پیشنهادهای hoseyn (١,٢٢٣)
شهر بردسیر استان کرمان در فارسی میانه وه - ارتخشِر بوده، وه همان به در فارسی است. ( در بهتر و بهترین و بهینه ) و ارتخشر همان اردشیر. گذر زمان و سایش ...
سایت دولتی ترکیه با دامنه جی او وی دات تی آر gov. tr تویی که سنگ دیوان لغات الترک را به سینه میزنی باید بدونی که اگر یک گروه تو این جهان به تنها نسخ ...
زبان نفهم تر از قومگرای تندرو جماعت دیده نشده خود دانشمندان می گویند پهلوی ۱۰ هزار واژه گذاشته که تنها ۵۰۰تایشان ( فرهنگ پهلویگ ) تا ۱۲۰۰تایشان ( بدت ...
آره دیگه کتب پهلوی جعلی است دیوان لغات الترک هم جعلی است ساسانیان هیچ نوشته ای به پارسیگ نگذاشتند کسی هم به نام محمود کاشغری هرگز وجود خارجی نداشته د ...
اگر ساختن واژگان تازه برای کاربردهای امروزی در زبان ها جرم است، انجمن زبان ترکی در کشور ترکیه را باید به بمب و گلوله بست، چرا که زبان تکه پاره ای به ...
از جماعتی که برای اثبات باورهای تعصبناکشان حتی به شاه آرتور در بریتانیا و سومریان در عراق و اتروسکان و سرخپوستان و. . . هم رحم نمیکنند، بیش از این هم ...
آویژه واژه ای فارسی به معنی خالص و پاک است. ( برهان قاطع ) این واژه در فارسی میانه به شکل ābēzag ( آبیزَگ ) کاربردی بوده. ریشه این واژه بیز و مصدر ب ...
یا دیدگاهم رو نخوندی، یا درکش نکردی ۱. دهخدا چادر را فارسی دانسته، اگر ترکی میدانست توی پرانتز واژه ( ترکی ) را مینوشت. مثلا برای واژگان "قاچاق" "آل ...
به توروکی/عبدالرضا ۱. آن چیزی که در عربی است راءی است نه رای ۲. راءی در عربی هم معنا با "دیدن" در فارسی است. راءَیتُ=دیدم رَاءَینا=دیدیم ۳. رای در ف ...
به غافلان/توروکی ۱. هدف اسدی توسی آموزش زبان فارسی به کسی نبوده که بیاید همه واژگان را جمع کند. لغت فرس اسدی نوشته شده بود که واژگان از فارسی دری که ...
پاسخ به جناب "قوطوری" ۱. دوست و دوس هردو از مصدر "دوسیتن" یا "دوشیتن" در فارسی میانه به معنی دوست داشتن، علاقه داشتن آمده. آوانویسی: dōšītan ۲. این ...
پاسخ به جناب "قوطوری" ۱. واژه موشک چنان که از نامش هویداست از موش ( همان جانور موش ) و اَک کوچک ساز/شباهت ساز ساخت شده. ۲. موش هم از اشتراکات زبان ه ...
پاسخ به جناب "قوطوری" ۱. سنگ احتمالا با مصدر "سَختَن" در فارسی که مصدر قاعده مند آن "سنجیدن" است همریشه است. یعنی سنگ = سنج به معنی اندازه گرفتن، سنگ ...
پاسخ به جناب "قوطوری" ۱. سنگ احتمالا با مصدر "سَختَن" در فارسی که مصدر قاعده مند آن "سنجیدن" است همریشه است. یعنی سنگ = سنج به معنی اندازه گرفتن، سنگ ...
۱. رایانه از مصدر قدیمی راییتن و رایینتن در فارسی میانه به معنی تدبیراندیشی آمده. ۲. در گفتار زرتشتیان به فرد مدبر "رایومند" میگویند. همچنین به عنوا ...
این را هم بیفزایم که در تمام زبان های ترکی ( ۳۵ زبان ) ، نخستین واژه ای که برای "چادر" به کار میرود واژه "یورت" یا "یورد" است. که چهره هایشان هم شباه ...
به توروکی ۱. یعنی چی این سایت معتبر نیست؟ این سایت حکم فرهنگستان ترکیه را دارد! اسمش رویش است، انجمن زبان ترکی، دامنه سایت دامنه . gov. tr دارد یعنی ...
به قافلان/توروکی منبع من سایت رسمی "انجمن زبان ترکی" کشور ترکیه است که نهاد مرکزی آن در آنکارا مستقر است. عکس و پیوند جستار "چادیر" در این سایت را م ...
به اوزرا جدیری ۱. پاک از فارسی باستان pawāka گرفته شده و ریشه ایرانی باستان آن pau است. این واژه یک صفت است، نه یک ریشه و ماده فعل با این حال: ۲. در ...
به سالار ۱. پسوند چه یکی از پیشینه مند ترین پسوندهای زبان فارسی است. بسیار پیش از آنکه چیزی به نام خط اورخون در آن سر دنیا یافته شود. ( البته ما به آ ...
همین مانده بود که دوستان به جان افسانه های سلتی بیفتند! آرتور! همان تور و تورانش قبل از شاهنامه در کدام کتیبه اورخون آمده بوده؟!
به عبدالرضا ۱. ( اسآم ) اسآم. [ اِس ْ ] ( ع مص ) بستوه آوردن. ( زوزنی ) . بستوه آوردن کسی را. ( از منتهی الارب ) . ۲. سرسام را دو ریشه گفته اند، یکی ...
به عبدالرضا ۱. شاخه از شاخ به معنی استخوان زائد سر حیوان در فارسی گرفته شده. فارسی با افزودن ه نامساز به اعضای بدن واژگان تازه میسازد مانند زانویه ی ...
به عبدالرضا ۱. واژه یوغ واژه اصیل فارسی است و در اوستایی به همین شکل به کار رفته است. ۲. در فارسی میانه مصدر "آیوختن" و "آیوزیدن" را از این ریشه ساخ ...
به عبدالرضا ۱. ویدئو از زبان فرانسوی گرفته شده و در این زبان یک "فعل" است ( به معنی "میبینم" ) ۲. این واژه از ریشه vid در لاتین گرفته شده، به معنی د ...
به عبدالرضا ۱. گلایه و گِلِه هردو از فارسی میانه gēlag ( گِلَگ ) گرفته شده اند و به معنی شکایت بوده و هستند. مصدر gelitan در فارسی میانه هم به معنی ...
گذر در فارسی میانه wi - tra بوده که وی در فارسی میانه به شکل های وا ( مانند واکردن، واجستن، وارفتن و. . . ) و در برخی جاها به شکل گُ ( مانند گسستن، گ ...
چوبه مانند پایه، زیره، رویه و. . . اسمی است که چوب ساخته شده. ( چوب هم در فارسی میانه به شکل های چوب و زوب کاربرد داشته، واژه چوگان ( چوب ها ) و چوبی ...
قیل و قال ترکیبی عربی است و با ریشه قل به معنی گفتن در عربی همریشگی دارد. شاید از قیلَ ( گفته میشود ) و قالَ ( گفت ) ساخته شده باشد که در این صورت ه ...
سهمناک از ریشه سهم به معنی رعب و وحشت و ترس و ناک به معنی آکنده از. . . ساخته شده. واژگان سهمناک، سهمگین، سهمین و. . . از این واژه ساخته شده اند. ح ...
ضیغم واژه ای عربی به معنی شیر درنده است. ریشه این واژه ضغم به معنی گزیدن است، که بر وزن فِیعل آمده. ( مثال دیگر این وزن واژه "فیصل" و "فیصله دادن" ا ...
۱. سنجاب از فارسی به ترکی و عربی رفته است. ۲. پنجاب واژه ای هندی/ایرانی به معنی پنج رود است. ۳. شهر کاشان ترک زبان ندارد. ۴. اوزرا جدیری بیسواد اس ...
۱. سنجاب از فارسی به ترکی و عربی رفته است. ۲. پنجاب واژه ای هندی/ایرانی به معنی پنج رود است. ۳. شهر کاشان ترک زبان ندارد. ۴. اوزرا جدیری بیسواد اس ...
۱. سنجاب از فارسی به ترکی و عربی رفته است. ۲. پنجاب واژه ای هندی/ایرانی به معنی پنج رود است. ۳. کاشان و مرنجابش ترک زبانی ندارند. ۴. اوزرا جدیری ب ...
۱. سنجاب واژه ای فارسی و از آن به ترکی و عربی رفته است. ۲. پنجاب کلمه ای هندی به معنی پنج رود است. ( به خاطر خویشاوندی فارسی و هندی در فارسی هم همین ...
دانش از مصدر دانستن در زبان فارسی و فارسی میانه میاید. این واژه در اوستایی به شکل دئنه به معنی نیروی آگاهی بخش انسان به کار رفته، واژه دِن در فارسی ...
استاد یا استاذ از پیشوند کهن o در فارسی میانه و ریشه sta که در ایستادن هم دیده میشود ساخته شده. این پیشوند o در فعل ozadan ( اُزَدَن ) در فارسی میان ...
واژه "تنها" پیش از آنکه یک "صفت" بوده باشد یک "قید" بوده، و پسوند "ها" ( فارسی میانه: īhā ) بیش از آنکه یک "جمع ساز" باشد یک "قیدساز" بوده و پسوند "آ ...
ناظر: نگرنده ناظرون/ناظرین: نگرندگان . قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا ۚ قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء ...
صابئین یا منداییان یکی از گروه های ادیان ابراهیمی هستند که پیرو حضرت یحیی پیامبر هستند. ایشان یکی از ۴دینی هستند که در قرآن از ایشان نام برده و شاید ...
بعثت: برانگیختن مبعوث: برانگیخته باعث: برانگیز، برانگیزنده، برانگیزاننده . ثُمَّ بَعَثْنَاکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ( بق ...
قوم: گروه ( فارسی کهن ) ، دودمان و تبار ( امروزی ) . وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخَاذِکُمُ ا ...
فرقان: جدا کردن وَإِذْ آتَیْنَا مُوسَى الْکِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ ( بقره - ۵۳ ) و چون بدادیم موسی را کتاب و جدا کردن ( روش جد ...
عفو: اندرگذاشتن ( پارسی کهن ) ، درگذشتن ( گفتار امروزی ) همچنین: آمرزیدن، بخشودن/بخشاییدن و. . . ثُمَّ عَفَوْنَا عَنْکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِکَ لَعَل ...
خاشع: ترسکار ( یا ترسگار، یا ترسگر ) خاشعین: ترسکاران وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ ( ...
صبر: شکیبایی، شکیبیدن، شکیفتن ( در اشعار فردوسی و نظامی ) وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِین ...
استعانت: یاری خواستن وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِینَ ( بقره - ۴۵ ) و یاری خواهید در شکیب ...
مُصَدِّق: راست دارنده وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَکُمْ وَلَا تَکُونُوا أَوَّلَ کَافِرٍ بِهِ ۖ وَلَا تَشْتَرُوا بِآیَاتِی ثَمَنًا ...
سکنا/سکون/سکونت: آرمیدن یا آرامیدن مسکن: آرامگاه ساکن: آرمنده مسکون: آرمیده وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلَا مِنْهَا ...
ظالم: ستمکار وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَ ...