اسم - صفحه 51

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

برایکا/berayka/

بهترین


پسر

فارسی
برپرس

مسئول رئیس ( نگارش کردی


پسر

کردی
برتاو

جای آفتابگیر ( نگارش کردی


پسر

کردی
برتن/bartan/

مرد مغرور، بردیس، به فتح ب و ت


پسر

فارسی
برته/barte/

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور ایرانی از خاندان لواده، در زمان کیکاووس پادشاه کیانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
برجاسپ

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از سرداران تورانی


پسر

فارسی
برچاو/barchav/

زیبا، منتظر، پدیده ( نگارش کردی


پسر

کردی
بورچین

مرغابی ماده ( نگارش کردی


دختر

کردی
بورژک/borzhak/

نام میزبان اردشیر بابکان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
بورژین/borzhin/

زندگی طلایی


پسر

کردی
بورلا/borla/

خوش قامت


دختر

ترکی
بورمند/burmand/

نام گیاهی بسیار خوشبو


پسر

فارسی

طبیعت
بورنگ

نوعی ریحان کوهی


پسر

فارسی
بوزرجمهر

بزرگمهر، بسیار مهربان، نام وزیر انوشیروان پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
بوژان/bozhan/

نمو کردن، شکوفا شدن، بةخود بالیدن ( نگارش کردی


پسر

کردی
بوژانه/bužāne/

نام گیاهی با برگ های ریز، ( کردی، بیژان ) گیاهی دارای برگ های ریز و ساقه های دراز و گل های بور رنگ ...


دختر

کردی

طبیعت
بوژنه/bozhne/

شکوفه، غنچه


دختر

فارسی
بوستان افروز

بستان افروز


پسر

فارسی
بوستانه/bustāne/

بوستان، ه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به بوستان


دختر

فارسی

طبیعت
بوسه/buse/

لمس محبت آمیز توسط لب ها


دختر

فارسی
بوسیان

از قبایل ماد ( نگارش کردی


پسر

کردی
بونخوش/bonkhosh/

خوشبو، خوشبو ( نگارش کردی


دختر

کردی
بوندار/bondar/

دارای بوی خوش، دارای بوی خوش ( نگارش کردی


دختر

کردی
بوکان/bukan/

زیبارویان، عروسها، نام شهری در کردستان ( نگارش کردی


دختر

کردی
بوکبویانی/bokboyani/

نو عروس، نو عروس ( نگارش کردی


دختر

کردی
بوکین

خیمه ‏شب بازی ( نگارش کردی


دختر

کردی
بویار/boyar/

نجیب زاده


پسر

ترکی
بوین/boeen/

خوشبو، خوشبو ( نگارش کردی


دختر

کردی
بویه/boye/

آرزو


دختر

فارسی
بکیاش

بکتاش


پسر

ترکی
بکیل

شخم زن ( نگارش کردی


دختر

کردی
بی باک

با جرأت ( نگارش کردی


پسر

کردی
بی بش

محروم ( نگارش کردی


پسر

کردی
بی بی گل

بی بی ( ترکی ) + گل ( فارسی )، بی بی عنوانی احترام آمیز برای زنان سالخورده


دختر

فارسی، ترکی
ایلکای/ilkay/

اولین ماه، اولین زیبا


دختر

ترکی
ایلکین/ilkin/

اولین، نخستین، نسختین، جلوتر از همه


پسر

ترکی
ایلیاز/il yāz/

سالی که سراسر بهار است، کسی که در تمام فصل های سال برای او بهار است


پسر

ترکی
ایلیاس

الیاس


پسر

عبری
ایلیان/iliyān/

ایلیا، ( = ایلیا )


پسر

عبری
ایلیانا/ilyana/

دختر بسیار زیبا


دختر

ترکی
ایلیم

طایفه من، قبیله ام


دختر

ترکی
ایلیکا/ilika/

الیکا، هل، گیاهی از تیره زنجبیلیان


دختر

فارسی
ایماز/imaz/

بی رنج و غصه


پسر

ترکی
ایمنه/imaneh/

آمنه


دختر

عربی
آین

آیین، دین، طریقت، آذین، زینت، آرایش


دختر، پسر

فارسی
بیستان/bistan/

جالیز، جالیز ( نگارش کردی


دختر

کردی
بیستون/biston/

محل عبادت خدا، خانه ‏یا کاخی کةدرآن ستون نباشد، محل و کوهی سنگی نزدیک کرمانشاه ‏که ‏فرهاد برای رسان ...


پسر

کردی
بیسو/biso/

بی گمان، کمینگاه ‏شکارچی، کمینگاه ‏شکارچی ( نگارش کردی


دختر

کردی
بیشو/bisho/

بی حد، بی اندازه، بی اندازه ( نگارش کردی


دختر

کردی
بیگ رد/bigard/

بدون رقیب، کنایه ‏از بسیار زیبا، کنایه ‏از بسیار زیبا ( نگارش کردی


دختر

کردی
بیگم/beygom/

ملکه مادر، عنوان زنان ارجمند، خانم، خاتون، به صورت پسوند همراه با بعضی نامها می آید و نام جدید می س ...


دختر

ترکی
بیلاش

مفقود الاثر ( نگارش کردی


پسر

کردی
بیلو

جویبار کوتاه ‏مدت ( نگارش کردی


دختر

کردی
بینادخت/b.-dokht/

دختر بابصیرت، ( بینا، دخت = دختر )


دختر

فارسی
بینر

بیننده ( نگارش کردی


پسر

کردی
بینیار/binyar/

بیننده، بیننده ( نگارش کردی


دختر

کردی
بیور

بی بهره، عدد میلیون در ریاضی ( نگارش کردی


دختر

کردی
بیورد/bivard/

نام چند تن از شخصیتهای شاهنامه


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
بیورزاد/biorzad/

نام سپهسالاری در زمان اشکانیان


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
بیوی/bivi/

انسان بی آزار، سلامت ( نگارش کردی


دختر

کردی
بیکژ

هموار، صاف ( نگارش کردی


دختر

کردی
بیکن/biken/

بدون رقیب، یگانه، یگانة ( نگارش کردی


دختر

کردی
پاپریک/paprik/

نام یک گیاه خوشبو، نام گیاهی خوشبو است ( نگارش کردی


پسر

کردی
پاپل/papel/

گیسو


دختر

ترکی
پاپوک/papok/

نعنای دشتی با گل آذینی مانند سنبل در بخش خراسان


دختر

فارسی

گل
پاپک/papak/

استوار، از شخصیتهای شاهنامه، پدر کوچک، نام دلاور ایرانی، پسر ساسان موبِد معبد آناهیتا و پدربزرگ ارد ...


پسر

کردی، فارسی

تاریخی و کهن
پاتیرا/patira/

فراوانی


پسر

فارسی، آشوری
پادار/padar/

ثابت، ثابت ( نگارش کردی


پسر

کردی
پاداش

جزا، اجر کار خوب، مکافات نیکی ( نگارش کردی


پسر

کردی
پاداشت

جزا ( نگارش کردی


پسر

کردی
پادشا

حاکم ( نگارش کردی


پسر

کردی
پادنا/pādenā/

نام یکی از بخشهای تابعه شهرستان سمیرم و نام رودخانه ای، ( اعلام ) ) نام یکی از بخشهای تابعه شهرستان ...


دختر

فارسی

طبیعت
پادیان/padyan/

نگهبان


پسر

فارسی
پادینا/padina/

در گویش همدانی به گل پونه یا پودینه گفته می شود


دختر

فارسی
پارامیدا/paramida/

پارامیس، نام دختر بردیا ونوه کوروش پادشاه هخامنشی، پارمیدا تغییر یافته نام اوستایی پرومیثه یا پرومی ...


دختر

فارسی، پهلوی، اوستایی

تاریخی و کهن
پارتیا/partia/

سرزمین پارسی


پسر

فارسی
پاردیس/pardis/

پردیس


دختر

فارسی
پاردیک/pardik/

جد ساسان، موسس ساسانیان، نام پدربزرگ ساسان به نوشته سنگ نوشته کعبه زرتشت


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
پارس/pars/

نام یکی از اقوام آریایی که در جنوب ایران سکونت داشتند، نام قومی از اقوام آریایی که در قسمت جنوبی ای ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
پارسادخت/p.-dokht/

ترکیب دو اسم پارسا و دخت ( پاکدامن و دختر )، ( پارسا، دخت = دختر )، دختر پاکدامن و پارسا


دختر

فارسی
پارساکیا/p.-kiyā/

پادشاهِ بزرگ و پرهیزکار و پاکدامن، نام یکی از امرای درگاه کارکیا، ( پارسا = آن که از گناه بپرهیزد، ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
پارسه/pārse/

مردم پارس، پارسی در پارسی باستان به صورت پارسه نوشته می شده است و پارسی به معنای مردم پارس است، س پ ...


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
پارسوا/pārsuā/

خطه، مرز، کنار، نام منطقه ای در غرب سرزمین مادها، ( اکدّی )، ( اَعلام ) نام ناحیه ای در غرب سرزمین ...


پسر

فارسی
پارسی/pārsi/

مربوط به پارس، اهل پارس، فارسی، ایرانی، منسوب به پارس ( فارس )، از مردم پارس، ساخته شده یا به عمل آ ...


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
پارسیس/parsis/

شکل یونانی پارسی، پارسی، ایرانی


پسر

یونانی
پارسیکا/parsika/

اهالی سرزمین پارس


پسر

فارسی
پارلار/parlar/

درخشان، منور، پخش کننده نور


دختر

ترکی
پارنا/parna/

نام قله ای در نزدیکی پل دختر


دختر

فارسی
پارند/pārand/

فراوانی، نعمت، ( پهلوی )، ( در اوستایی ) ( اعلام ) نام ایزدبانوی گنج و خواسته است، [نریوسنگ مینویسد ...


دختر

پهلوی
پاره وان

بانک ( نگارش کردی


پسر

کردی
بشتار/bashtar/

آرزومند


پسر

لری
بشتاسب

گشتاسپ


پسر

فارسی
بشدار/bashdar/

سهیم، شریک، شریک ( نگارش کردی


دختر

کردی
بشری/bošrā/

بشارت، مژده، مژدگانی، از واژه های قرآنی ( یونس : )


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
بشوتن/bašutan/

نام برادر اسفندیار است، ( = پشتوتن )


پسر

اوستایی
بشکو

شرکت سهامی ( نگارش کردی


دختر

کردی
بعثت/beesat/

برانگیختن و به کاری واداشتن، زنده کردن، انتصاب پیامبر اسلام ( ص ) به مقام نبوت از سوی خداوند


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
بغرا/boghra/

نام پادشاهی از خوارزم که به بخارا لشکر کشید، نام پادشاهی از خوارزم که به بخارا لشکر کشید و پایتخت س ...


پسر

ترکی

تاریخی و کهن
بفران/bafran/

معصوم و پاک مانند برف، معصوم و روپاک مانند برف ( نگارش کردی


دختر

کردی
بفرانبار

هنگام باریدن برف، نام اولین ماةزمستان، دی ماه ( نگارش کردی


دختر

کردی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها