ The old factory was razed to make ro ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با چند نمونه یاد بگیریم: ◀️ I'll see you in a little whie ( very soon ) ◀️ I'm going to stay here a little while ( for a moment, for a short period ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژهه ای که هندی ها در پاسخ به واژۀ توهین آمیز pajeet ساختند و آنرا به مسلمانان پیوند میدهند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ای است که مسلمانان برای بددهانی، کوچک شماردن، دست انداختن و ریشخند کردن مردمان نامسلمانِ کشور هند ( به ویژه هندوها ) به کار میبرند. ( بارِ چَمار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

میدان و زمینی که در آن جنگ و نبرد روی می دهد را آوَردگَه میگویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

یکی از نکته های چشمگیری که دربارۀ این واژه هست، شباهتِ بیش از اندازۀ این واژه در پارسی با همتای آن در زبانِ آلمانی است. در آلمانی به استان میگن زوشتَ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریشه شناسیِ و تاریخچه ی نام آتوسا آتوسا ریختِ یونانی شده ی واژه یِ اوستاییِ [هوتَؤسا] و یا [خوتَوُسا] به چَمِ آنچه که بسیار از خود چِکه و قطره رها م ...