پیشنهادهای بنفشه لاچینی (٧٨)
جمله ای که همهٔ حروف الفبای انگلیسی را دست کم یک بار در خود داشته باشد؛ مانند: The quick brown fox jumps over the lazy dog.
شروع کردن گفت وگو و از بین بردن سردی رابطه میگن یخ طرف آب میشه
به ندرت
هویت واقعی / واقعی بودن ( در روان شناسی ) در#روان _شناسی ، زندگی با اصالت به معنی زندگی کردن بر اساس ارزش ها و باورهای درونی خود فرد است. مثال: ...
تایید اصالت هویت واقعی
"بلوک چین" در محاوره فارسی
پایگاه داده های غیرمتمرکز Or زنجیره داده ها
مجدد فراتر
این واژه در حوزه های مختلفی مانند هنر، طراحی، معماری، مد و حتی زندگی روزمره کاربرد دارد. اصطلاحات رایج در این زمینه: - **�اِستِتیکِ شخصی�** ( Per ...
✅️ �به اندازهٔ ریگ بیابان�** ( بسیار فراوان و بی ارزش ) - مثال: - *Talented singers are a dime a dozen, but true stars are rare. * - **خواننده ...
نام یک بازی ( ابلیویون - Oblivion ) - مثال: - *Have you played "The Elder Scrolls IV: Oblivion"?* - آیا بازی "اوبلیویون" ( نسخه چهارم الدر اسکو ...
خروج از حافظه ( در روانشناسی یا محاسبات ) - مثال: - *Data was lost in the oblivion of corrupted files. *
نام باله نوعی ماهی باستانی شناور نام نوعی کشتی دریانوردی
وضعیت یا مقصر بودن برای چیزی یا فرصت کاری یا تعهد اخلاقی
پاسداری محافظت حفاظت
در این جمله: "unrefined aesthetic and emphasis on functionality"، عبارت "unrefined aesthetic" معمولاً در زمینه ی معماری یا طراحی به زیبایی خام، ناپال ...
نقط ضعف
درخشان، روشن
فراموشی، بی خبری
نمونه بارز، اصلی
خوش اقبالی غیرمنتظره
زودگذر، گذرا
گیسو بلند گیسو پریشون
چیزی که به صورت روان و پیوسته جریان دارد. به معنای بلند و کشیده یا حتی به معنای ضربه زدن استفاده می شود.
تمساح A large aquatic reptile that is typically found in tropical regions, characterized by a long body, large jaws, and a thick armored skin. Ex: ...
To remain in a difficult situation without giving way or yielding; to bear or hold out despite adversity. Ex: She had to endure a long and painful ...
شلختگی = A large quantity of liquid sloshing or spilling around, usually in a container. Example: As the boat rocked, the water inside began to sl ...
US: ˈdʒɛn. jʊ. flɛkt To bend the knee as a formal gesture of respect or submission. Ex: The worshippers were required to genuflect before enterin ...
خوب حرف بزن کلمات قشنگ استفاده کن از کلمات قشنگ موقع صحبت کردن استفاده کن
ارائه جزئیات بیشتر پشتیبانی اضافی انجام اقدامات بیشتر
دستیار یاری رساندن کمک کردن
بیشتر اضافه
رشد و توسعه تدریجی
برای بیان طیف وسیعی از احساسات یا پاسخ ها استفاده می شود. تایید، موافقت یا توافق
در نمایش های طنز دزدان دریایی که درباره تأیید، پیروزی، هشدار و غیره را صحبت می کنند.
نامی اختصاصی برای یک نوشیدنی نارنجی رنگ ایتالیایی که با گیاه جنتیانا، ریواس، و انواع گیاهان و ریشه ها طعم دار شده است.
دروغ اول آوریل روز اول آوریل ( 1 آوریل ) ، روزی که به طور سنتی در آن دروغ و حقه بازی انجام می شود.
مخالفت با حق رأی در انتخابات سیاسی به زنان
کشورهای انگلیسی زبان به طور جمعی ( بریتانیا، ایالات متحده، کانادا، استرالیا، و نیوزیلند، و ایرلند ) .
بالاترین سطح عملکرد فرد
عبارت مهم
فوق هم پیوندی
هم پیوندی
سم زدایی دیجیتال
زنجیره بلوکی
سبز کردن ( فساد اطلاعاتی درباره حفاظت از محیط زیست )
بالغ شدن ( پذیرفتن مسئولیت های بزرگسالی )
تماشای پشت سر هم ( تماشای مداوم چندین قسمت از یک سریال )
ناپدید شدن ( قطع ناگهانی ارتباط با کسی بدون توضیح )
ترس از جا ماندن ( نگرانی نسبت به از دست دادن تجربه ها و رویدادها )
دلخور ( معمولاً به معنای ناراحتی یا حسادت )
محتوای راحت و سریع ( محتوایی که به راحتی و سریع مصرف می شود، مانند ویدیوهای کوتاه )
برون سپاری جمعی جمع سپاری این مفهوم به فرآیندی اشاره دارد که در آن یک سازمان یا فرد برای حل یک مسئله یا انجام یک پروژه، از گروه بزرگی از افراد ( اغ ...
معادل یک واژه
با کشتی سفر کردن
بدترین شرایط ممکن
آن ها همواره با هم هستند
نذار من دهنمو باز کنم ( متوقف کردن بحث در باب موضوعی )
از دستمون در رفته
قیمت سرگردنه بسیار گران
موفق باشید به تنهایی
طفره رفتن نگفتن منظور تان، معمولاً چون موذیانه است
صدتا یه غاز چیزی شایع شده
رابطه صمیمانه بین دو مرد
متواضع
ظاهر رضایتبخش
احساسات و عواطف پیچیده
( دفاع ) : این کلمه از زبان های لاتین و فرانسه نشأت گرفته است.
A friend in need is a friend indeed دوست آن باشد که گیرد دست دوست
باد کرده، پف کرده، متورم، باد در آستین انداخته، مغرور . مثال: Adequately inflated tyres - تایرهایی که به حد کافی باد شده اند. . . سوم شخص مفرد: ...
دون پندارانه دون پنداری