پیشنهادهای hoseyn (١,١٨٩)
۱. نخستین برابر فارسی مبارک "خجسته" است. و مخالف واژه خجسته هم احتمالا واژه "گجسته" باشد. واژه گجسته ( گجستَگ ) در پهلوی به معنی ملعون، نفرین شده و ...
در لهجه خراسانی ( جنوبی ) مصدر "پاختن" به معنی پاک کردن وجود دارد که ریخت سماعی مصدر پاکیدن است. البته باید در نظر داشت که پاک یک ماده فعلی نیست ( ب ...
در لهجه خراسانی، پاختن به معنی پاک کردن است.
خرچنگ و چنگار واژگانی هم معنی به معنی حیوان چنگ دار در کرانه دریا هستند. واژه چنگار ریخت دیگری از واژه چنگال است، پسوند آل در چنگال و گودال به چندین ...
میترا عباسی حرام*اده هزار پدر است، سندش گفته های خودش است که یک روز در یک حساب ( حساب تاریخ جهان ) خود را قشقایی معرفی میکند، یک روز فارس ( حساب مهسا ...
خود قرآن هیچوقت نگفته اقوام به خاطر خون و نژاد بر همدیگر برتری دارند ( فقط گفته تقوا تقوا تقوا ) ولی چون پانترک اللهی مادرش جندست برای اثبات مضخرفاتش ...
ما خداوند جهانیان را میپرستیم و خدای مدنظر ما صددرصد نژادپرستان حرامزاده وطن فروش و صد البته دورو مثل میترا عباسی را در جهنم به سیخ خواهد کشید و ته خ ...
Try to don't say کصمادر پانترک اللهی for 2 seconds
فعل to shine در انگلیسی احتمالا با مصدر قدیمی "شیدن" در فارسی و واژه "شید" به معنی نور و روشنایی همریشگی دارد ( ریشه مشترک هندواروپایی ) این شید را ...
واژه fright با واژگان ترس و هراس در فارسی نه تنها هم معناست، بلکه همریشه نیز هست. ( ریشه مشترک هندواروپایی ) ترس و هراس در فارسی باستان و اوستایی به ...
برای واژگان برآمده از ریشه "سلط" در عربی میتوان از ریشه "چیر" در فارسی بهره برد. . سلطه = چیرگی مسلط = چیره شاید مصدر چیریدن و چیرش و. . . هم بتوان ...
کُهَن در فارسی میانه کُهن kohn تلفظ میشده، برای همین، پس از گرفتن هکسره نامساز به شکل kohne در میاید نه kohane!
مثالی سنگین از سبک هندی: . مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را ز غفلت می پرستی چند چون زردشت ، آتش را . به ترک ظلم ، ظالم برنگردد از مزاج خود همان ا ...
مثالی از سبک عراقی: . گر کسی وصف او ز من پرسد بی دل از بی نشان چه گوید باز؟ . عاشقان کشتگان معشوقند برنیاید ز کشتگان آواز
مثالی از سبک خراسانی: . پیوسته مرا همی نمایی بیداد وانگاه ز من چشم همی داری داد . تو پنداری که با تو من باشم شاد زین دستخوشی منت که آگاهی داد ( فرخ ...
سبک خراسانی نخستین سبک ادبی فارسی نوین ( فارسی پس از ورود اسلام به ایران، از حدود قرن ۲ ( احتمالا ) به بعد ) است. ویژگی بسیار بارز این سبک، نزدیکی ب ...
البته در فارسی نوین اولیه هم همچنان هگرز بوده. بعدها شده هرگز. مثال دیگر این پدیده در تلفظ واژه "کبریت" است که گاهی حتی پیرتران آن را کربیت تلفظ می ...
هرگز در فارسی میانه هگرز تلفظ میشده Hagrēz
شاید برایتان عجیب باشد ولی به نظر میرسد تازی و تازیان با "تاختن" بی پیوند باشد! دو داستان برای واژه "تازی" وجود دارد. ۱. تازی از طایی به اضافه زی ( ...
اسماعیل واژه ای عبرانی است به معنی "کسی که به خدا گوش میدهد. " ایل در واژگانی چون عزرائیل، اسرائیل، جبرئیل و. . . همان الله و اله و الهه است. اسماع ...
سیل و سیل کردن تغییر یافته مصدر قدیمی سهیستن فارسی به معنی "به نظر رسیدن" است. . بیزحمت مشاطه رخت همچو مهست بیمنت سرمه چشم مستت سهیست . از دانه دل ...
در قسمت فرهنگ دهخدا در همین سایت اشاره شده که این واژه "فَرَزدَق" که لقب یکی از شاعران مشهور عرب است، شاید معرف واژه فارسی "برازده" یا "فرازده" باشد. ...
رمز و رموز و مرموز و. . . واژگان عربی هستند. راز و رازها و رازگشایی و رازداری و. . . واژگان فارسی هستند. شاید اشکالی نداشته باشد از این "راز" مصدری ...
مایه شگفتی است که عده ای در این مملکت کسی مانند کوروش را "خونریز" خطاب میکنند و از این رو اورا شایسته احترام نمیدانند، چون او کشورگشایی میکرده. همزم ...
حالا اگر یک مثال فراگیر برای همه اینها بزنیم که درک پذیر و ملموس باشد: مصدر "رفتن" را مدنظر بگیرید. دو بن دارد: رَفت و رو ( میرفتم، میروم ) رو به ا ...
راستی این را هم باید افزود: خوده واژه "فاعل" برابر فارسی اش میشود "کُنا" ( برهان قاطع، دانشنامه علایی ابن سینا ) از کن و آ مانند شنوا، بینا، دانا و. ...
الگوی دیگر فاعلی ساز در فارسی هم که دیگر همه آن را میدانند، اسم یا صفت به علاوه بن مضارع جهانگیر، جهانسوز، گیاهخوار، بازیکن، فیلمباز ( باز از مصدر ب ...
یکی دیگر از الگوهای کم توجه شده فاعل ساز در فارسی، برخلاف موارد پیشین، پیشوند بِ با پَ یا پَد ( فارسی ) میانه است. برخی فکر میکنند این الگو در فارسی ...
ما در فارسی سه پسوند و الگو برای نام فاعل داریم: ۱. بن ماضی با آر مانند گفتار، نوشتار، کردار، خواندار، خریدار و. . . ۲. بن مضارع با آ مانند دانا، تو ...
البته در کنار اینها، گَر، گار، کار، کاره، کُن هم هستند، ولی اینهارا نمیتوان وند دانست، چون وند باید خودش به تنهایی بی معنی باشد، اینها در واقع بن مضا ...
حالا این وسط تو چرا با افغان ها ( مردم هم قومت از تورکیستان جنوبی! ) مشکل داری؟ تا جایی که می دانیم افغان ها عملا اجازه ورود به مناطق غیر فارسی زبان ...
کاربر ساجد، چرا چیزی مینویسی که اینجوری جواب بشنوی؟ ترکی با مغولی پیوندی ندارد ( البته این چیزی از نادانی فرقه بیلگولوش نمیکاهد ) ، این هایی هم که ای ...
گره احتمالا از مصدر گوریدن در گفتار عامه مردم ساخته شده و یک "اسم" است. مانند ناله از نالیدن، نامه از نامیدن، نویسه از نوشتن، شناسه از شناختن و. . . ...
آقای غافلان حداقل این آدم هایی که در کویر زندگی میکنند، همانطور که خودتان فرمودید "آدم" هستند . "آدم" اگر در کویر هم زندگی کند کویر از او عزت میابد. ...
در بیشتر لهجه / زبان های مرکز ایران، "جا" یک پیشوند فعل است و اگر به فعل بچسبد معنی "کاملا" "تماما" میدهد. . مثال: جا شد ( زبان نایینی و لهجه یزدی ...
کاربر مهسا بانو تو توی یه مقاله دیگر از ایل "کرایی" بودی، جای دیگر " گیلانی" ، جای دیگری ترک ستیزی کردی و حالا داری اینجا خودتو فارس جا میزنی و لرستی ...
پسوند - مَند در فارسی میانه/پهلوی به ریخت - ومَند بوده مانند xwarahumand ( با خوره، با شکوه، فرهمند ) یا rāyumand ( رایومند، مدبر ) این پسوند در بسی ...
"رج" همانطور که دوستان فرمودند برابر رایج واژه "ردیف" است، مردم هم از آن استفاده میکنند. پس با همین "رج" میتوان واژه ردیف و همریشه های آن مانند تراد ...
رَج برابر فارسی واژه عربی "ردیف" است. واژه ردیف و هم خانواده های آن مانند مترادف، ترادف و. . . را باید با این ریشه به فارسی برگرداند، مثلا واژه مترا ...
در لهجه یزد نیز اگر از یادها نرود و لهجه معیار بگذارد، بُرز و بُرزوک ( این اوک که به تگ بسیاری از واژگان افزوده میشود، همان پسوند او در فارسی کرمان و ...
متاسفانه سنجه قرار گرفتن لهجه ای مانند" لهجه تهران"، ( که آن هم جالب است، ولی بسیاری از مولفه های چه دستوری و چه واژگانی فارسی اصیل درباری را ندارد. ...
کاکو اگر قراره هر بولشتی که تو اینستا توسط چارتا آدم نابغه ( ! ) پخش میشه بها بدی که زندگی برات نمیمونه. اینستاگرام یه فضایی هست که هرکی هرچی به مخش ...
اقای ساجد، ما اجازه نقد گفتمان ها ( مانند همین زبان خورشیدی که فرمودید یا اندیشه های نزدیک به این ) و. . . رو داریم، ولی من احساس کردم که سخنان شما د ...
اقای ساجد یکم داری تند میری. . .
پرواز از دو واژه پر ( همان پر پرنده ) و واز که درستش وَز است ساخته شده. وَز ریشه ای است که بر جنب و جوش و حرکت دلالت دارد و مصدر "وزیدن" ( وزیدن با ...
کاربر مهسا بانو معلوم نیست از کجا در این سایت افتاده ولی آنچه آشکار است این است که دیدگاه هایش نجاست خالص است، از توهین به مردمان ترک ایران تا مردم ل ...
کاربر مهسا بانو و میترا عباسی معلوم نیست از کجا روی این سایت فروآمدید ولی شامه انسان هشیار اگر شمارا ببیند درجا می فهمد که دروغ مینویسید و قصدتان تفر ...
دیگر نمونه هایی هم میتوان آورد نام دو شهر ساوه و ایذه است. این دو شهر که از شهرهای مهم ایران بوده اند نام هایشان در نوشته های ساسانی به شکل های ساوَگ ...
حاشیه: یکی دیگر از نمودهای مسئله هکسره در فارسی نو و اَگ در فارسی میانه، وام واژه های پهلوی در عربی است. عربی معدود وام واژگانی از پهلوی دریافته که ...
این اَگ ریخت قدیمی تر همان هکسره مفعولی ( مانند نالیده، نامیده و. . . که در فارسی میانه نالیتَگ و نامیتَگ بوده اند. ) و هکسره اسم ساز ( ناله و نامه ک ...