تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سبک خراسانی نخستین سبک ادبی فارسی نوین ( فارسی پس از ورود اسلام به ایران، از حدود قرن ۲ ( احتمالا ) به بعد ) است. ویژگی بسیار بارز این سبک، نزدیکی ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته در فارسی نوین اولیه هم همچنان هگرز بوده. بعدها شده هرگز. مثال دیگر این پدیده در تلفظ واژه "کبریت" است که گاهی حتی پیرتران آن را کربیت تلفظ می ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرگز در فارسی میانه هگرز تلفظ میشده Hagrēz

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
-١

شاید برایتان عجیب باشد ولی به نظر میرسد تازی و تازیان با "تاختن" بی پیوند باشد! دو داستان برای واژه "تازی" وجود دارد. ۱. تازی از طایی به اضافه زی ( ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اسماعیل واژه ای عبرانی است به معنی "کسی که به خدا گوش میدهد. " ایل در واژگانی چون عزرائیل، اسرائیل، جبرئیل و. . . همان الله و اله و الهه است. اسماع ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
-٣

سیل و سیل کردن تغییر یافته مصدر قدیمی سهیستن فارسی به معنی "به نظر رسیدن" است. . بیزحمت مشاطه رخت همچو مهست بیمنت سرمه چشم مستت سهیست . از دانه دل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در قسمت فرهنگ دهخدا در همین سایت اشاره شده که این واژه "فَرَزدَق" که لقب یکی از شاعران مشهور عرب است، شاید معرف واژه فارسی "برازده" یا "فرازده" باشد. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رمز و رموز و مرموز و. . . واژگان عربی هستند. راز و رازها و رازگشایی و رازداری و. . . واژگان فارسی هستند. شاید اشکالی نداشته باشد از این "راز" مصدری ...

پیشنهاد
٦

مایه شگفتی است که عده ای در این مملکت کسی مانند کوروش را "خونریز" خطاب میکنند و از این رو اورا شایسته احترام نمیدانند، چون او کشورگشایی میکرده. همزم ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حالا اگر یک مثال فراگیر برای همه اینها بزنیم که درک پذیر و ملموس باشد: مصدر "رفتن" را مدنظر بگیرید. دو بن دارد: رَفت و رو ( میرفتم، میروم ) رو به ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راستی این را هم باید افزود: خوده واژه "فاعل" برابر فارسی اش میشود "کُنا" ( برهان قاطع، دانشنامه علایی ابن سینا ) از کن و آ مانند شنوا، بینا، دانا و. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الگوی دیگر فاعلی ساز در فارسی هم که دیگر همه آن را میدانند، اسم یا صفت به علاوه بن مضارع جهانگیر، جهانسوز، گیاهخوار، بازیکن، فیلمباز ( باز از مصدر ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی دیگر از الگوهای کم توجه شده فاعل ساز در فارسی، برخلاف موارد پیشین، پیشوند بِ با پَ یا پَد ( فارسی ) میانه است. برخی فکر میکنند این الگو در فارسی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ما در فارسی سه پسوند و الگو برای نام فاعل داریم: ۱. بن ماضی با آر مانند گفتار، نوشتار، کردار، خواندار، خریدار و. . . ۲. بن مضارع با آ مانند دانا، تو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته در کنار اینها، گَر، گار، کار، کاره، کُن هم هستند، ولی اینهارا نمیتوان وند دانست، چون وند باید خودش به تنهایی بی معنی باشد، اینها در واقع بن مضا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

حالا این وسط تو چرا با افغان ها ( مردم هم قومت از تورکیستان جنوبی! ) مشکل داری؟ تا جایی که می دانیم افغان ها عملا اجازه ورود به مناطق غیر فارسی زبان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاربر ساجد، چرا چیزی مینویسی که اینجوری جواب بشنوی؟ ترکی با مغولی پیوندی ندارد ( البته این چیزی از نادانی فرقه بیلگولوش نمیکاهد ) ، این هایی هم که ای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گره احتمالا از مصدر گوریدن در گفتار عامه مردم ساخته شده و یک "اسم" است. مانند ناله از نالیدن، نامه از نامیدن، نویسه از نوشتن، شناسه از شناختن و. . . ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

آقای غافلان حداقل این آدم هایی که در کویر زندگی میکنند، همانطور که خودتان فرمودید "آدم" هستند . "آدم" اگر در کویر هم زندگی کند کویر از او عزت میابد. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بیشتر لهجه / زبان های مرکز ایران، "جا" یک پیشوند فعل است و اگر به فعل بچسبد معنی "کاملا" "تماما" میدهد. . مثال: جا شد ( زبان نایینی و لهجه یزدی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کاربر مهسا بانو تو توی یه مقاله دیگر از ایل "کرایی" بودی، جای دیگر " گیلانی" ، جای دیگری ترک ستیزی کردی و حالا داری اینجا خودتو فارس جا میزنی و لرستی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسوند - مَند در فارسی میانه/پهلوی به ریخت - ومَند بوده مانند xwarahumand ( با خوره، با شکوه، فرهمند ) یا rāyumand ( رایومند، مدبر ) این پسوند در بسی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"رج" همانطور که دوستان فرمودند برابر رایج واژه "ردیف" است، مردم هم از آن استفاده میکنند. پس با همین "رج" میتوان واژه ردیف و همریشه های آن مانند تراد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رَج برابر فارسی واژه عربی "ردیف" است. واژه ردیف و هم خانواده های آن مانند مترادف، ترادف و. . . را باید با این ریشه به فارسی برگرداند، مثلا واژه مترا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه یزد نیز اگر از یادها نرود و لهجه معیار بگذارد، بُرز و بُرزوک ( این اوک که به تگ بسیاری از واژگان افزوده میشود، همان پسوند او در فارسی کرمان و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متاسفانه سنجه قرار گرفتن لهجه ای مانند" لهجه تهران"، ( که آن هم جالب است، ولی بسیاری از مولفه های چه دستوری و چه واژگانی فارسی اصیل درباری را ندارد. ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کاکو اگر قراره هر بولشتی که تو اینستا توسط چارتا آدم نابغه ( ! ) پخش میشه بها بدی که زندگی برات نمیمونه. اینستاگرام یه فضایی هست که هرکی هرچی به مخش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اقای ساجد، ما اجازه نقد گفتمان ها ( مانند همین زبان خورشیدی که فرمودید یا اندیشه های نزدیک به این ) و. . . رو داریم، ولی من احساس کردم که سخنان شما د ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقای ساجد یکم داری تند میری. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرواز از دو واژه پر ( همان پر پرنده ) و واز که درستش وَز است ساخته شده. وَز ریشه ای است که بر جنب و جوش و حرکت دلالت دارد و مصدر "وزیدن" ( وزیدن با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
-٢٥

کاربر مهسا بانو معلوم نیست از کجا در این سایت افتاده ولی آنچه آشکار است این است که دیدگاه هایش نجاست خالص است، از توهین به مردمان ترک ایران تا مردم ل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
-٣٨

کاربر مهسا بانو و میترا عباسی معلوم نیست از کجا روی این سایت فروآمدید ولی شامه انسان هشیار اگر شمارا ببیند درجا می فهمد که دروغ مینویسید و قصدتان تفر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیگر نمونه هایی هم میتوان آورد نام دو شهر ساوه و ایذه است. این دو شهر که از شهرهای مهم ایران بوده اند نام هایشان در نوشته های ساسانی به شکل های ساوَگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاشیه: یکی دیگر از نمودهای مسئله هکسره در فارسی نو و اَگ در فارسی میانه، وام واژه های پهلوی در عربی است. عربی معدود وام واژگانی از پهلوی دریافته که ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این اَگ ریخت قدیمی تر همان هکسره مفعولی ( مانند نالیده، نامیده و. . . که در فارسی میانه نالیتَگ و نامیتَگ بوده اند. ) و هکسره اسم ساز ( ناله و نامه ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. "خانگ در همان لغت نامه پهلوی که اخیرا نوشته شده هم نیست" مگه شما لغت نامه پهلوی هم میخونی؟ تا جایی که من میدانم شما تو این سایت دو منبع اصلی دارید ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خانه در زبان های ایرانی به معنی سرچشمه و در معنای دیگر خود، معدن است. ما هم نگفتیم ترکی خان به معنی بزرگتر را از فارسی گرفته، این واژه ترکی است، ولی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه کان همچنین در فارسی به شکل های خان یا خوان هم به کار رفته ( اشتباه نشود، این خان، خانِ ترکی به معنی بزرگ نیست. ) خوان یا خان یا کان در زبان های ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به پانترک زوال عقلیی که نامش علیوند ( ! ) است. ۱. خورشید از دو بخش خور به معنی ستاره روز، و شید به معنی نور ساخته شده. خور در ادبیات فارسی به ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ریگان جمع کلمه ریگ است هوشیار، به معنی سنگ ریزه. تلفظ درست آن هم rigan است. مردمش هم بلوچ و کرمانی هستند. ریشه شناسی های شما مضحک ترین پدیده ای اس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلونک در فارسی میانه به ریخت آلانَگ Ālānag به کار میرفته. ریشه این واژه باید لان یا لون باشد، همان که در لانه به معنی خانه و آشیانه به کار میرود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از اشتباهات رایج در فارسی گفتاری امروز، به کار بردن چشیدن به معنی مزه مزه کردن است. البته یکی از معانی چشیدن همین هست و این درست است، ولی معنای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از اشتباهات رایج در فارسی گفتاری امروز، به کار بردن چشیدن به معنی مزه مزه کردن است. البته یکی از معانی چشیدن همین هست و این درست است، ولی معنای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ونداد یا وندات ( شکل کهن تر ) واژه ای کهن به معنی بشارت و آرزو است. نام یکی از اسپهبدان مازندران ونداد امید بود که معنای نام او میشود "نوید امید" و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تولیدن ( فارسی ادبی ) و یا توریدن ( در برخی لهجه های گفتاری فارسی ) به معنی رم کردن و وحشی گری است. واژگان توره ( شغال ) و توله می شایند که از این ر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پلکیدن مصدر اهریمنی ( این یک چیز نوساز نیست! واقعا خود دهخدا از برخی واژگان فارسی منفی پیام، با لفظ "کلمه اهریمنی" یاد کرده! ) راه رفتن است. معنای ک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لاییدن چند معنا دارد. ۱. گفتن ۲. نالیدن ۳. عوعو و پاس سگ و ۴. هرزه گویی و چرند درایی ( چرت و پرت گفتن ) . پنجه در صید برده ضیغم را چه تفاوت کند که ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متمم: در کنار این مصدر "دراییدن"، مصدر "لاییدن" به معنی گفتن، عو عو و پاس کردن سگ، و نالیدن در لغت نامه دهخدا به عنوان "کلمه آهرمنی" آمده است. خود ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دراییدن از مصدرهای کهن فارسی به معنی "گفتن" است، منتها این مصدر کمی بار منفی تری نسبت به "گفتن" دارد. . منگر سوی آن کسی که زبانش جز خرافات و فریه ن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا شود شاد شیده از بهرام شهربابک به شیده داد تمام نظامی . شهربابک شهری منسوب به اردشیر بابکان در منطقه تاریخی کرمان است.