پیشنهاد‌های سامان قاسم پور (٢٦٣)

بازدید
٨٢
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فقط برای روشن شدن موضوع بدانید که فقط به عنوان سند برای اینکه بعداً نگید نمیدونستم صرفاً جهت اطلاع

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "in all seriousness" یعنی "جدی" یا "به طور کاملاً جدی". جدا از شوخی به قول معروف، جدی راستش را بخواهی ( وقتی جدی حرف میزنی ) به طور جدی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Confront" یعنی "روبرو شدن"، "مواجه شدن" یا "مقابله کردن" با یک چالش یا موقعیت دشوار.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Dilemma" یعنی "معضل"، "دو راهی" یا "موقعیت دشوار" که در آن انتخاب بین دو گزینه، هر دو مشکل ساز هستند. ریشه ی کلمه: از یونانی dilemma ← di - ( دو ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Snap shut" یعنی "ناگهان و محکم بسته شدن"، معمولاً با صدا یا ضربه. "The mouse trap snapped shut on the bait. "

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Caught up in" یعنی "گیر افتادن در"، "درگیر چیزی شدن" یا "به دام افتادن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Elevated" یعنی بالا برده شده، افزایش یافته، یا ارتقاء یافته.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Key Takeaways" یعنی نکات کلیدی یا خلاصهٔ مهم ترین مطالب.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

"Genuinely" یعنی واقعاً، صادقانه، یا از ته دل.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

میزان متنی که مجاز به ارسال یا دریافت هستی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

shrink یعنی کاهش دادن، کوچک کردن، یا کم کردن حجم/مصرف چیزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Shut around" یعنی "به دور چیزی بسته شدن" یا "دور چیزی جمع شدن و محکم بستن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Snapping" یعنی "ناگهانی بستن / قفل شدن"، "گیر کردن با صدا" یا "جَستن". ریشه ی کلمه: از فعل Snap به معنی "با صدا بستن / شکستن" - ing ( پسوند حالت اس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Forcefully" یعنی "با قدرت"، "به زور" یا "محکم".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Wrap" یعنی "پیچیدن"، "بسته بندی کردن" یا "دور چیزی پیچیده شدن". ریشه ی کلمه: از انگلیسی قدیم wrappen به معنی "پوشاندن" یا "پیچیدن" گرفته شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Caught up" یعنی "گیر کردن" یا "به دام افتادن". "The fish got caught up in the net. "

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Trap" یعنی "دام"، "تله" یا "به دام انداختن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Obtain" یعنی "به دست آوردن"، "کسب کردن" یا "تهیه کردن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Digestive fluid" یعنی "مایع گوارشی"؛ ماده ای که در بدن موجودات زنده ترشح می شود تا غذا را تجزیه کرده و مواد مغذی آن را جذب کند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Digestive" یعنی "گوارشی" یا "مربوط به هضم غذا".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Foliage" یعنی "شاخ و برگ" یا "برگ ها"؛ به مجموعه ی برگ های یک گیاه گفته می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

"Within" یعنی "درون"، "داخل" یا "در محدوده ی" چیزی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Survive" یعنی "زنده ماندن" یا "بقا یافتن"؛ یعنی با وجود شرایط سخت، به زندگی ادامه دادن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Supply" یعنی "تأمین"، "منبع" یا "میزان موجودی" از یک ماده یا کالا. ریشه ی کلمه: از لاتین supplere به معنی "پر کردن / کامل کردن" آمده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Inadequate" یعنی "ناکافی"، "کم" یا "به اندازه ی کافی نبودن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Sundew" ( در فارسی: "قطره خورشید" یا "عصاره خورشید" ) نام نوعی گیاه گوشت خوار است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کورس آهنگ لانا دل ری هست توی آهنگ Diet mountain dew که منظورش این هست که از ویسکی پرهیز بکن یا به عبارتی ویسکی نخور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرهیز کردن دوری کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"expression" یعنی "عبارت" یا "اصطلاح"؛ یعنی یک کلمه یا گروهی از کلمات که برای گفتن یک مفهوم خاص به کار می روند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"To be addressed" یعنی "که باید بررسی / حل / رسیدگی شود".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزش افزوده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Inherited" یعنی "به ارث رسیده" یا "ارثی"؛ یعنی چیزی که از کسی یا جایی به دیگری منتقل شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Brand portfolio" یعنی "مجموعه ی برندها" یا "سبد برند"؛ یعنی تمام برندهایی که یک شرکت مالک آنهاست. lمثلا یک هلدینگ، صاحت یه تعداد برندهست و همه برند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Differentiated" یعنی "متمایز شده" یا "تفکیک شده"؛ یعنی چیزی که از دیگران جدا یا قابل تشخیص شده است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Expanded" یعنی "گسترش یافته"، "بزرگ تر شده"، یا "توسعه پیدا کرده".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Lodging companies" یعنی "شرکت های اقامتی"؛ یعنی شرکت هایی که محل اقامت موقت در اختیار مسافران قرار می دهند، مثل هتل ها، متل ها، و مهمان سراها.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Doodad" یعنی "چیزک"، "وسیله ی کوچک"، یا "همان چیزکی که اسمش را نمی دانیم". ریشه ی کلمه: یک کلمه ی ساختگی و غیررسمی در انگلیسی آمریکایی است؛ ریشه ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Thingamajig" یعنی "چی چی" یا "همان چیزک" که اسمش را نمی دانیم یا به خاطر نمی آوریم. ریشه ی کلمه: ساختگی و غیررسمی است؛ از "thing" ( چیز ) بخش بی مع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Thingamabob" یعنی "چی چی" یا "همان چیزکی" که اسمش را نمی دانیم یا یادمان نمی آید. ریشه ی کلمه: یک کلمه ی ساختگی و غیررسمی است که از "thing" ( چیز ) ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Whatsis" یعنی "چیز" یا "همان چیزی که اسمش را نمی دانم".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Imaginative" یعنی "خلاقانه"، "تخیلی"، یا "ناشی از تخیل".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"What - d'ye - call - it" یعنی "چی نامش" یا "همان چیزی که اسمش را نمی دانم". ریشه ی کلمه: مخفف گفتاریِ "What do you call it?" است که در مکالمه های غ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Everyday use" یعنی "کاربرد روزمره" یا "استفاده ی روزانه".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Gadget" یعنی "وسیله"، "ابزار" یا "دستگاه کوچک"، معمولاً چیزی که اسم دقیقش را نمی دانیم یا موقتی از یادمان رفته. ریشه ی کلمه: احتمالاً از کلمه ی فر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای یک لحظه به طور موقت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Derived from" یعنی "گرفته شده از" یا "ریشه گرفتن از".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Soil drainage" یعنی "زهکشی خاک" یا "توانایی خاک در عبور دادن آب از خود". soil drainage یعنی فرایند خارج شدن آب از خاک. یعنی آب چقدر سریع از خاک عب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Middle Plantation" یعنی "مزرعه ی وسط". نام اولیه ویلیامزبورگ ( Williamsburg ) بودهکه بین دوتا رود قرار داشته.

پیشنهاد
٠

خریدار تا جای ممکن ارزان می خرد؛ فروشنده تا جای ممکن گران می فروشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معیار عینی ( وابسته به واقعیت، نه نظر شخصی )