تاریخ
١٧ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

۱. نخستین برابر فارسی مبارک "خجسته" است. و مخالف واژه خجسته هم احتمالا واژه "گجسته" باشد. واژه گجسته ( گجستَگ ) در پهلوی به معنی ملعون، نفرین شده و ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه خراسانی ( جنوبی ) مصدر "پاختن" به معنی پاک کردن وجود دارد که ریخت سماعی مصدر پاکیدن است. البته باید در نظر داشت که پاک یک ماده فعلی نیست ( ب ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه خراسانی، پاختن به معنی پاک کردن است.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

خرچنگ و چنگار واژگانی هم معنی به معنی حیوان چنگ دار در کرانه دریا هستند. واژه چنگار ریخت دیگری از واژه چنگال است، پسوند آل در چنگال و گودال به چندین ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد

میترا عباسی حرام*اده هزار پدر است، سندش گفته های خودش است که یک روز در یک حساب ( حساب تاریخ جهان ) خود را قشقایی معرفی میکند، یک روز فارس ( حساب مهسا ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

خود قرآن هیچوقت نگفته اقوام به خاطر خون و نژاد بر همدیگر برتری دارند ( فقط گفته تقوا تقوا تقوا ) ولی چون پانترک اللهی مادرش جندست برای اثبات مضخرفاتش ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ما خداوند جهانیان را میپرستیم و خدای مدنظر ما صددرصد نژادپرستان حرامزاده وطن فروش و صد البته دورو مثل میترا عباسی را در جهنم به سیخ خواهد کشید و ته خ ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

Try to don't say کصمادر پانترک اللهی for 2 seconds

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

فعل to shine در انگلیسی احتمالا با مصدر قدیمی "شیدن" در فارسی و واژه "شید" به معنی نور و روشنایی همریشگی دارد ( ریشه مشترک هندواروپایی ) این شید را ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

واژه fright با واژگان ترس و هراس در فارسی نه تنها هم معناست، بلکه همریشه نیز هست. ( ریشه مشترک هندواروپایی ) ترس و هراس در فارسی باستان و اوستایی به ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

برای واژگان برآمده از ریشه "سلط" در عربی میتوان از ریشه "چیر" در فارسی بهره برد. . سلطه = چیرگی مسلط = چیره شاید مصدر چیریدن و چیرش و. . . هم بتوان ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

کُهَن در فارسی میانه کُهن kohn تلفظ میشده، برای همین، پس از گرفتن هکسره نامساز به شکل kohne در میاید نه kohane!

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مثالی سنگین از سبک هندی: . مکش ای آفتاب از فکر زربرپشت آتش را ز غفلت می پرستی چند چون زردشت ، آتش را . به ترک ظلم ، ظالم برنگردد از مزاج خود همان ا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مثالی از سبک عراقی: . گر کسی وصف او ز من پرسد بی دل از بی نشان چه گوید باز؟ . عاشقان کشتگان معشوقند برنیاید ز کشتگان آواز

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مثالی از سبک خراسانی: . پیوسته مرا همی نمایی بیداد وانگاه ز من چشم همی داری داد . تو پنداری که با تو من باشم شاد زین دستخوشی منت که آگاهی داد ( فرخ ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

سبک خراسانی نخستین سبک ادبی فارسی نوین ( فارسی پس از ورود اسلام به ایران، از حدود قرن ۲ ( احتمالا ) به بعد ) است. ویژگی بسیار بارز این سبک، نزدیکی ب ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

البته در فارسی نوین اولیه هم همچنان هگرز بوده. بعدها شده هرگز. مثال دیگر این پدیده در تلفظ واژه "کبریت" است که گاهی حتی پیرتران آن را کربیت تلفظ می ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

هرگز در فارسی میانه هگرز تلفظ میشده Hagrēz

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

شاید برایتان عجیب باشد ولی به نظر میرسد تازی و تازیان با "تاختن" بی پیوند باشد! دو داستان برای واژه "تازی" وجود دارد. ۱. تازی از طایی به اضافه زی ( ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

اسماعیل واژه ای عبرانی است به معنی "کسی که به خدا گوش میدهد. " ایل در واژگانی چون عزرائیل، اسرائیل، جبرئیل و. . . همان الله و اله و الهه است. اسماع ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
-١٠

سیل و سیل کردن تغییر یافته مصدر قدیمی سهیستن فارسی به معنی "به نظر رسیدن" است. . بیزحمت مشاطه رخت همچو مهست بیمنت سرمه چشم مستت سهیست . از دانه دل ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

در قسمت فرهنگ دهخدا در همین سایت اشاره شده که این واژه "فَرَزدَق" که لقب یکی از شاعران مشهور عرب است، شاید معرف واژه فارسی "برازده" یا "فرازده" باشد. ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

رمز و رموز و مرموز و. . . واژگان عربی هستند. راز و رازها و رازگشایی و رازداری و. . . واژگان فارسی هستند. شاید اشکالی نداشته باشد از این "راز" مصدری ...

پیشنهاد
٦

مایه شگفتی است که عده ای در این مملکت کسی مانند کوروش را "خونریز" خطاب میکنند و از این رو اورا شایسته احترام نمیدانند، چون او کشورگشایی میکرده. همزم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حالا اگر یک مثال فراگیر برای همه اینها بزنیم که درک پذیر و ملموس باشد: مصدر "رفتن" را مدنظر بگیرید. دو بن دارد: رَفت و رو ( میرفتم، میروم ) رو به ا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راستی این را هم باید افزود: خوده واژه "فاعل" برابر فارسی اش میشود "کُنا" ( برهان قاطع، دانشنامه علایی ابن سینا ) از کن و آ مانند شنوا، بینا، دانا و. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

الگوی دیگر فاعلی ساز در فارسی هم که دیگر همه آن را میدانند، اسم یا صفت به علاوه بن مضارع جهانگیر، جهانسوز، گیاهخوار، بازیکن، فیلمباز ( باز از مصدر ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یکی دیگر از الگوهای کم توجه شده فاعل ساز در فارسی، برخلاف موارد پیشین، پیشوند بِ با پَ یا پَد ( فارسی ) میانه است. برخی فکر میکنند این الگو در فارسی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما در فارسی سه پسوند و الگو برای نام فاعل داریم: ۱. بن ماضی با آر مانند گفتار، نوشتار، کردار، خواندار، خریدار و. . . ۲. بن مضارع با آ مانند دانا، تو ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

البته در کنار اینها، گَر، گار، کار، کاره، کُن هم هستند، ولی اینهارا نمیتوان وند دانست، چون وند باید خودش به تنهایی بی معنی باشد، اینها در واقع بن مضا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

حالا این وسط تو چرا با افغان ها ( مردم هم قومت از تورکیستان جنوبی! ) مشکل داری؟ تا جایی که می دانیم افغان ها عملا اجازه ورود به مناطق غیر فارسی زبان ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاربر ساجد، چرا چیزی مینویسی که اینجوری جواب بشنوی؟ ترکی با مغولی پیوندی ندارد ( البته این چیزی از نادانی فرقه بیلگولوش نمیکاهد ) ، این هایی هم که ای ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گره احتمالا از مصدر گوریدن در گفتار عامه مردم ساخته شده و یک "اسم" است. مانند ناله از نالیدن، نامه از نامیدن، نویسه از نوشتن، شناسه از شناختن و. . . ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

آقای غافلان حداقل این آدم هایی که در کویر زندگی میکنند، همانطور که خودتان فرمودید "آدم" هستند . "آدم" اگر در کویر هم زندگی کند کویر از او عزت میابد. ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در بیشتر لهجه / زبان های مرکز ایران، "جا" یک پیشوند فعل است و اگر به فعل بچسبد معنی "کاملا" "تماما" میدهد. . مثال: جا شد ( زبان نایینی و لهجه یزدی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

کاربر مهسا بانو تو توی یه مقاله دیگر از ایل "کرایی" بودی، جای دیگر " گیلانی" ، جای دیگری ترک ستیزی کردی و حالا داری اینجا خودتو فارس جا میزنی و لرستی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پسوند - مَند در فارسی میانه/پهلوی به ریخت - ومَند بوده مانند xwarahumand ( با خوره، با شکوه، فرهمند ) یا rāyumand ( رایومند، مدبر ) این پسوند در بسی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"رج" همانطور که دوستان فرمودند برابر رایج واژه "ردیف" است، مردم هم از آن استفاده میکنند. پس با همین "رج" میتوان واژه ردیف و همریشه های آن مانند تراد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

رَج برابر فارسی واژه عربی "ردیف" است. واژه ردیف و هم خانواده های آن مانند مترادف، ترادف و. . . را باید با این ریشه به فارسی برگرداند، مثلا واژه مترا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه یزد نیز اگر از یادها نرود و لهجه معیار بگذارد، بُرز و بُرزوک ( این اوک که به تگ بسیاری از واژگان افزوده میشود، همان پسوند او در فارسی کرمان و ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متاسفانه سنجه قرار گرفتن لهجه ای مانند" لهجه تهران"، ( که آن هم جالب است، ولی بسیاری از مولفه های چه دستوری و چه واژگانی فارسی اصیل درباری را ندارد. ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

کاکو اگر قراره هر بولشتی که تو اینستا توسط چارتا آدم نابغه ( ! ) پخش میشه بها بدی که زندگی برات نمیمونه. اینستاگرام یه فضایی هست که هرکی هرچی به مخش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

اقای ساجد، ما اجازه نقد گفتمان ها ( مانند همین زبان خورشیدی که فرمودید یا اندیشه های نزدیک به این ) و. . . رو داریم، ولی من احساس کردم که سخنان شما د ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اقای ساجد یکم داری تند میری. . .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرواز از دو واژه پر ( همان پر پرنده ) و واز که درستش وَز است ساخته شده. وَز ریشه ای است که بر جنب و جوش و حرکت دلالت دارد و مصدر "وزیدن" ( وزیدن با ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
-٢٠

کاربر مهسا بانو معلوم نیست از کجا در این سایت افتاده ولی آنچه آشکار است این است که دیدگاه هایش نجاست خالص است، از توهین به مردمان ترک ایران تا مردم ل ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
-٣٥

کاربر مهسا بانو و میترا عباسی معلوم نیست از کجا روی این سایت فروآمدید ولی شامه انسان هشیار اگر شمارا ببیند درجا می فهمد که دروغ مینویسید و قصدتان تفر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیگر نمونه هایی هم میتوان آورد نام دو شهر ساوه و ایذه است. این دو شهر که از شهرهای مهم ایران بوده اند نام هایشان در نوشته های ساسانی به شکل های ساوَگ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حاشیه: یکی دیگر از نمودهای مسئله هکسره در فارسی نو و اَگ در فارسی میانه، وام واژه های پهلوی در عربی است. عربی معدود وام واژگانی از پهلوی دریافته که ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این اَگ ریخت قدیمی تر همان هکسره مفعولی ( مانند نالیده، نامیده و. . . که در فارسی میانه نالیتَگ و نامیتَگ بوده اند. ) و هکسره اسم ساز ( ناله و نامه ک ...

١