اسم - صفحه 60

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

درفام/dor fām/

مانند در، به رنگ مروارید و لؤلؤ، ( مجاز ) زیبارو، ( عربی ـ فارسی ) ( در = مروارید، لؤلؤ، فام ( پسون ...


دختر

فارسی، عربی
دُرفام

مانند در درآسا دُرمانند به رنگ دُر


دختر

فارسی
درفش/de(a)rafš/

علم، پرچم، درفش کاویانی در داستان های ملی ایران، پرچمی که کاوه از پیشبند چرمین خود ساخت و مردم در ز ...


پسر

عربی، پهلوی

تاریخی و کهن
درفشان

درخشان و روشن


دختر

فارسی
درگل/dor gol/

مروارید گلها، در ( عربی ) + گل ( فارسی ) مروارید گلها


دختر

فارسی، عربی

گل
درنیان/dorniyan/

مانند مروارید، گرانبها، ارزشمند


دختر

فارسی
دره/dorre/

مروارید بزرگ، یک دانه مروارید


دختر

عربی
درة التاج

مرواریدی که بر تاج نصب کنند


دختر

عربی
راحم/rāhem/

کسی که رحمت می آورد، رحم کننده، بخشاینده، آمرزنده، مهربان، ( در قدیم ) رحمت آورنده، دل سوزاننده


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
رادبد/r.-bod/

نگهبان جوانمردی و آزادگی و بخشندگی، ( راد، بد /، bod/ ( پسوند محافظت ) ) روی هم به معنی نگهبان جوان ...


پسر

فارسی
رادبرزین/rād barzin/

ترکیب دو اسم راد و برزین ( جوانمرد و آتش )، جوانمردِ بلند مرتبه، ( اَعلام ) یکی از نجبای ایرانیان م ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
راددخت/rad dokht/

دختر بخشنده یا خردمند


دختر

فارسی
رادسام/rad sam/

پادشاه بخشنده


پسر

فارسی
رادعلی

راد ( فارسی ) + علی ( عربی ) علی جوانمرد


پسر

فارسی، عربی
رادف/rādef/

پیروی کننده، پیرو


پسر

عربی
رادفر/r.-far/

شکوه انسان بزرگوار و بخشنده، [راد= جوانمرد، آزاد، بخشنده، سخاوتمند، خردمند، دانا، حکیم، فر = شکوه و ...


پسر

فارسی
رادفرخ/rad-farokh/

از شخصیتهای شاهنامه، نام آخورسالار هرمز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
رادمرد/r.-mard/

سخاوتمند، جوانمرد، کریم الطبع، آزادمرد، ( = جوانمرد )


پسر

فارسی
رادمن/r.-man/

مردی که دارای اندیشه ی جوانمردی است، ( راد، من/مان = اندیشه و فکر )


پسر

فارسی
رادمنش/r.-maneš/

دارای منش راد، سخی، کریم، سخاپیشه، کریم الطبع، سخاوت پیشه و جوانمرد


پسر

فارسی
رادمین/radmin/

جوان مرد کوچک، بخشنده


پسر

کردی
رادن/rāden/

زعفران، سرخی به زردی آمیخته، سرخی که به زردی آمیخته شود


دختر

عربی
رادنوش/rad-nosh/

جوانمرد جاوید، مرکب از راد ( جوانمرد، بخشنده ) + نوش ( نیوشنده )


پسر

فارسی
رادنیک/r.-nik/

ترکیب دو اسم راد و نیک ( جوانمرد و خوب )، ( راد = جوانمرد، آزاده، بخشنده، خردمند، نیک = خوب، نیکو ) ...


پسر

فارسی
رادیان/radian/

منسوب به راد


پسر

فارسی
رازان/rāzān/

اسرار، رموز، ( مجاز ) رمزگونه، ( اعلام ) نام چند روستا و مکان در شهرستان های بروجرد، خرم آباد و محل ...


دختر

کردی، فارسی
رازانه/rāzāne/

منسوب به راز و منتسب به راز، پوشیده و رازآلود، ( راز = نهانی، سِر، رمز، انه ( پسوند نسبت ) )، به مع ...


دختر

فارسی
رازبین/rāz bin/

بیننده راز، واقف به اسرار نهانی


پسر

فارسی
رازدار/rāz dār/

کسی که رازی را حفظ می کند، رازبان، رازنگه دار، سِرنگه دار، کسی که رازی دارد، دارای راز، آن که اسرار ...


پسر

فارسی
رازقی/rāzeqi/

گلی سفید و کوچک و خوش بو که از آن عطر می گیرند، نوعی انگور با دانه های ریز، [قدیمی] خمر، شراب، ( عر ...


دختر

فارسی، عربی

طبیعت، گل
رازمهر/rāz mehr/

محبت و مهربانی نهانی، ( مجاز ) مهربان و با محبت، ( راز = نهانی، سِر، رمز، مهر = مهربانی و محبت )


پسر

فارسی
رازمیک/razmik/

رزم آور


پسر

ارمنی
رازک/razak/

نام یک گیاه دارویی، گیاهی علفی از خانواده شاهدانه که معطر، تلخ، و دارویی است


دختر

فارسی
رازیل/raziel/

فرشته اسرار


دختر

عبری

مذهبی و قرآنی
رازیما/razima/

راز ما


دختر

کردی
رازین/rāzin/

رمزآلود، رازآلود، رازدار، ( اَعلام ) نام چند روستا در شهرستانهای رزن، ساوه و ارومیه


دختر

فارسی
راژانه/rāžāne/

نام گیاهی داروئی، رازیانه


دختر

کردی

طبیعت
راژور/rāžvar/

جای بالا در مجلس، حاکم، فرمانروا، ( کردی )


پسر

کردی
بیژه/bizhe/

ویژه، خالص


دختر

فارسی
بیساران

بی سرها، بی دلیل قتل‏عام شدةها، نام روستایی نزدیک سنندج ( نگارش کردی


پسر

کردی
بیسان/bisan/

بی همتا، بی مانند، جالیز ( نگارش کردی


دختر

فارسی، کردی
چنگش/chengesh/

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه خاقان چین


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
چنگیز/changiz/

قوی، محکم، نام پادشاه معروف مغول


پسر

مغولی
چهراب/chehrab/

دارای چهره ای روشن و لطیف چون آب


دختر

فارسی
چهرآذر/čehrāzar/

آذرچهر، دارای چهره ای چون آتش، ( = آذرچهر )


دختر، پسر

فارسی
چهرآرا/chehr-ara/

آراینده چهره


دختر

فارسی
چهراز/chehraz/

نام رودی و دهی در حوالی شهرکرد


دختر

فارسی
چهرآزاد

نام جد اسپهبد بختیار پسر پادشاه فیروز ساسانی


دختر، پسر

فارسی
چهرافروز/chehr afroz/

روشن کننده صورت، مرکب از چهر ( صورت ) + افروز ( افروزنده، روشن کننده )


دختر

فارسی
چهربرزین/chehr barzin/

دارنده نژاد برتر


پسر

فارسی
چهرزاد/čehrzād/

( مجاز ) نژاده، اصیل، لقبی است که در شاهنامه به همای دختر بهمن داده شده، ( به مجاز ) نژاد و اصیل، ل ...


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
چهرفروز/chehr-foroz/

چهر افروز


دختر

فارسی
چهرمینو/chehr-mino/

آن که چهره ای زیبا چون بهشت دارد


دختر

فارسی
چهره آسا/čehre āsā/

اصیل، آزاده، ( چهره، آسا ( پسوند شباهت ) )


دختر

فارسی
چهره گل

آن که چهره ای زیبا چون گل دارد


دختر

فارسی
چهرک/chehrak/

نام شخصی در کتیبه کعبه زرتشت، نام شخصی در کتیبه کعبه زرتشت که از ولازمان اردشیر بابکان پادشاه ساسان ...


دختر

فارسی
چهل چراغ

چلچراغ


دختر

فارسی
چوبینه/chobine/

لقب بهرام سردار دوره ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
چوک/chok/

چشمه


دختر

کردی
چکاد/čekād/

جلو سر، پیش سر، میان سر، تارک، بالای پیشانی، سرچکاد، سرکوه، بالای کوه، قله، بالای سر، سپر


پسر

فارسی

طبیعت
چکاوه/chakave/

چکاوک


دختر

فارسی

هنری
چیا/chia/

کوهستان بلند، کوهستان، کوه


دختر، پسر

کردی

طبیعت
چیاوا/chiyava/

نگهبان کوه


پسر

کردی
چیاوان/chiavan/

مانند آب و باران زندگی بخش و گوارا


دختر

کردی
چیاکو/chiako/

کوه کوچک


پسر

کردی
چیترا/chitra/

الهه مهتاب، نژاد


دختر

فارسی، اوستایی
چیچک/chichak/

گل


دختر

ترکی

گل
چیدا/chida/

مانند مادر


دختر

لری
چیدامه/chidame/

مانند مادرم


دختر

فارسی
چیره/čire/

غالب، مسلط، مستولی، ماهر، پیروز، دارای مهارت


پسر

فارسی
چیلان

عناب


پسر

فارسی
چیلانه

درخت عناب


دختر

فارسی
چیلک/chilak/

توت فرنگی


دختر

ترکی
چیماه/chimah/

مانند ماه


دختر

لری

کهکشانی
چیمه/chime/

مانند ماه


دختر

لری
چیکا/chika/

نوعی پرنده


دختر

گیلکی

پرنده
حادید/hadid/

تند و تیز، نام روستایی بوده است


پسر

عبری
حاذق/hāzeq/

زیرک و دانا در کاری، ماهر، استاد، مجرب، ( عربی )، کارآزموده و دارای تجربه ی کافی در دانش یا فنی، چی ...


پسر

عربی
حارثه/hārese/

زن کشاورز، نام یکی از راویان حدیث، ( عربی ) ( مؤنث حارث )، مؤنث حارث، کشاورز


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
حارس/hāres/

حفظ کننده، نگه دارنده، نگهبان، پاسبان، محافظ


پسر

عربی
حافظ الدین

آن که محافظ و نگهبان دین است


پسر

عربی
حام

حمایت کننده، نام یکی از پسران نوح ( ع )


پسر

عبری
حامد حسین/h.-hoseyn/

ترکیب دو اسم حامد و حسین ( ستایشگر و خوب )، از نام های مرکب، حامد و حسین، ( اعلام ) حامدحسین، سیدمح ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
حامد رضا/hamed-reza/

ترکیب دو اسم حامد و رضا ( ستایشگر و خشنود )


پسر

عربی
حامده/hamede/

مؤنث حامد، سپاسگزار


دختر

عربی
حامیم/hamim/

ستوده و با عظمت


پسر

عربی
حامین/hamin/

پشتیبان، حمایت کننده، جمع حامی


پسر

عربی
حانان/hanan/

رحیم و بخشنده، رحیم، نام یکی از دلاوران در زمان داوود


دختر، پسر

عبری
حانون/hanon/

صاحب نعمت


پسر

عبری
حانی

میش یا گاو وحشی


دختر، پسر

عربی
حبان/hoban/

نام یکی از صحابه پیامبر ( ص )


پسر

عربی
حجت الدین

آن که دلیل و برهان دین است


پسر

عربی
دیلا/dila/

گندم زیبا و طلایی


دختر

کردی
دیلک/dilak/

آرزو، آمال، خواسته، تمنا، خواهش


دختر

ترکی
دیماه/dimah/

زیبارو، مثل ماه


دختر

فارسی
دیمن/diman/

دشت


پسر

کردی
خوزان/khozan/

نام پهلوانی ایرانی در زمان کیخسرو پادشاه کیانی


پسر

فارسی
خوش چهره/khoš čehre/

زیبا، خوب روی، خوش صورت، دارای چهره ی زیبا و قشنگ


دختر

فارسی
خوش زاد/khoš zād/

دارای اصل و نژاد نیکو، نکوزاد


پسر

فارسی
خوش لقا

خوش ( فارسی ) + لقا ( عربی ) خوش صورت، زیبا


دختر

فارسی، عربی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها