اسم - صفحه 65

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

دلوفان/delofan/

مهربان


دختر

کردی
دلووان

مهربان، دختر مهربان، بانوی با محبت


دختر

کردی
دلوین/delvin/

رباینده دل و عشق


دختر

کردی
دلکش/del kesh/

جذاب، خوب، و زیبا، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی


دختر

فارسی

هنری
دلیا/delia/

منسوب به دل


دختر

فارسی
دلیاد/delyad/

یاد دل، خاطره دل


دختر

فارسی
دلیلا/dalilā/

دلیله، راه روشن، راهنما، هدایت کننده، ( عبری ) ( = دلیله )، ← دلیله


دختر

عبری
دلین/delin/

مطمئن، آرام دل، آسوده


دختر

کردی
دلینا/delina/

مطمئن، آرام دل، آسوده


دختر

کردی
دماوند/damavand/

نام کوهی از سلسله جبال البرز در شمال شرقی تهران، دارای دمه و بخار


پسر

فارسی
دمن

دامنه کوه یا پهنه دشت


دختر

فارسی
دمور/damor/

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی در سپاه افراسیاب


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
دمیر/demir/

محکم، قدرتمند، استوار


پسر

ترکی
دنیرا/dunira/

الهه عشق


دختر

یونانی
دنیس

نام یکی از پادشاهان یونان که افلاطون مدتی در دربار او بود


دختر، پسر

یونانی
دها/dahā/

جودت رأی، زیرکی و کاردانی، تیزهوشی، هوشمندی، ( عربی ) ( در قدیم ) زیرکی


پسر

عربی
دهما/dehma/

پارسا، پرهیزکار


دختر

فارسی
دهناد/dehnad/

نظم و ترتیب


پسر

فارسی
ژیلمو/zhilmo/

آتش زیر خاکستر


پسر

کردی
ژیله

در گویش لرستان، ژاله تگرگ ریز


دختر، پسر

فارسی
ژیلوان/zhilvan/

کوهنورد


پسر

کردی
ژینار/zhinar/

زندگی


پسر

کردی
ژینوس/zhinus/

دختر باهوش، نابغه، ژینا، اسم دختر باهوش، باهوش


دختر

فرانسوی
ژیوا/zhiva/

نگاه به زندگی


دختر

کردی
ژیوانا/zhivana/

حافظ زندگی


دختر

کردی
ژیویر/zhivir/

فریاد


پسر

گیلکی
ژیکال/zhikal/

زیبای کوچک، قطره باران


دختر

کردی
ژیکو/zhiko/

انسانی عاقل و هوشمند و زیرک


پسر

کردی
سئودا/seoda/

عشق و علاقه


دختر

ترکی
سئوگی/seogi/

عشق، محبت


دختر

ترکی
سائب/saeb/

روان، شتابان


پسر

عربی
سابرینا/sabrina/

بشارت و مژده، مژده، بشارت


دختر

فارسی، آشوری
سابق

مربوط به گذشته، پیشین، مقدم، پیشی گیرنده، سبقت گیرنده، نام چندتن از شخصیتهای تاریخی از جمله نام یکی ...


پسر

عربی
سابق الدین

پیشی گیرنده در دین


پسر

عربی
سابود/sabod/

هاله، خرمن ماه


دختر

فارسی
سابین

سروکوهی


دختر، پسر

فرانسوی
ساتراپ/satrap/

حاکم ایالت های ایران باستان، استاندار، داریوش هخامنشی سرزمین ایران را به ناحیه تقسیم کرده و اداره ...


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
ساتگین/sātgin/

پیاله شراب، ( ترکی ) ساتکین، پیاله ی بزرگی که با آن شراب می خورده اند، ( به مجاز ) شراب، مطلوب، محب ...


دختر، پسر

ترکی
ساتکین

ساتگین، پیاله بزرگی که با آن شراب می خورده اند، شراب، محبوب، مطلوب


پسر

ترکی
ساتی/sati/

در مصر باستان، نام فرشته نگهبان ارواح


دختر

فارسی
ساتیا/satiya/

از نامهای باستانی


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
ساتیار/sātyār/

یار صاف و ساده، ( اوستایی ) از نامهای زرتشتی که گونه ی دیگر آن به نظر می رسد سادیار باشد، ( در اعلا ...


پسر

فارسی
ساتیام/satiyam/

مانند چشمانم عزیز


دختر

لری
ساتیرا/satira/

پدیدار ستاره


دختر

فارسی
ساتین/sātin/

محبوب و دوست داشتنی، ( به مجاز )


دختر

فارسی
دادآفرین/dād āfarin/

آن که عدالت ایجاد کند، از نام ها و صفات باری تعالی، یکی از گوشه های موسیقی، ( در قدیم ) پدید آورنده ...


پسر، دختر

فارسی

هنری
دادآور/dād āvar/

داد آورنده، عدالت آورنده، آورندۀ عدل و داد، از نام های خداوند تعالی، ( در قدیم ) دادور، دارای عدل و ...


پسر

فارسی
دادبخش/dād bakhš/

بخشندۀ عدل و داد، داد دهنده، عادل، از نام های خداوند تعالی، دادگر، ( به مجاز ) خداوند


پسر

فارسی
دادبرزین

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
دادبه/dād beh/

دارنده ی بهترین عدل، ( در قدیم ) دارنده ی بهترین داد ( عدل، داوری، دادگری )، ( اَعلام ) دادبه ( در ...


پسر

فارسی
دادجو/dād ju/

جوینده و خواستار عدالت و دادگری، ( در قدیم ) داد دهنده، دادرس


پسر

فارسی
دادران/dadran/

عدل ورزنده، عدالت گستر


پسر

فارسی
دادعلی

داد ( فارسی ) + علی ( عربی )، داده علی ( ع )، آن که عدل و دادی چون علی ( ع ) دارد


پسر

فارسی، عربی
دادفر/dād far/

دارای فر و شکوه و عظمت، ( در قدیم ) دارای فر و شکوه و عظمت از حیث دادگری و عدل، مرکب از داد ( عدل ) ...


پسر

فارسی
دادفرخ

مرکب از داد ( عدل ) + فرخ ( فرخنده، مبارک )، نام یکی از قاضیان در زمان ساسانیان


پسر

فارسی
دادفروز/dadforoz/

فروزنده عدل و داد، عادل


پسر

فارسی
دادفرین/dad farin/

نام یکی از سرداران زمان اسکندر مقدونی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
دادگر/dādgar/

داد دهنده، عادل، یکی از صفات باری تعالی، آن که به عدالت رفتار می کند، ( در قدیم ) خداوند، پادشاه عا ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
دادلی/dadli/

شیرین و نمکین


دختر

ترکی
دادهرمز/dad hormoz/

داده هرمز، خداداد، نام موبدی در زمان ساسانیان


پسر

فارسی
دادیار/dadyar/

حامی قانون، مجری عدالت، مجری عدالت ( نگارش کردی


پسر

کردی
دار گل/dār gol/

( مجاز ) زیبارو، نوعی از درخت که در هندوستان شایع است، درختِ گل، ( در گیاهی ) نوعی درخت که در سرزمی ...


دختر

فارسی

طبیعت، گل
داران/daran/

عربی دنیا و آخرت


پسر

فارسی
دارانا

نام روستایی در نزدیکی اهر


دختر، پسر

فارسی
دارمان/darman/

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
دارنوش/darnush/

نام یکی از وزیران بخت نصر


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
دارنیا/darniya/

ارزشمند و گرانبها


دختر

فارسی
داروین/darwin/

نام زیست شناس انگلیسی


پسر

لاتین
داریادخت/dāriyā dokht/

دختر دارنده، ( داریا = دارنده، دخت = دختر )


دختر

فارسی
داریاو/daryav/

نام یکی از شهریاران پارس در زمان سلوکیها


پسر

فارسی
داریس/dāris/

صورت دیگر نام داریوش به معنی دارنده ی نیکی، صورتی دیگر از کلمه داریوش به معنی دارنده ی نیکی، داریوش


پسر

فارسی
دارین/dāreyn/

منسوب به درخت


پسر

فارسی
دارینا/dārinā/

زرگر، طلاساز، ( مجاز ) ارزشمند و گرانبها، ( در قدیم ) زر، مجازا ارزشمند و گرانبها


دختر

فارسی
دارینه/darine/

نام روستایی در نزدیکی سقز


دختر

فارسی
دارینوش/darinush/

نام یکی از پادشاهان کیانی، ظاهراً محرف داریوش است


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
سادن/saden/

چاکر و خدمتگزار بت خانه


پسر

عربی
سادنا/sadna/

پرده دار کعبه


دختر

فارسی
سادیار/sādyār/

ساتیار، ( = ساتیار )


پسر

اوستایی
سادینا/sadina/

کسی که ناپاکی در او راهی ندارد


دختر

فارسی
ساراب/sārāb/

نام دهی در شهر بابک یزد


دختر

فارسی
سارادخت/s.-dokht/

دختر خالص و پاک، دختر مبرا از گناه و پاکیزه


دختر

پهلوی، عبری
سارال/sārāl/

نام روستایی در نزدیکی سنندج، ( اعلام ) نام بخشی در شهرستان دیواندره در استان کردستان


دختر

کردی
سارالماز/sar-almaz/

نا پژمردنی، بدون خزان


دختر

ترکی
سارپ/sarp/

سر سخت


پسر

ترکی
ساردین

سمارسیس، سردین، نوعی ماهی شبیه به شاه ماهی


دختر، پسر

یونانی، فرانسوی
سارگن/sargon/

شاه عادل


پسر

فارسی
سارمان/sarman/

قوی هیکل، تنومند


پسر

ترکی
سارمه/sārme/

نام روستایی در شهرستان فومن در استان گیلان


دختر

گیلکی
سارمین/sarmin/

باحیا و محجوب


پسر

ترکی
سارنا/sarena/

همچو رعنا


دختر

فارسی
سارنیا/sarniya/

خالص، پاک، منزه، بانوی بی ریا، دختر پاکدامن


دختر

فارسی
سارونه/sārune/

درخت انگور، رَز، تاک


دختر

فارسی

طبیعت
ساروین/sarvin/

تحفه و هدیه


پسر

ترکی
سارویه/sāruye/

نام قدیم همدان، ( اَعلام ) ) ابن فرخان بزرگ، از فرمانداران آل دابویه در طبرستان


پسر

مازندرانی
سارکو/sarko/

کوه سرد، کوه بلند


پسر

فارسی
ساریان/sariyan/

نام روستایی در نزدیکی مشهد


دختر

فارسی
ساریسا/sarisa/

کوشا، پیگیر


دختر

کردی
ساریناز/sarinaz/

دختر نازدار و زیبا


دختر

ترکی
سارینه/sarine/

پاک و خالص


دختر

فارسی
سازک/sazak/

ساز کوچک


دختر

فارسی

پرنده، هنری



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها