پیشنهاد‌های سامان قاسم پور (٢٦٣)

بازدید
٨١
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دومی آخری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جبران کردن / خنثی کردن / متوازن کردن ( تأثیر یک چیز با چیز دیگر )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به همین ترتیب / به همین روش / به همین سبک ( برای اشاره به مطلب مشابه یا هم جهت با آنچه قبلاً گفته شد ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درست مانند آنچه برای . . . صادق است / همانطور که در مورد . . . نیز چنین است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تبلیغات قیمتی؛ یعنی نوعی تبلیغات که بر روی قیمت یک محصول یا خدمات تأکید دارد و معمولاً شامل تخفیف ها، پیشنهادات ویژه، یا مقایسه ی قیمت با رقبا است. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

درست مثل آنچه که برای . . . صدق می کند / همانطور که در مورد . . . نیز چنین است ساختارهای پرتکرار: just as is the case with = همانطور که در مورد . . ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حساسیت قیمتی؛ یعنی میزان واکنش مصرف کننده به تغییرات قیمت. اگر مصرف کننده با افزایش جزئی قیمت، خرید را متوقف کند یا به رقیب روی آورد، حساسیت قیمتی با ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به دست آوردن / کسب کردن / تهیه کردن ساختارهای پرتکرار: acquire knowledge = دانش کسب کردن acquire a skill = مهارتی را یاد گرفتن acquire informatio ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"سایر شرایط برابر"؛ یعنی اگر همه ی عوامل دیگر ثابت و بدون تغییر باشند، فقط تأثیر یک عامل خاص بررسی می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جذابیت / کشش / تقاضا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کم رنگ کردن / تیره کردن / کاهش دادن ( نور، جذابیت، یا تأثیر چیزی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقابت قیمتی؛ یعنی رقابتی که در آن فروشندگان برای جذب مشتری، قیمت های خود را پایین تر از رقبا تعیین می کنند. ساختارهای پرتکرار: intense price compe ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دفع کردن / دور کردن / جلوگیری کردن ( از یک خطر یا تهدید )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرید مقایسه ای؛ یعنی فرایندی که مصرف کننده قبل از خرید، قیمت ها، کیفیت ها و ویژگی های محصول را در فروشگاه های مختلف مقایسه می کند تا بهترین گزینه را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خنثی کردن / جلوگیری کردن / نقض کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساخته شده / طراحی شده / ایجاد شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حوزه / محدوده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دامنه ی رقابت / حوزه ی رقابت ( یعنی رقابت تا چه اندازه و کجاها را پوشش می دهد )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شدیدتر کردن / افزایش دادن / تشدید کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هزینه های جستجو؛ یعنی زمان، انرژی، و پولی که مصرف کننده صرف پیدا کردن محصول، قیمت، یا اطلاعات مربوط به آن می کند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاهش / تقلیل / کم تر شدن

پیشنهاد
٠

مهم ترین مزیت احتمالی یا اصلی ترین برتری بالقوه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی تلویزیون که بیننده می تواند با آن ارتباط دوطرفه داشته باشد؛ مثلاً انتخاب زاویه ی دوربین، شرکت در نظرسنجی، یا خرید مستقیم از طریق تلویزیون.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تعاملی / دوطرفه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

WWW یا شبکه ی جهانی وب، یعنی مجموعه ای از وب سایت ها و صفحات اینترنتی که از طریق اینترنت قابل دسترسی هستند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستقل / غیر متصل به چیز دیگری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیس فرم: retailer ( مفرد ) معنی: فروشنده ی خرده فروش ( کسی که کالا را به مصرف کننده نهایی می فروشد، نه عمده فروش )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Dilemma" یعنی "معضل"، "دو راهی" یا "وضعیت دشوار" که در آن فرد بین دو گزینه گیر می کند و هر دو انتخاب مشکل ساز است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سمت بالا متمایل شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قیمت مصرف کننده ( شاخص قیمت کالا ها و خدمات ) بعضی جاها یه index ]م بهش اضافه می شه که می شه شاخص قیمت مصرف کننده که یک شاخص برای اندازه گیری تورم ه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهش CPI ( سی پی آی ) هم می گن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش داده شده / بالا برده شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی چیزی خط کشیدن/برجسته کردن به عبارتی یعنی تاکید کردن روی یک موضوع مهم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمهی "unanimous" یعنی "یکپارچه"، "همهجانبه"، یا "با اجماع کامل".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افزایش دادن/ تشدید کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمهی "hikes" در متون اقتصادی یعنی "افزایشها" یا "افزایشهای ناگهانی"، و معمولاً به افزایش نرخ بهره یا قیمتها اشاره دارد. معنی دقیق: "Hike" به عنوان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "divided on" یعنی "در مورد چیزی اختلاف نظر داشتن" یا "نظراتشان تقسیم شدن". وقتی یک گروه از مردم "are divided on" یک موضوع، یعنی بعضی از آنها ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی "mortgages" یعنی "رهن" یا "وام مسکن". Mortgage به قراردادی گفته میشود که در آن بانک یا مؤسسهٔ مالی به شما پول میدهد تا خانه بخرید، و شما خانه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "savings returns" یعنی "بازده پس انداز" یا "سود سپرده های بانکی". به زبان ساده تر: این یعنی پولی که از پس انداز کردن به دست می آید، یعنی سودی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "borrowing costs" یعنی "هزینهٔ استقراض" یا "هزینهٔ گرفتن وام". Borrowing costs به تمام هزینه هایی گفته میشود که یک شخص یا سازمان برای قرض گرف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی "minute" به معنی "صورتجلسه" یا "مشروح مذاکره" است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در رابطه با نرخ بهره یعنی "ثابت نگهداشتن" یا "بدون تغییر نگهداشتن".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه . . . حسابی! یه . . . واقعاً بزرگ/خوب/بد! چه . . . خیلی خوبی! واقعاً . . . هست! دو حالت کلی کاربرد: ۱. برای تعریف و تمجید ( چیز خوب ) : "That ...

پیشنهاد
٠

هرچقدر بیشتر منتظر چیزی باشی و به ساعت نگاه کنی، آنقدر زمان کندتر میگذرد و آن اتفاق دیرتر میافتد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "PTA meeting" مخفف Parent - Teacher Association meeting است و یعنی "جلسهٔ انجمن اولیا و مربیان".

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی "longing" یعنی "اشتیاق شدید"، "دلتنگی"، یا "آرزوی عمیق" برای چیزی یا کسی که معمولاً دور است یا دستنیافتنی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Cut down to" یعنی "برش خورده تا [یک نقطهی مشخص]" یا "کوتاه/باریک/باز شده تا [یک حد مشخص]". Cut down to her navel = یقه تا ناف باز است. Cut down t ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقصنده یا هنرمند زن در نمایشهای بزرگ ( کاباره، تئاتر، لاسوگاس ) به زنی گفته میشود که در نمایشهای پرزرقوبرق، معمولاً با لباسهای پرپَر و پولکی و کلاهه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از پس . . . برآمدن دوام آوردن ( تا پایان ) سر کردن از پس جان سالم به در بردن از عهده برآمدن به پایان رساندن ( با سختی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ول کردن ( ناگهانی ) رها کردن ( وسط راه ) پشت سر گذاشتن و رفتن زیر زدن ( در موقعیتهای حساس ) ترک کردن ( با بیاعتنایی )