پیشنهادهای سامان قاسم پور (٢٦٣)
فقط برای روشن شدن موضوع بدانید که فقط به عنوان سند برای اینکه بعداً نگید نمیدونستم صرفاً جهت اطلاع
عبارت "in all seriousness" یعنی "جدی" یا "به طور کاملاً جدی". جدا از شوخی به قول معروف، جدی راستش را بخواهی ( وقتی جدی حرف میزنی ) به طور جدی
"Confront" یعنی "روبرو شدن"، "مواجه شدن" یا "مقابله کردن" با یک چالش یا موقعیت دشوار.
"Dilemma" یعنی "معضل"، "دو راهی" یا "موقعیت دشوار" که در آن انتخاب بین دو گزینه، هر دو مشکل ساز هستند. ریشه ی کلمه: از یونانی dilemma ← di - ( دو ) ...
"Snap shut" یعنی "ناگهان و محکم بسته شدن"، معمولاً با صدا یا ضربه. "The mouse trap snapped shut on the bait. "
"Caught up in" یعنی "گیر افتادن در"، "درگیر چیزی شدن" یا "به دام افتادن".
"Elevated" یعنی بالا برده شده، افزایش یافته، یا ارتقاء یافته.
"Key Takeaways" یعنی نکات کلیدی یا خلاصهٔ مهم ترین مطالب.
"Genuinely" یعنی واقعاً، صادقانه، یا از ته دل.
میزان متنی که مجاز به ارسال یا دریافت هستی.
shrink یعنی کاهش دادن، کوچک کردن، یا کم کردن حجم/مصرف چیزی.
"Shut around" یعنی "به دور چیزی بسته شدن" یا "دور چیزی جمع شدن و محکم بستن".
"Snapping" یعنی "ناگهانی بستن / قفل شدن"، "گیر کردن با صدا" یا "جَستن". ریشه ی کلمه: از فعل Snap به معنی "با صدا بستن / شکستن" - ing ( پسوند حالت اس ...
"Forcefully" یعنی "با قدرت"، "به زور" یا "محکم".
"Wrap" یعنی "پیچیدن"، "بسته بندی کردن" یا "دور چیزی پیچیده شدن". ریشه ی کلمه: از انگلیسی قدیم wrappen به معنی "پوشاندن" یا "پیچیدن" گرفته شده است.
"Caught up" یعنی "گیر کردن" یا "به دام افتادن". "The fish got caught up in the net. "
"Trap" یعنی "دام"، "تله" یا "به دام انداختن".
"Obtain" یعنی "به دست آوردن"، "کسب کردن" یا "تهیه کردن".
"Digestive fluid" یعنی "مایع گوارشی"؛ ماده ای که در بدن موجودات زنده ترشح می شود تا غذا را تجزیه کرده و مواد مغذی آن را جذب کند.
"Digestive" یعنی "گوارشی" یا "مربوط به هضم غذا".
"Foliage" یعنی "شاخ و برگ" یا "برگ ها"؛ به مجموعه ی برگ های یک گیاه گفته می شود.
"Within" یعنی "درون"، "داخل" یا "در محدوده ی" چیزی.
"Survive" یعنی "زنده ماندن" یا "بقا یافتن"؛ یعنی با وجود شرایط سخت، به زندگی ادامه دادن.
"Supply" یعنی "تأمین"، "منبع" یا "میزان موجودی" از یک ماده یا کالا. ریشه ی کلمه: از لاتین supplere به معنی "پر کردن / کامل کردن" آمده است.
"Inadequate" یعنی "ناکافی"، "کم" یا "به اندازه ی کافی نبودن".
"Sundew" ( در فارسی: "قطره خورشید" یا "عصاره خورشید" ) نام نوعی گیاه گوشت خوار است.
کورس آهنگ لانا دل ری هست توی آهنگ Diet mountain dew که منظورش این هست که از ویسکی پرهیز بکن یا به عبارتی ویسکی نخور.
پرهیز کردن دوری کردن
"expression" یعنی "عبارت" یا "اصطلاح"؛ یعنی یک کلمه یا گروهی از کلمات که برای گفتن یک مفهوم خاص به کار می روند.
"To be addressed" یعنی "که باید بررسی / حل / رسیدگی شود".
ارزش افزوده
"Inherited" یعنی "به ارث رسیده" یا "ارثی"؛ یعنی چیزی که از کسی یا جایی به دیگری منتقل شده است.
"Brand portfolio" یعنی "مجموعه ی برندها" یا "سبد برند"؛ یعنی تمام برندهایی که یک شرکت مالک آنهاست. lمثلا یک هلدینگ، صاحت یه تعداد برندهست و همه برند ...
"Differentiated" یعنی "متمایز شده" یا "تفکیک شده"؛ یعنی چیزی که از دیگران جدا یا قابل تشخیص شده است
"Expanded" یعنی "گسترش یافته"، "بزرگ تر شده"، یا "توسعه پیدا کرده".
"Lodging companies" یعنی "شرکت های اقامتی"؛ یعنی شرکت هایی که محل اقامت موقت در اختیار مسافران قرار می دهند، مثل هتل ها، متل ها، و مهمان سراها.
"Doodad" یعنی "چیزک"، "وسیله ی کوچک"، یا "همان چیزکی که اسمش را نمی دانیم". ریشه ی کلمه: یک کلمه ی ساختگی و غیررسمی در انگلیسی آمریکایی است؛ ریشه ی ...
"Thingamajig" یعنی "چی چی" یا "همان چیزک" که اسمش را نمی دانیم یا به خاطر نمی آوریم. ریشه ی کلمه: ساختگی و غیررسمی است؛ از "thing" ( چیز ) بخش بی مع ...
"Thingamabob" یعنی "چی چی" یا "همان چیزکی" که اسمش را نمی دانیم یا یادمان نمی آید. ریشه ی کلمه: یک کلمه ی ساختگی و غیررسمی است که از "thing" ( چیز ) ...
"Whatsis" یعنی "چیز" یا "همان چیزی که اسمش را نمی دانم".
"Imaginative" یعنی "خلاقانه"، "تخیلی"، یا "ناشی از تخیل".
"What - d'ye - call - it" یعنی "چی نامش" یا "همان چیزی که اسمش را نمی دانم". ریشه ی کلمه: مخفف گفتاریِ "What do you call it?" است که در مکالمه های غ ...
"Everyday use" یعنی "کاربرد روزمره" یا "استفاده ی روزانه".
"Gadget" یعنی "وسیله"، "ابزار" یا "دستگاه کوچک"، معمولاً چیزی که اسم دقیقش را نمی دانیم یا موقتی از یادمان رفته. ریشه ی کلمه: احتمالاً از کلمه ی فر ...
برای یک لحظه به طور موقت
"Derived from" یعنی "گرفته شده از" یا "ریشه گرفتن از".
"Soil drainage" یعنی "زهکشی خاک" یا "توانایی خاک در عبور دادن آب از خود". soil drainage یعنی فرایند خارج شدن آب از خاک. یعنی آب چقدر سریع از خاک عب ...
"Middle Plantation" یعنی "مزرعه ی وسط". نام اولیه ویلیامزبورگ ( Williamsburg ) بودهکه بین دوتا رود قرار داشته.
خریدار تا جای ممکن ارزان می خرد؛ فروشنده تا جای ممکن گران می فروشد
معیار عینی ( وابسته به واقعیت، نه نظر شخصی )